از تمام متون کهن فارسی توجه ما آن سالها به یکی دو تا کتاب بود فقط و دقتی نداشتیم و حوصلهای هم. شاید بیست سالمان بود. اولبارهایی که از یکی دو عزیز شنیدیم باید تفسیر طبری و سورآبادی و کمبریج را بخوانیم تا فارسی و حدود ترجمه و زبانورزی برابرِ متنِ مقدس را بدانیم از کجاست تا به کجا، کمی رو ترش کردیم که در خیالِ ما چیزی خستگیآور و گنگ و بیحاصل بود از جنسِ همان چیزهایی که خوانده بودیم و در مکتب شنیده و تعلیم دیده بودیم. بعد که مزه کردیم همگی آیتِ حیرتِ مشهود بودیم و میگفتیم به، عجب چیزهایی! و به عجب عجب گذشت تا رسیدیم به این "پلی میان شعر هجائی و عروضیِ فارسی" که ترجمهای آهنگین است از قران مالِ قرن اول هجری! به اهتمام دکتر احمدعلی رجایی که مقدمهی مفصل خوبی هم نوشته. کتاب بابِ دندان عشقکتابهاست و شاعرانِ تجربهگر. لذتش نگفتنی. ولی نایاب. برای اینکه حد غربت زبان فارسی در وطن را بشود قیاس کرد همینقدر بگویم که در چاپِ مجدد و مضحکِ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی (که انگار از تعاریفِ وظایفش یکی حرام کردن متن و کتاب است) دو صفحه مقدمهی ناشر آمده، مشحون از غلط ویرایشی که هیچ، در همان صفحهی اول دو بار *سطر* به صورت *شطر* نوشته شده! یعنی هیچ کس با سواد اکابری از روی متن دو صفحهای نخوانده و کتاب رفته چاپ شده. با ترتیباتی و تفصیلاتی: در شناسنامه با افتخار اسم مدیر نشر آقای ناصر زعفرانچی آمده (لابد نویسندهی مقدمهی دوصفحهای) و ناظر چاپ و نسخهپرداز (مسخرهست چون کتاب چاپ عکسی از روی چاپ سال 53 است) و آمادهسازی و طرح روی جلد (که مزخرف است) و اجرای جلد و چاپ و صحافی! این همه جمع شدهاند برای دوصفحهی پرغلط و چاپ بد و صحافیِ فاجعهبار و جلد و کاغذ فجیع. اینها را به یاد کن