آیتالله طالقانی هم در حوزهی نظر و اندیشه و هم در عرصهی عمل اجتماعی دارای سعه صدر و وسعت مشرب بود و اهل مدارا. به همین سبب، با جریانهای گوناگون فکری و رهبران حرکتهای سیاسی مبارزاتی تعامل داشت و در آراء، آرمانها و نگرشهای آنان تأمل میکرد. بدون تعصب و جزماندیشی درعین پایبندی و ایمان استوارش به شریعت اسلامی و مکتب فکری قرآن کریم، با صاحبان آراء و مکاتب فکری، آثار متفکران مکاتب مختلف و مدافعان و مدعیان آن به گفتوگو میپرداخت. زندگینامهی سیاسی آیتالله طالقانی کتابی است که به بررسی تحلیلی زندگی او میپردازد و از این رو، به ناگزیر در این کتاب بخشهای عمدهای از تاریخ معاصر ایران نیز مرور شده است تا تأثیرپذیری این اندیشمند معاصر از محیط سیاسی اجتماعی و تأثیرگذاری متقابل او بر فضای روزگارش بهدرستی تبیین شود.
کتاب خوبیست و خواندنش را به دوستان توصیه میکنم. بشخصه بخش زندگینامه شخصی این بزرگوار برایم جالب نبود و بیشتر نیمه دوم کتاب جذاب شد. البته لاجرم کل کتاب را خواندم تا چیزی را از دست نداده باشم. نویسنده با همه محدودیت هایی که داشته سعی کرده حقایق را بنویسد که بنظرم در آن نمره قبولی میگیرد. یک جاهایی هم خواننده باید عاقل باشد و خود بفهمد که چه گذشته و چه شده. مملکت ما از این شخصیت های معنوی کم داشته از آن دست آدمهایی که واقعا بر شعار زنده باد مخالف من ایستاده باشند و برای آن ها هم حقی قائل باشند. نکات کتاب وسیع اند و در یک نوشته کوتاه نمیگنجند پس من نیز با نوشتن بخشی از کتاب زحمت نویسنده را بیهوده نکرده و فقط به دوست داران تاریخ معاصر پیشنهاد میکنم تا کتاب مذکور را مطالعه کنند.
کتاب "زندگینامه سیاسی آیتالله طالقانی" را خریدم چون نشر نی آن را منتشره کرده بود و بهاشتباه فکر میکردم که چنین نشریهای حداقلی از استانداردهای علمی در گزینش کتابها را دارد. البته نشر نی سابقه انتشار کتابهای بسیار بیارزش را داشته بود (مثلا کتابی که در آن احمد زیدآبادی درمقام نظریهپرداز روابط بینالملل ظاهر شده بود) ولی آن کتابها همه توسط افراد بسیار مشهور نوشته شده بودند. پس از ارتکاب این اشتباه بزرگ که این کتاب را با این همه مشکلات اقتصادی خریدم، دیگر بدون تحقیق درباره نویسنده و کیفیت کتاب چنین خبطی را مرتکب نخواهم شد.
این کتاب درواقع اثری در ژانر زندگینامه یا بیوگرافی نیست و دقیقتر باید آن را در ژانر قدیسنگاری یا hagiography دانست که هدفش ارائه تصویری جامع و درک عمیق از موضوع کتاب نیست بلکه فقط ستایش اوست. این کتاب لحنی بسیار غیرعلمی و اعصابخوردکن دارد که بیشتر به گزارشهای صداوسیما شبیه است و با لغاتی اغراقآمیز و زبانی چاکرمابانه به ستایش اغراقآمیز از چهرههای انقلابی و حمله به همه مخالفان آنان میپردازد. تقریبا هیچ نقدی از آیتالله طالقانی دربر ندارد. تنها استثنا به انتقادات نویسنده از نظرگاههای اقتصادی آیتالله طالقانی مربوط میشود ولی در همه دیگر نقاط کتاب نویسنده خود را نه در مقام معرفی بلکه در مقام مدافع و توجیهگر آیتالله طالقانی تعریف کرده است. اگرچه شکی در اهمیت آیتالله طالقانی در تاریخ معاصر ما نیست، ولی کتاب بسیار درباره میزان اهمیت ایشان در انقلاب اغراق کرده است، بهخصوص در میزان اهمیت مسجد هدایت در سازماندهی تظاهرات، تاجایی که ممکن است خواننده خیال کند همه اتفاقات داخل ایران با رهبری آیتالله طالقانی رخ داده. همچنین کتاب همه تلاش خود را کرده است که که اختلافات بین آیتالله خمینی و آیتالله طالقانی و اصولا انتقادات او از روزهای ابتدایی حکومت جمهوری اسلامی را به مبهمترین شکل بحث کند و به سرعت از روی آن رد شود درحالیکه بقیه مسائل را با جزئیات نالازم و تکرارهای مکرر مطرح کرده است و کاملا معلوم است که نویسنده دوست نداشته مسائل پیچیده و ناخوشایند تاریخ انقلاب را مطرح کند. درمجموع بهتر بود این کتاب را بهجای نشر نی یکی از ناشرین متعددی که با بودجه بیتالمال پروپاگاندا منتشر میکنند چاپ کند و به شما هم اصلت خواندن آن را توصیه نمیکنم.