پورجوادی در این کتاب کوشیده است به جای اتکا بر روایت راوندی در راحة الصدور - مبنی بر دیدار باباطاهر با طغرل سلجوقی - بر نکاتی که عین القضات همدانی - همشهری باباطاهر و شاگردِ شاگردِ شاگرد او - در مورد او آورده است تأکید ورزد. گام نخست اثر او پس از تشکیک در روایت راوندی، اثبات این نکته است که طاهر جصاصِ (گچ کار) مذکور در آثار عین القضات همان باباطاهر مشهور است. سپس با پی گرفتن این سرنخ و رجوع به آثاری همچون سیر اعلام النبلاء و تاریخ الاسلام ذهبی می کوشد شخصیت باباطاهر را از حیث تاریخی روشن سازد. در انتها با اتکا به یافته های فصول پیشین به بررسی کتاب عربی کلمات باباطاهر و همچنین فهلویات باقی مانده از او و بررسی مضامین و امکان انتساب آنها به او می پردازد
من که بشخصه کتاب رو دوست داشتم به دلیل اختصار و وضوحش. خصوصا در فصل هایی که مباحث تاریخی مطرح می شه پرهیز از اطناب و ایجاز واقعا تحسین برانگیز بود - البته یه بخشیش احتمالا به دلیل کمبود منابع در این حوزه است؛ پورجوادی خواننده رو صاف می بره سر اصل مطلب و از حواشی و روضه خونی پرهیز می کنه. در کل اما به نظرم یکم فصل هایی که به عقاید و باورهای باباطاهر می پرداخت جای تفصیل بیشتری داشت - خصوصا از حیث اینکه باباطاهر رو در جریان های تاریخی قبل و بعدش قرار برده و خواننده ی عادی رو بیشتر آشنا کنه با ابعاد مطلب
پژوهشی بسیار خوب بود. درباره باباطاهر اطلاعاتمان اندک است. هویت واقعی باباطاهر همچنان در سایه روشن قرار گرفته است. ولی نویسنده کتاب سعی نمود افق های جدیدی در برابر خواننده از شخصیت، آثار و احوال باباطاهر بگشاید. پزوهش های نویسنده درباره اینکه باباطاهر را با طاهر جصاص یکی دانسته و در باب عریان بودن وی به نظر جالب و قابل تامل بوده است.
برای پروژه واحد کارگاه ترجمه باید یه کتاب رو خلاصه میکردم. این کتاب رو انتخاب کردم. جالب بود کلا چون خیلی باباطاهر رو نمیشناختم. البته الان هم بعد از خوندن این کتاب نمیتونم بگم که میشناسمش 😅