گمان نمى كنم دايناسورها همه در يك لحظه مرده باشند از آن ها يكى شان حتما آخر از همه مرده است اندوه! اى اندوه آخرين دايناسور از تو چگونه مى شود حرف زد؟ گمان نكنم آدم ها همه در يك دم بميرند آدم ها! اى آدم آخر از هم اكنون ياد بگير اندوه پايانى ات را بايد چه بنامى
حسن آذری نگاه تازه ای به دنیا دارد .. تعبیر های لطیف و جالب ... اما به مراتب و بسیار بیشتر عاشقانه هایش را دوست تر دارم از شعر های اجتماعیش ... و کتابهای قبلیش را از این کتاب ... :)