مجاهد نامی بود که در دورهٔ مجلس اول بر داوطلبان نظامی مشروطهخواه گذاشته شد. این نیرو بر تحولات سیاسی و اجتماعی کشور اثری دیرپا گذاشت. مجاهدان تبریز، در روزهای استبداد صغیر، پرچم مشروطهخواهی برافراشتند و شهر خود را در برابر تهاجم نیروهای دولتی حفظ کردند. مجاهدان اردوی شمال همپای بختیاریها بر پایتخت دست یافتند. اما پس از بازگشت نظام مشروطه، مجاهدان چندپاره شدند. آنها به جناحهای مختلف گرویدند و به عرصهٔ مبارزهٔ سیاسی پا نهادند. سرانجام با انحلال مجلس دوم، نیروی مجاهد از میدان سیاست کنار رفت. این کتاب پدیدهٔ مجاهدان مشروطه را بررسی میکند، به مطالعهٔ خاستگاه اجتماعی آنها میپردازد، تأثیر آنان را بر رویدادهای کشور میسنجد، و از زمینههای ضعف و نابودی آن نیرو سخن میگوید، این نگاهی است « از پایین» به مشروطیت که میکوشد بر تاریخ اجتماعی ایران در زمانهای پرافتوخیز پرتو بیندازد. چاپ اول ۱۳۸۸ چاپ پنجم ۱۴۰۲
مجاهدان مشروطه و خاستگاه اجتماعی و تاثیر آن بر مشروطه و سرنوشت این مردانی که از طبقه فرودست جامعه پرچم آزادی خواهی رو بلند نگه داشتن رو توی این کتاب ارزشمند بررسی میکنه. سرنوشت انقلابی که به قول لنین فرزندان خود رو میبلعد .
یک کتاب تاریخی خوب و معتبر در مورد تاریخ مشروطه و کسانی که به نظر میرسه در موردشون کمتر صحبت شده : مجاهدان مشروطه. قشری که در شهرهای خودشون وبعد هم در تهران، پرچم مشروطه رو نگهداشتند و مثل بسیار اتفاقات تکرار شونده ایران، بعد از یک مدت به حاشیه رونده شدن و در نهایت هم جز یک نام اندک چیزی ازشون به یادگار نمونده . کتاب از تبریز شروع میشه که به نوعی استوارترین و موثرترین شهر مجاهدان بوده با حضور ستارخان و یاقرخان و بعد هم شهرهای دیگه ایران که مجاهدان حضورداشتند رو بررسی می کنه و نحوه شکل گیری و حضورشون رو بررسی می کنه . کتاب اطلاعات دست اولی برای من داشت از حضور ارمنی و قفقازی ها و تاثیر بسیارشون بر مجاهدان و مشروطه و به صورت دقیق و با استناد بر اسناد مختلف موضوعات رو بررسی کرده است . تقریبا همه اطلاعات مرجع و رفرنس دارن و از بسیاری منابع مختلف تهیه شده که توی کتابهای تاریخی ایرانی من کمتر همجین جیزی دیدم . یعنی یک کتاب معتبر و درجه یک هست . ضعف کتاب برای من پراکنده گویی و شاید یه ویراست درست و حسابی نداشتن باشه . دنبال کردن موضوعات یه کم سخته و یکباره یک موضوع نصفه رها میشد و دو صفحه بعدش دوباره بهش اشاره میشد. دوست دارم که از آقای یزدانی دوباره کتاب بخونم .
این کتاب موضوع بسیار جالبی را بررسی میکند و رویکرد آکادمیک آن به مطلب بسیار خوشایند بود اما شدیدا نیاز به نتیجهگیری و جمعبندی مطلب دارد. مجاهدان در دوره مشروطه به شبهنظامیان مسلحی گفته میشد که در محاصره تبریز، فتح تهران و شکست دادن حمله نظامی محمدعلی شاه از صفحات شمالی و سالارالدوله در کرمانشاه شرکت کردند. میتوان خاستگاه آنها را سنت پهلوانی و لوطیگری دانست اما در میانشان مجاهدان ارمنی و قفقازی و گرجی هم حضور داشتند که وابسته به تفکر سوسیالیستی روسیه قبل از انقلاب اکتبر بودند. همچنین سواران بختیاری نیز در کنار این گروهها جنگیدند. مجاهدان یکی از اهرمهای اصلی از بین بردن استبداد صغیر و گشایش مجلس دوم بودند اما خود مجلس و سران مشروطهخواه پس از قدرت گرفتن خواستار خلع سلاح و از بین بردن قدرت سران آنها به ویژه ستارخان و باقرخان شدند. و سرانجام نیز با فشارهای دولتهای انگلیس و روسیه و دخالت نظامی آنها، گروه مجاهدان از بین رفت و به واقع خوار و ذلیل شد. این کتاب به بررسی روند شکلگیری و اضمحلال این گروه میپردازد.