احمد اعطا با نام ادبی احمد محمود (۴ دی ۱۳۱۰، اهواز – ۱۲ مهر ۱۳۸۱، تهران) نویسندهٔ معاصر ایرانی بود. او را پیرو مکتب رئالیسم اجتماعی میدانند. معروفترین رمان او، همسایهها، در زمرهٔ آثار برجستهٔ ادبیات معاصر ایران شمرده میشود
خواندن درباره ی زندگی روزمره ی انسان ها، در هر بازه ی زمانی و مکانی زندگیشان برایم لذت بخش است. این کتاب از بیست و چهار داستان کوتاه تشکیل شده که روایتگر زندگی مردمان عادی ایران بین سال های 1338 تا 1352 است. اکثر داستان ها جذاب و گیرا بودند ولی اگر راستش را بخواهید مجبور شدم سه داستان را نیمه کاره رها کنم. شاید دلیلش یکنواختی و شباهت بین داستان ها باشد. نثر احمد محمود گاهی اوقات به شدن ناپخته و مشوش می شد. انگار که نویسنده نتوانسته بود تصمیم بگیرد می خواهد محاوره ای بنویسد و یا ادبی. بعضی از داستان ها هم حقیقتا حرفی برای گفتن نداشتند و بسیاری از عناصر داستان نویسی را نادیده گرفته بودند. خواندن این کتاب تجربه ی خوبی بود. دفعه ی بعد که گذرم به احمد محمود بیفتد کتاب قوی تری را انتخاب خواهم کرد.
من همهی داستان کوتاههای اقای احمد احمد نازنین رو خوندم، و این کتاب فقط ۳ یا ۴ داستان جدید داشت و بقیه با کتابهای قبلی که خوندم، همپوشانی داشت. البته داستان “ برخورد “ که در این مجموعه جدید بود، واقعا ارزش خوندن داشت💚 اقای احمد محمود نازنینم روح شما توی کرور کرور نور باشد💫💫🌱💙 شما نویسندهی محبوب قلبم هستید
از مسافر تا تبخال. مجموعه داستانی از احمد محمود. این کتاب یکی از کاملترین مجموعه داستانهای احمد محموده. گویا بعضی از داستانها تو کتابهای دیگه ای هم چاپ شده. ولی اگر مثل من داستانهای کوتاه احمد محمود رو نخوندین، این کتاب انتخاب مناسب و کاملیه. بعضی از داستانها به شیوه کلاسیک نوشته نشدن بلکه بیان مقطعی از زمان و در مکان خاصی از مردمی عادی روایت شده. در اصل برشی از زندگی یک نفره تو شرایطی خاص. خصوصیات مشترک تمام داستانها مثل تمام آثار احمد محمود، واقعی بودن و رئال بودن داستانها و شخصیت هاست. این مجموعه به نظر من چند تا داستان عالی داشت که به نظرم خوندنش واجبه. یکی داستان برخورد بود. این داستان به روایت ورود تجهیزات کشاورزی به روستا و بیکار شدن کارگرها و دهقانای روستا میپردازه . داستانی واقعی، عمیق و تاثیر گذار که پیشرفت رو از دید دیگه ای به خواننده نشون میده. داستان پسرک بومی هم خیلی خوب بود. این داستان هم به بیان استثمار خارجیا از کارگرای جنوبی و ورودشون به جنوب به بهانه استخراج نفت می پردازه. داستانی زیبا از زمانی که پیشرفت ایران باعث بدبختی عده ای بومی شده بود. داستان غریبه ها و آسمان آبی دز هم با همین دیدگاه اجتماعی روایت شده بود که به نظر من زیبا بودن. حتی به نظرم جا داشت داستان آسمان آبی دز به تنهایی یه رمان باشه. ازبس شخصیتهای متعدد و شخصیت پردازی قوی داشت. بعد از خوندن این داستانها غمگین شدم. غمگین برای اینکه فقر ریشه دوونده تو مردم فرودست جامعه هنوز هم بعد از گذشت سالها با همون توان و قوت پابرجاس و انگار خیال نداره از بین بره. و با خودم فکر کردم چه خوب که نویسنده ای داشتیم که این فقر و مظلومیت رو بدون سانسور و بسیار واقعی و حقیقی با زبان شیرینش روایت کرده و برای نسل های بعد گذاشته. وچه حیف که الان، حالا چه به دلیل سختگیری ها و چه به دلیل نپرداختن نویسنده های حرفه ای به این موضوعات، کتابها و داستانهایی از این دست کم داریم. ایکاش داستان مردم مظلوم جنوب، داستان های فقر مردم، داستان کولبرها و سوخت برها و ماجراهای اینچنینی هم توسط اهالی قلم نوشته بشه. به همین زیبایی و همین شفافی. و در آخر داستان آخر کتاب به اسم تبخال، فضای متفاوتی داشت. داستان از زبان پسربچه ای بود که پدرش رو از دست داده بود و با عکسی که از پدرش صحبت میکرد. این داستان با تمام داستانها متفاوت بود. بافت اجتماعی نداشت و تماما احساسی بود. داستانی عمیقا زیبا و تاثیر گذار. در کل من از خوندن این کتاب خیلی لذت بردم و به نظرم اگر علاقه به داستانهای اجتماعی فارسی دارید، این مجموعه انتخاب خوبیه.
فر نمیکردم احمد محمود کتابی داشته باشه که کمتر از بقیه کتاباش دوستش داشته باشم. ولی خب این کتاب همون کتابه. مسئله یچیزی بیشتر از منقطع بودن خط داستانیشه. یچیزی در حد آزمون و خطا کردن نویسنده برای پیدا کردن لحن درونی خودش.
احمد محمود یک قصه گوی بومی ست، با روایت هایی خطی و مضامینی سخت اجتماعی. آثار محمود اگرچه در ادبیات معاصر ما قابل تامل اند، اما در مقایسه با ادبیات امروز جهان، مقام بلندی نصیبشان نمی شود. با این همه اگر حوصله ای باشد و حال و هوایی برای شنیدن خاطرات پدر بزرگ از جنگ و کودتا و طبقات محروم و... خواندن آثار احمد محمود در رده ی بالای اولویت هاست. او از نسلی ست که بیش از ادبیات، به جامعه گرایی و مردم گرایی گرایش داشتند (از جمله محمود دولت آبادی). زبان احمد محمود ساده، شیرین و خودمانی ست. این ویژگی در برخی از داستان های کوتاهش مانند "پسرک بومی" و هم چنین در اولین رمانش "همسایه ها"، چشمگیر است. همسایه ها بهترین اثر بلند احمد محمود و دلچسب ترین کار اوست. در "داستان یک شهر" و به ویژه در "زمین سوخته"، این "مردمی" بودن و "اجتماعی نویسی"، صمیمیت قلم او را خفه کرده است، و عبارات، گاه به شعار تبدیل می شوند. در "مدار صفر درجه" دوباره از اجتماعی نویسی فاصله می گیرد. با این همه "مدار صفر درجه" هم از هر لحاظ، پایین تر از "همسایه ها" ایستاده است. . از مسافر تا تب خال، بیشتر حاوی قصه هایی ست که در مجموعه های "زائری زیر باران" و "غریبه ها و پسرک بومی" پیش از این منتشر شده بوده است.
نکته هایی دارد که برای فهمیدن خود محمود داستان هایش بسیار کارگشا است. به ویژه میزان اهمیتی که به زبان و نگارش می داد. اینکه سیاست یعنی بهره کشی. روایت فروافتادن در چاه حزب بازی و محفل های ایدئولوژیک. چقدر راحت انسان از دست می رود.
این یک گردآوری بینظیر از داستانهای کوتاه احمد محمود بود که ۱۰تای آن را قبلا در کتابهایش خوانده بودم، البته بازخوانیشان هیچ ضرر نداشت، اما داستانهای تازهای نیز داشت. داستان غربت، تجربهی غریبی و بیکسی و بیپناهی محض را برایم میسر کرد. و سپس، داستان «با هم». این داستان مرا از هرچه زن است ترساند، گریاند و نهایتا یاد داد که ارزش یک نخ سیگار، در آخرهای شب، در انتهای شبگردی، چهقدر بالاست...
بعد از کتاب همسایه ها این دومین کتاب احمد محمود بود که خوندم و پختگی همسایه ها رو به وضوح نداره دو داستان آخر مجموعه رو پسندیدم البته باز هم از قلم احمد محمود لذت بردم هرچند پختگی کمتری داشت