دوستانِ گرانقدر، این دفتر از 54 شعر تشکیل شده است که به انتخاب، ابیاتی از آن را برایتان در زیر مینویسم
---------------------------------------------
بخوابم؟ چه خوابی. بیدارم و
حال و هوایِ روزگارم خواب از سر پرانده است
کسی میتواند
روزگار را برگرداند؟
******************************
از هیچ
از جایی که معنا
در دشتها آواره میشود
عشق می آید و غریب میماند
گسترده تر از گمانِ ما و
بالاتر
******************************
آه از عشق
سرچشمه ای
که از ستیغِ خستگی فرود می آید
******************************
آموخته ام
که هستی را
تا مرزِ مستی سر بکشم
******************************
از جدایی ها
که از بازگفتن شان
زخم پدید آمده است
با زمزمه کردنشان
نادیده اش میگیرم
******************************
میخواستم
راز مگو را برملا کنم
اما
پرتوِ تو انفجاری بود
آتش فشانی
فراتر از گمانِ من
و بدین سان بود
که شوریدگی ام بازم داشت
و زبانم را
پایِ گفتن نماند
******************************
در گوشه ای
که خانه رنگ و رویش را گرفته و
پیراهنش را عوض کرده است
عشق مینشیند و
روزهایِ رفته اش را ورق میزند
******************************
بازدمِ من
سپیده دم برو
به گلِ بامدادی ام بگو
تنم کوزه است
عطرم زخم
---------------------------------------------
امیدوارم این انتخابها را پسندیده باشید
<پیروز باشید و ایرانی>