"ستار" جوان كه خصلتهای مردانگی و دلیریاش نمود بارزی داشت، در تبریز شهر? خاص و عام بود و حتی گاه حكومت برای دستگیری راهزنها از وی مدد میجست. پس از امضای فرمان مشروطه به دست مظفرالدین شاه و مرگ وی، جانشین او، محمدعلیشاه، حاضر به قبول مشروطه نشده و شروع به قتل و غارت و ظلم بر مردم كرد. ستارخان، در این دوره، سكوت را جایز ندید و برای برقراری عدالت و از سرگرفته شدن مشروطه، همراه با دیگر تبریزیهای غیور، دست به اسلحه برده و در برابر نیروهای حكومتی قد علم كرد. مبارز? ستارخان و یارانش فراز و نشیبهای بسیار داشت و ماهها تبریز صحن? درگیری و جنگ و خونریزی بود تا زمانی كه دیگر مشروطهخواهان از اقصی نقاط كشور، تهران را فتح كرده و شاه را مجبور به قبول مشروطه كردند. اما انقلاب و مبارزهای كه ستارخان در مخیلهاش ترسیم كرده بود با واقعیتی كه پیشآمد بسیار متفاوت بود و كاری از هیچكس برنمیآمد. اندكی بعد، دولت جدید، مرد بزرگ مشروطهخواه را به تهران احضار كرده و همراه با یارانش در "پارك اتابك" سكنی داد. اما چندی بعد جنجالها دوباره بالا گرفت و عدهای كه خویش را سردمدار مشروطه میدانستند به بهانهای واهی به پارك اتابك یورش برده و در این درگیری سردار ملی ایران، كه به سختی بیمار بود، مورد اصابت گلوله قرار گرفته و درگذشت.