از سری کتاب هایی که تو شرایط کنونی تصمیم گرفتم بخونم -- قبل از بررسی محتوایی بگم که تقسیم بندی کتاب هرچند خوب و منطقی بود(اعلامیه ها و اطلاعیه ها،مصاحبه های رادیو تلویزیونی،سخنرانی های پراکنده).اما من ترجیح میدادم که همه ی مطالب صرفا براساس زمان مرتب بشن.اینکه یکبار تا استعفا پیش بری و بعد برگردی در مصاحبه های رادیو تلویزیونی از اول انتخاب دولت موقت پیش بری،انگار بُعد زمان و شرایط اجتماعی رو حذف کردی و مدام باید بررسی کنی که الان این مصاحبه باتوجه به چه شرایطی داره اتفاق میفته.این چیزی بود که یکم اذیتم کرد -- در سپهر سیاسی ایران از نظر من نقش بختیار و بازرگان همیشه جالب،کلیدی و محوری بوده.دونفری که شاید اگه مذهب رو از معادلات حذف کنیم،شباهت های زیادی به هم داشتن.این کتاب هرچند که فقط به سخنرانی ها و اطلاعیه های عمومی میپردازه اما بازم چیزهای زیادی رو آشکار میکنه.بخشی از شرایط بعد از انقلاب که به نظرم قابل تعمیم به هر انقلاب دیگه ای هم هست،آشکار میشه و سختی ها و هرج و مرج ها و بی قانونی ها و انتقام ها دیده میشه. دخالت ها در دولت موقت خیلی زود صدای بازرگان رو درمیاره و در نهایت هم بخاطر همین تعدد مراکز تصمیم گیری تصمیم به استعفا میگیره. حتی از رهبر هم بخاطر وعده های بدون هماهنگی با دولت انتقاد میکنه بازرگان.از کمیته ها و از پاسداران و شورای انقلاب. و البته در صحبت های نزدیکتر به استعفا میبینیم که ابراز نگرانی میکنه از قانون اساسی که دارن مینویسن بخاطر اینکه فک میکنه این قانون طبقاتیه و روحانیون توش قشر برتر درنظر گرفته شدند.و با حجاب اجباری هم مخالفت میکنه. به نظرم اگر اسلام پژوه و اینقدر معتقد به اسلام نبود همین مقدار هم نمیتونست دووم بیاره. دوست دارم بازم درباره ش بخونم مخصوصا اگر دیرتر نوشته شده باشه چیزی ازش. درکل کتاب خواندنی ای بود.هم برای شناخت بازرگان هم برای شناخت انقلاب هم برای بررسی شرایط و سختی های بعد هر انقلابی