Jump to ratings and reviews
Rate this book

گونه‌های نوآوری در شعر معاصر ایران

Rate this book

512 pages, Hardcover

Published January 1, 2004

1 person is currently reading
7 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
1 (16%)
3 stars
2 (33%)
2 stars
3 (50%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 of 1 review
Profile Image for Mohammad Sadegh Rasooli.
558 reviews40 followers
September 11, 2016
پیش‌نوشت (محض رفع سوءتفاهم):
خب، من تخصصم ادبیات وشعر نیست و ته قرابتم با ادبیات شعرنویسی‌های (تقریباً) تفننی است ولی این جور کتاب‌ها را هم به نحوی بر سبیل تفنن می‌خوانم. یعنی دوست دارم وقتی شعر معاصرین را می‌خوانم بدانم که چه می‌خوانم. از سویی دیگر، برش‌های شعرهای دیگران که به عنوان مثال‌ها در این کتاب‌ها بیان می‌شوند خیلی خواندنی‌اند.

نظر:
از نظر ساختاری نویسنده خوب توانسته نقدهای مختلف را با نقل قول مستقیم پشت سر هم بیاورد؛ طوری که اگر ارجاع داده نمی‌شد، من که اصلاً به ذهنم خطور نمی‌کرد که این جملات از جاهای مختلف برش داده شده است. ولی مشکل بزرگ این کتاب گزاره‌های تکراری (مثلاً دو سه پاراگراف تکراری در مورد یک شعر تکراری)‌ در فصل‌های مختلف کتاب است. انگاری که نویسنده خیلی از آن شعر خوشش بیاید و هی بخواهد در جاهای مختلف تکرارش کند.
اما در مورد محتوای کتاب. جمله‌ای دارد در این کتاب در مورد تقابل کهنه‌گرایان با نیما یوشیج و بعد می‌نویسد "از آنجا که حق با نیما بود". یعنی خودتان قضاوت کنید از این جمله که چقدر حسن‌لی جانبدارانه این نقد را نوشته است. عنوان کتاب در مورد شعر معاصر ایران است ولی درستش باید می‌شد شعرهای نو در ایران یا چیزی در این حدود (مرا یاد کتاب «سه دهه شاعران حرفه‌ای» باباچاهی انداخت که در آن حتی یک نیمایی، چه برسد به غزل، دیده نمی‌شد). حرفی از نوآوری‌های دیگرانی چون پروین اعتصامی، رهی معیری، شهریار، حسین منزوی، سیمین بهبهانی و محمدعلی بهمنی یا بیان نشده است و یا فقط به شباهت‌های آثار امثال منزوی و بهمنی و بهبهانی به نیمایی‌ها اشاره شده است. در کل هم امثال سایه و فریدون مشیری کلاً داخل آمار نیستند و غیر از یک اشاره به اسمشان آن هم در حاشیهٔ بحثی گذرا خبری از سایه و مشیری نیست. و فارغ از این که آیا سایه و مشیری شاعران خوبی بودند یا نه، آیا حق مطلب آن نبود که حداقل به خاطر تأثیرگذاری‌شان حرف بیشتری از آن‌ها به میان می‌آمد؟ از آن طرف یک خط در میان مثال است از شاملو. یک جایی هم عنوان "مدعیان باطل‌اندیش" را در توصیف منتقدان شاملو آورده است. و سؤال اینجاست که آیا یک کتاب پژوهشی این‌گونه جانبدارانه نوشته شده باشد؟ و البته چه خوب که بعضی مثال‌ها در تعریف از شاملو (و نقدهای طرفدارانه در ادامهٔ آن مثال‌ها) آمده است که خود آن‌ها بر من حجت شده‌اند که خیلی از شعرهای شاملو بیشتر شعارند تا شعر. خصوصاً وقتی مضامینی نزدیک به هم در شعرهای شاملو، اخوان، فروغ و سپهری در کنار هم می‌آیند روشن است که شعر اخوان و فروغ و سپهری خیلی شعرترند (حداقل از دید من عامی؛ و مگر غیر از این است که آن‌ها ادعا داشتند که شعرشان باید از دل مردم باشد و خب، "ما نیز مردمیم"). تعریف‌های نویسنده از شاعرانی مثل رؤیایی و حتی تعریف‌های آنچنانی از تقطیع‌های جمله در اشعار شاملو، اسماعیل شاهرودی، بیژن جلالی و امثالهم، بیش از همه مرا یاد کتاب «شاعران در زمانهٔ‌ عسرت» داوری اردکانی انداخت که این نیست‌انگاری چه کرده است با ادبیات ما (و البته باز هم از دید من عامی؛ فرق نوشتهٔ داوری با این کتاب، فرق خورشید با ماه است). و البته از دید منی که این نظر را می‌نویسم و کار پژوهشی‌ام زبان‌شناسی رایانه‌ای است، ته این بازی‌های زبانی معلوم است به کجا کشیده خواهد شد (که البته مجال گفتن نیست از بازنمایی زبان به صورت بردارهای عددی در فضاهای چندبعدی که حتی می‌تواند کارهایی کند که عوام انگشت به دهان بمانند).


در مورد شعر (و شعرای انقلاب) خیلی کم‌لطفی شده است. خداوکیلی‌اش بعد از فروغ و سپهری و اخوان، الان شعرهای قیصر امین‌پور بیشتر خوانده می‌شود یا باباچاهی و رؤیایی؟ جایی آمده در نقد افراط در روزمره‌نویسی چیزی بگوید، از شعری از «از نخلستان تا خیابان» قزوه و شعری از قیصر امین‌پور مثال آورده. خب، در مورد آن شعر خاص قزوه تا حدی زیادی با نویسنده هم‌نظرم ولی خداوکیلی‌اش آن شعر قیصر (با این مضمون که پسری بدون سر در کوچه‌های دزفول می‌دوید و غروب پدر سر را به قبر پسر برد!) خیلی شعر است؛ شعرتر از این حجم‌ها و موج نوها و فرم‌ها.

آخر آن که نویسنده که خود داعیهٔ نوگرایی دارد، ترکیب غزل-مثنوی را غزنوی می‌نامد و گویا (به صورت غیرصریح البته) تاب نوآوری در قالب‌ها را ندارد (شاید چون که هنوز در بند قافیه است) ولی از «تیک تک تیک تک تیک تک ...» یک شعر سپید به خاطر نوآوری تعریف می‌کند. این جور افراط عجیب است.

در مجموع کتابی است که به نظرم خواندنش مفید خواهد بود. خودم که این ۵۰۰ صفحه را در طول یک شبانه‌روز و تقریباً یک‌نفس خواندم.

پی‌نوشت:
-- چندی پیش که شعرهای رؤیایی را خواندم هی فکر می‌کردم که چرا شعرهای دریایی‌اش بهترند از بقیهٔ کارهایش (یا در واقع بقیهٔ کارهایش، علی الخصوص کارهای جدیدترش، حرفی جز بازی با کلمات ندارند). در این کتاب نقلی قولی دارد از براهنی در مورد ترجمه بودن «شعرهای دریایی» از ژون‌پرس فرانسوی؛ گاهی ترجمهٔ‌ واژه به واژه!
-- یکی از مداحی‌های یزدی که در دو سه سال اخیر معروف شده («این چه مسلمانی است،‌ وای به دیندارها») را تازه متوجه شده‌ام که بخشیش شعر شاملو است و بخش دیگرش محمدکاظم کاظمی. اگر شاملو موقعی که زنده بود، می‌دانست که شعرش بساط هیأت‌ها می‌شود چه می‌گفت؟
-- این کتاب مرا واداشت که شعرهای شاعرانی دیگر مثل منوچهر نیستانی، نصرت رحمانی، عباس باقری و محمدرضا عبدالملکیان را تورقی کنم.
-- در جایی شفیعی کدکنی را در ردیف صفارزاده و گرمارودی در زمرهٔ شاعران مذهبی دانست. خوشم آمد. همین.
Displaying 1 of 1 review

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.