ابوالحسن خان نجفی رو شاید ما دهه شصتیها خوب به یاد نیاریم. اما غیرممکن هست که تو کتابخونهی کسایی که تو همون دهه شصت و هفتاد کتابخون بودن رد و اثری از ابوالحسن خان یافت نشه. علاقهمندیها و دغدغههای شخصیت کشکولوار آقای نجفی زمینهساز فصلبندی این جشننامه هست. جشننامهای که سعی کرده به همهی ساحات ابوالحسن خان ادای دین بکنه.
اما که بخشی که برای من جان شد بخشی بیارتباط بود. اما که باز هم متنی از احمد اخوت نصیبم شد و شد یه عیش کوتاه اما مردافکن. اخوت از یادگار و یادگاریها گفته بود...