Jump to ratings and reviews
Rate this book

خنیاگری و موسیقی در ایران: از هخامنشیان تا سقوط پهلوی

Rate this book
سرزمین باستانی ایران در طول چند هزارسال گذشته میزبان اقوام گوناگونی بوده و از این رهگذر تمدن های درخشانی را در دامن خود پرورانده است. هم اکنون این سرزمین همانند گذشته جایگاه اقوام مختلف با فرهنگ های گوناگون می باشند و از سوی دیگر، تنوع قومی-فرهنگی در ایران معاصر، موجب غنای فرهنگی در این سرزمین گردیده است. چنین وضعی ما را ملزم می سازد در نگهداری و شناخت این میراث گرانبها از هیچ کوششی دریغ نورزیم
از پیشگفتار کتاب

224 pages, Paperback

Published January 1, 1387

14 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
0 (0%)
3 stars
1 (33%)
2 stars
2 (66%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 of 1 review
Profile Image for Agir(آگِر).
437 reviews711 followers
June 13, 2017
هانس کریستین آندرسن: جایی که کلام بازمی‌ ماند، موسیقی زبان می‌ گشاید
description

:موضوعات ریویو
ـ از محبوبیت تا مطرود شدن موسیقی در ایران
ـ دوران صفویه و به دار آویختن موسیقی دانان
ـ اسلام و موسیقی
ـ موسیقی درمانی

محققین بسیاری با توجه به شواهد مدارک منشا موسیقی را خاورمیانه می دانند. ایران از جمله سرزمین هایی است که نقش مهمی در رشد و پیشرفت آن داشته است. با آنکه موسیقی از دوران خیلی کهن در ایران وجود داشته اما در دوره ساسانیان است که موسیقی در کنار دیگر علوم و هنرها به اوج شکوفایی خود می رسد و هنرمندان بزرگی چون باربد و نکیسا پا به عرصه می گذارند...اما با اسلامی شدن ایران موسیقی مانند بسیاری دیگر از هنرها مطرود می شود
با جایگزین شدن اسلام به جای کیش زردشت، به تدریج بسیاری از باورها و ارزش های پیشین تغییر یافت که یکی از تغییرات، تغییر نگرش نسبت به خنیاگری و موسیقی است

از طرفی هرچه بیشتر از زمان ظهور اسلام می گذرد شاهد بازگشت تدریجی اعراب به سنت های پیش از اسلام (یعنی توجه به شعر و موسیقی مخصوصا در بین خلفای اموی و عباسی) و تاثیر آنان بر مشروعیت یافتن این هنرها در بین مسلمانان هستیم و از طرف دیگر با به قدرت رسیدن ایرانی ها در سرزمینشان، دوباره راه برای ترویج و پیشرفت این هنرهای ارزشمند باز می گردد

:دوران صفویه

در ایران با آمدن صفویه دوباره شاهد دوره افول هنر هستیم. مذهب شیعه دین رسمی می گردد و فلسفه و هنر به انزوا کشانده می شود و به قول نویسنده: برای سومین بار پس از ساسانیان، دین و سیاست باهم در آمیخت

شادروان مشحون درباره علل«رکود فلسفه و عرفان و شعر و ادب و موسیقی در زمان صفویه» می نویسد: یکی از هدف های سیاسی مهم پادشاهان صفوی این بود که مذهب تشیع را در ایران راسخ و پابرجا سازند... و برای پیشبرد این هدف ناچار بودند بیشترین زمان و توان خود را صرف تبلیغات مذهبی نمایند و فقها و علمای شیعه را که مروج احکام و قوانین تشیع بودند تشویق و حمایت کنند و آنان را به جمع و تدوین احادیت و نوشتن کتابهایی در اثبات حقانیت شیعه و بطلان تسنن وادارند، لیکن کوشش پادشاهان صفویه در ترویج مذهب به شعر و ادب و موسیقی لطمه فراوان وارد آورد.

فقها و مجتهدان عهد صفویه کوشش خود را مصروف علوم شرعیه می داشتند و حکمت و فلسفه و عرفان را منافی مذهب دانسته و از آنها اظهار نفرت می کردند و با تمام قوا در اذیت و آزار ارباب این علوم و فنون و پیروان تصوف می کوشیدند...سلاطین صفویه هم برای پیشرفت مقصود خویش به فقها و مجتهدین مساعدت می کردند و احکام آنان را خواه و ناخواه مخصوصا نسبت به عرفا و متصوفه مجرا می داشتند. هم از این رو بود که در زمان سلطنت این خاندان حکمت و فلسفه و عرفان به یکباره از ایران رخت بربست و شعر و ادب و موسیقی رو به سراشیبی نهاد
(تاریخ موسیقی ایران، جلد 1 صفحات 276-277)

یکی از شاهان صفوی یک نفر از موسیقی دانان زمان خود را به جرم همنشینی با فرزندش سلطان حیدر میرزا به دار آویخت و به دستور او تمام خنیاگران (درباری؟) را به قتل رساندند. همچنین سلطان ابراهیم میرزا بردارزاده شاه طهماسب که اهل هنر بود و علاقه شدیدی به موسیقی داشت به هنگام توقف در مشهد استاد قاسم قانونی را از هرات به این شهر فراخواند و از ترس عم تاجدار خود، او را در محلی پنهان نگه داشته و نزد او موسیقی می آموخت

شادروان مشحون می نویسد: پس از فرمان شاه تهماسب، برای حفظ جان استاد خویش آن هنرمند غریب را مدت ها در اطاق زیرزمین محبوس و دور از چشم اغیار نگاهداری می کرد تا چون معلم سلطان حیدر میرزا سر دار نرود. بدنبال سختگیری های شاه اسماعیل و به ویژه شاه طهماسب و اوضاع نابسامان، موسیقی از رونق افتاد

شاردن فرانسوی که در زمان سلطنت شاه سلیمان صفوی به ایران سفر کره و چند سال در اصفهان مشغول پژوهش درباره جامعه و فرهنگ ایران بوده است، به علل عدم پیشرفت فن موسیقی در ایران و نیز وضع رقت بار خنیاگران و موسیقی دانان اشاره کرده و می نویسد: آلات طرب در مشرق زمین همانند خود صنعت موسیقی است: یعنی نواختن و آموختن اینها خلاف ادب، و حتی بدتر شمرده می شود. زیرا مذهب استعمال آنها را حرام شمرده است، روحانیون و اشخاص مومن حتی از شنیدن آواز آلات طرب نیز امتناع می ورزند و به همین جهت این فن در ایران به مانند اروپا صیقل نیافته و پیشرفتی پیدا نکرده است. موسیقی دانان ماهر و عالم در زندان شاهنشاه می باشند، و به طوری که برایم تاکید کرده اند، شماره آنها افزون تر از ده و دوازده نیست (سیاحت نامه شاردن، جلد پنجم)


:اسلام و موسیقی

آنچه که در مذهب سنی و شیعه وجود دارد تحریم و زشت خواندن موسیقی است و هردو مذهب موسیقی را بشدت کوبیده اند. فقط امام غزالی در این بین یک استثناست
از چهار کتب عمده فقهی (اهل تسنن) یعنی حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی با وضوح تمام مغایرت فقه اسلامی را با موسیقی اعلام داشته اند

علامه محمد تقی جعفری در مبحثی با عنوان «تاثیرات شوم موسیقی در وجود انسان» به موارد زیر اشاره کرده است: 1- ایجاد عدم تعادل و توازن بین اعصاب «سمپاتیک» و «پاراسمپاتیک»2- مرض روانی3- مرض پارانویا4- سیکلوتمی4- کوتاهی عمر5-ضعف اعصاب 6- اختلالات دماغی 7- تاثیرات قلبی8- واسطه انتحار و خودکشی9- بیماری فشار خون10- عامل فحشاء11- تضعیف و تضیعع بینایی13- هیجان14- سلب اراده و شکست شخصیت15- سلب غیرت16- عامل جنایت17- جلب توجه غیر طبیعی 18- از دست دادن نیروی فکری و امتیازات بشری19- تضییع نیروی قضاوت20- افسردگی و خمودگی21-تهییج عشق 22- شکست عمر و جوانمرگی23- زنجیر بردگی24- روش لغو25- اتلاف وقت

اما به قول آقای بهاروند: استاد جعفری هیچگونه منبع و ماخذی در ارتباط با موارد یاد شده ذکر نکرده است، و از این رو تا زمانی که از منابع علمی مستندی ارایه نشود، گفتار بالا فاقد پشتوانه پژوهش تجربی و علمی است

هنری جورج فارمر در این مورد حرام بودن موسیقی در اسلام می نویسد: یکی از سردرگم ترین مسائل مورد بحث در اسلام، برخورد آن با موسیقی است و قرن هاست که فقهای اسلام بر سر این مساله بحث و جدل دارند که ایا شنیدن موسیقی (سماع) مشروع است یا خیر. در تمام قرآن یک کلمه مستقیم علیه موسیقی نیامده و از آن بالاتر اینکه موسیقی جز تفکیک ناپذیر زندگانی اجتماعی عرب بوده است. پس این فتوای علیه موسیقی از کجا آمده است؟

بهاروند هم می نویسد: برخی فقها به استناد آیه 31 سوره حج" و اجتنبو قول الزور"(دوری کنید از گفته باطل) به تحریم موسیقی و غنا رای داده اند که در اینجا واژه «زور» را به معنی غنا تفسیر کرده اند
نکته ای که بر نگارنده روشن نیست این مسئله است که واژه غنا پیش از اسلام هم وجود داشته اما در هیچیک از آیه های قران بطور صریح از تحریم غنا سخت به میان نیامده است



:موسیقی درمانی

بهره گیری از خنیاگری و موسیقی در درمان بیماری ها و ناراحتی های روانی سابقه ای کهن دارد و نه تنها در ایران بلکه در سراسر گیتی پدیده ای شناخته شده است. ژاکلین اشمیت پیترز در کتابی با عنوان «مقدمه ای بر موسیقی درمانی» به موارد گوناگونی از موسیقی درمانی بین قبایل ابتدایی و تمدن کهن از جمله مصرف چین، یونان، روم و عبری ها اشاره کرده است. افزون بر این نامبرده به کاربرد موسیقی و خنیاگری در درمان بیماری ها و ناراحتی مختلفی به شرح زیر اشاره کرده است: عقب ماندگی ذهنی، ناتوانی در یادگیری، آسیب های شنوایی، آسیب های بینایی، اختلالات گفتاری، معلولین ارتوپدی، بیماری جسمی مزمن حاد، اختلالات رفتاری و آشفتگی های کودکان، اختلالات رفتاری یا بیماری های بزرگسالان، درمان استرس، زایمان و مراقبت از نوزاد
«برگرفته از کتاب «تاریخ، فرهنگ و موسیقی
Displaying 1 of 1 review

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.