Books can be attributed to "Unknown" when the author or editor (as applicable) is not known and cannot be discovered. If at all possible, list at least one actual author or editor for a book instead of using "Unknown".
Books whose authorship is purposefully withheld should be attributed instead to Anonymous.
دوستانِ گرانقدر، این کتابِ شعر و طنز، در حدودِ یک سده پیش سروده و جمع آوری شده است و از 4 دفتر: گنج بادآورد- مراه السرات- گندستان- گندنامه و تعدادی حکایت، تشکیل شده است سبکِ بیان حکایت ها و بیانِ اخبار در این کتاب، همچون سروده هایِ زنده یاد «عبید زاکانی» میباشد... و بیشتر ابیات آن در خصوص زندگی «محمّدبن عبدالله» و اعراب و البته داستانِ موهوم و کودکانۀ عروجِ وی به آسمان هفتم همراه با یابوی سفید یعنی برّاق میباشد!! به انتخاب ابیاتی از این کتاب را برایِ شما بزرگواران در زیر مینویسم --------------------------------------------- در جنگِ اُحد یکی زِ کفّار با نیزه درید پشتِ عمّار بیچاره زِ روی زین نگون شد مستغرقِ بحرِ خاک و خون شد آنقدر زِ زخم و مرگ ترسید کز ترس به دامنِ زره رید در معرکه با نشینِ پاره از دست شده عنان چاره تا صیحۀ «وا محمّدا» زد حضرت به مثالِ برق آمد چون چاکِ پسِ ورا نظر کرد با دستِ مبارکش دَمَر کرد آبِ دهنی به ریشش افکند تا خونِ جراحتش شود بَند ********************************* تا زر نباشد به رهِ عشق پا منه کاین آستانه، قدرِ جوان خار میکند ما عاشقیم و مفلس و گمنام و دربه در کو دلبری که فکرِ چنین یار میکند؟ ********************************* زِ فردوسی آن پیشوایِ سخن یکی گفتۀ نغز بشنو زِ من به ما بر زِ دینِ کهن ننگ نیست به گیتی به از دینِ هوشنگ نیست همه داد و نیکی و شرمست و مهر نگه کردن اندر شمارِ سپهر نه سنگِ سیه میپرستم، نه قبر نه نسبت به ذاتش دهم مکر و جبر ********************************* در قومِ جهود دون هزاران بودند پیامبرانِ یزدان از ریش بلندی و حماقت ریدند به حرفۀ رسالت از ترسِ شهانِ مصر، موسی با کونِ برهنه زد به دریا --------------------------------------------- امیدوارم با خواندنِ این کتاب، لحظاتِ شادی را سپری کنید «پیروز باشید و ایرانی»