دوستانِ گرانقدر، در موردِ تاریخچهٔ شترنج (شطرنج) و اصل آن اختلاف بسیار است.. امّا آنچه را که از آن مطمئن هستیم این است که شطرنج الگویِ میدان جنگ است.. طبق برخی از داستان ها و روایت هایِ تاریخی، از آنجایی که "شاه سراندیب" (در هندوستان) مدتها گرفتار نبرد و کارزار بود، ملکه برایِ سرگرم نمودنِ وی، ارتش را الگو قرار داد و بازی شطرنج را آفرید و به نوعی نوآوری کرد از سویِ دیگر بوداییانِ هندی به سببِ آنکه جنگ و کشتار را گناهی بزرگ و نابخشودنی میشمردند، لذا از این بازی بهره میبردند تا آنها را از جنگ و جدال باز دارد پس عزیزانم، آنچه آشکار است این است که میتوان گفت، الگویِ بازی شطرنج به چند دلیل، از زندگانیِ آریایی هایِ جنگنجویِ آسیا برداشت شده است اول آنکه: تضاد و اختلاف هایِ آشتی ناپذیرِ شطرنج، در تمامِ نشانه ها و نماهایِ زندگانیِ آریایی وجود داشته است... آنها با طبیعتِ خشنِ آسیا و اقوامِ مجاورِ خود، پی در پی در پیکار بودند و از این رو به تقابل و دوگانگی خو گرفته بودند و با دیده ای "دوتا نگر" به همه چیز مینگریستند و دنیا را صحنهٔ نبردِ نیروهای دوگانه همچون: اهریمن و اورمزد- تاریکی و روشنایی- نیکی و بدی... می انگاشتند دوم اینکه: اسب که در شطرنج قدرتِ تحرکِ بسیار دارد، در زندگی آریایی ها نقشِ پُر رنگی داشته است و آنها زودتر از اقوامِ دیگر، اسب را اهلی کردند و گروه سواره نظام را تشکیل دادند سوم اینکه: همانطور که در شطرنج، مهمترین مهره، شاه است و با "مات شدنِ شاه"، باخت صورت میگیرد... در زندگی آریایی ها نیز، خواه شاه ایرانی و خواه راجهٔ هندی، برترین مقامِ اجتماعی را داشت و نشانهٔ قدرت و غلبه بوده است البته بازی شطرنج با تکاملِ دستاوردها و وسایلِ جنگی تغییراتی نیز داشته است. گویا در اتازونی نوعی شطرنج اختراع شده است که مهرهٔ جدیدی دارد که "بمب اتمیک" نام دارد به هر حال از دیدگاه روانی میتوان گفت که شطرنج بازان میتوانند به کمکِ این بازی برخی از تمایلاتِ خشن و تلخِ خویش را ابراز کنند و بطور ناخودآگاه برخی از عقده هایِ درونی خویش را تسکین بخشند ولی منکر این حقیقت نمیتوان شد که این بازی آرامشی خاص نیز در خود نهفته دارد ------------------------------------------------- امیدوارم این توضیحات مفید بوده باشه <پیروز باشید و ایرانی>