داستان همشهری از مجلات گروه همشهری است که اول هرماه منتشر میشود. داستان، از آذرماه ۱۳۸۷ به جمع مجلات گروه همشهری پیوسته است. در اردیبهشتماه ۱۳۸۹ داستان همشهری در قالب مجله با رویکردی جدید در فرم و محتوا، با سردبیری نفیسه مرشدزاده و دبیری مینا فرشیدنیک و احسان لطفی کارش را شروع کرد و اولین شمارهی ماهنامه با عنوان «ویژهنامهی داستان» به صورت ضمیمهی مجلهی خردنامه همشهری در تیرماه ۱۳۸۹ منتشر شد. پس از انتشار نه شماره، از شمارهی اردیبهشتماه ۱۳۹۰، مجله با دریافت مجوز مستقل با عنوان «داستان» به روی کیوسک آمد و سی شمارهی بعدی آن باعنوان «دوره جدید» شماره خورد. در آذرماه ۱۳۹۲، مینا فرشیدنیک سردبیری ماهنامه را به عهده گرفت. از دیماه ۱۳۹۲، شمارهی مجله با مجموع کردن دو سری ۱ تا ۹ (تیرماه ۸۹ تا اردیبهشتماه ۹۰) و ۱ تا ۳۱ جدید (خردادماه ۹۰ تا دیماه ۹۲)، به دلیل تقارن با شب چله از «سیویک دورهی جدید» به «پیاپی چهل» تغییر کرد
-آن شب، درست قبل از خواب با خودم گفتم اسباب کشی مثل یک جور آیین است، اگر فقط درست انجامش دهیم، راهی است برای به یاد آوردن خودمان، آشتی با گذشته و پیوستن دوباره به همه ارزش های از دست رفته. -من از آن دسته آدم هایی هستم که نیاز به نظم دیداری دارند، در بی نظمی مانند مرغ سر کنده می شوم. -در این منطقه ی سورئال دوستانم برای کمک از راه می رسند و حقیقتا این درست ترین آزمون برای شناخت دوست خوب است. با این که همه مجزا کار می کنیم ولی فضا خیلی صمیمی است. حس رهایی فوق العاده ای به وجود می آید و آن وقت است که ما می توانیم راحت غر بزنیم و لعنت بفرستیم. درست مثل وقت زایمان. کسانی که وسایل شان بسته بندی می شود آسیب پذیرند، محتویات زندگی شان در معرض دید همه قرار می گیرد و نوعی از رسوایی را تجربه می کنند. به همراه این رسوایی، بی صدا قدردان همه ی دوستانی هستند که برای کمک آمده اند. آن هایی که با وجود همه ی چیزهایی شرم آور و غیر قابل توضیحی که پیدا می کنند هرگز خیال تمسخر یا انتقاد به سرشان نمی زند. - لامپا بوی شب می داد و شب بوی تاریکی و تاریکی بوی ترس. -خاطره از تاریخ زنده تر است و آنچه قبل از تولد من بوده به من ربطی ندارد.!!! -همیشه وقتی از زیر زمین می خواستم بیرون بیایم فکر می کردم الان است که یک نفر دستش را بگذارد روی شانه ام و مرا در تاریکی آنجا نگه دارد. -خیلی وقت ها شنیده بودم که پدرم کفر می گوید. تمام مردها این کار را می کردند. وقتی چیزی خوب پیش نمی رفت، روی زمین تف می انداختند و آن حرف های وحشتناک را می زدند. به نظرم می رسید که فقط زن ها واقعا به خدا اعتقاد دارند. -"تو چه مخالفتی با آثانیا داری.؟ همه اش زیر سر کشیش است، که مغزتان را شستشو می دهد." مادرم می گفت:" من می روم کلیسا دعا بخوانم." "تو بله، اما کشیش نه."
" ماهنامهای در حوزهٔ ادبیات داستانی از گروه مجلات همشهری بود که اول هر ماه منتشر میشد. نخستین شمارهٔ آن در قالب ماهنامه، تیر ۱۳۸۹ منتشر شده و در مهر ماه ۱۳۹۷ پس از انتشار شماره ۹۲ تولید و انتشار این مجله به علی رزاقی بهار واگذار شد. انتشار مجله با مدیریت و تحریریه جدید از شماره ۹۳ (آبان ماه ۱۳۹۷) با تغییرات ساختاری ادامه داشت، و در نهایت آخرین شماره ی آن در شهریور ماه ۱۴۰۰ به چاپ رسید. اولین شمارهٔ این ماهنامه با عنوان ویژهنامهٔ داستان با سردبیری نفیسه مرشدزاده و دبیری مینا فرشید نیک و احسان لطفی به صورت ضمیمهٔ مجلهٔ خردنامه همشهری در تیرماه ۱۳۸۹ منتشر شد. پس از انتشار ۹ شماره، از اردیبهشتماه ۱۳۹۰ مجله با دریافت مجوز مستقل با عنوان داستان انتشار یافت و از آن پس باعنوان دوره جدید شماره خورد. در آذرماه ۱۳۹۲، پس از استعفای مرشدزاده، مینا فرشید نیک سردبیر ماهنامه شد و از دیماه ۱۳۹۲، شمارهٔ مجله با مجموع کردن دو سری ۱ تا ۹ (تیرماه ۸۹ تا اردیبهشتماه ۹۰) و ۱ تا ۳۱ جدید (خردادماه ۹۰ تا دیماه ۹۲)، از سی ویک دورهٔ جدید به پیاپی چهل تغییر کرد. در مرداد ماه ۱۳۹۷ آرش صادق بیگی سردبیر مجله شد و شماره های ٩٠ تا ۹۲ به سردبیری وی انتشار یافت. در آبان ماه ۱۳۹۷ پس از واگذاری تولید و انتشار مجله به یک شخص حقیقی، حمید اسلامی راد سردبیر مجله شد. انتشار مجله با مدیریت و تحریریه جدید از شماره ۹۳ (آبان ماه ۱۳۹۷) با تغییرات ساختاری در مجله ادامه دارد. در نوروز سال 99 و از شماره 110مجله داستان با تغییراتی زیر نظر شورای سردبیری به نام های احمد ابوالفتحی، شهریار وقفی پور و هادی تقی زاده منتشر شد."