وقتی مجموعه شعری چاپ مسکوی زمان شوروی باشد، می شود حدس زد چقدر ایدئولوژیک است - ستایش کار و کارگر و وطن و ... . این سخن در مورد این مجموعه نیز صادق است
ظاهر کتاب برای من جذاب بود: هم رنگ های روی جلد، هم خود جلد سخت و هم کاغذهای باکیفیتی که به کار برده شده اند. کتابی است که ورق زدنش و در دست گرفتنش خودش لذتی می تواند باشد
در مورد ترجمه به نظرم این کتاب باید مورد توجه قرار بگیرد. تلاشی که مترجم - پرویز - در راستای ترجمه ی شعر به شعر کرده به نظر من قابل تقدیره. این همه شعر را به شعر فارسی کشاندن واقعا کار سختی است و پر زحمت. البته این شعرهای فارسی - در هر قالبی که باشند - گاهی ظاهر تحمیلی دارند اما کم نیستند مورادی که خواندنشان حس خودمانی شعر را منتقل می کند
آن اشعاری که من بیشتر دوست داشتم، از آخماتوا: "سروش شعر"؛ از تورادوفسکی: "نیک می دانم تقصیر من نیست"؛ از تورسن زاده: "با چشم تو" و "مادرم" ( البته این شاعر تاجیک است و اشعار در اصل هم فارسی تاجیکی اند )؛ از همزادف: "سن من" و "سه آرزو"؛ از سملیاکف: "اگر روزی شوم بیمار" و "ناهارخانه ای در کنار شهر"؛ از سوتلف: "سرباز ایتالیائی"؛ از قلی یف: شعر اول (بی نام)، "زندگی"، "زن تن شوید اندر آب" و "گریه ی کودک"؛ از مایاکوفسکی: "حکایت خزه نف درباره ی صنایع کوزنتسک و آدم های آنجا"، "شعری درباره ی گذرنامه ی شوروی" و "مقطع آسمانخراش" هستند