Jump to ratings and reviews
Rate this book

به خط روشن عشق

Rate this book
گزیده غزل استاد محمد قهرمان به انتخاب علی محمد مودب و مبین اردستانی

120 pages, Unknown Binding

5 people want to read

About the author

محمد قهرمان

9 books2 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
2 (22%)
4 stars
3 (33%)
3 stars
4 (44%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
Profile Image for amin akbari.
314 reviews163 followers
September 24, 2018
به نام او

به قطعیت میشه گفت به خط روشن عشق یکی از بهترین مجموعه شعرهایی ست که نشر شهرستان ادب منتشر کرده؛ انتشاراتی که الحق و الانصاف به دور از هرگونه نگاه فرامتنی یکی از آبرومندانه ترین نشرهای تخصصی شعر است.

به نظر من "ادب" گمشده ادبیات امروزه، ادب در تمام وجوه و سکنات شاعران و اهالی ادبیات، دلیل فراوان داره که فعلا مجالی نیست برای بازگو کردنش. وقتی آدم به شخصیتهایی چون استاد محمد قهرمان برمیخوره که به اندازه (یا حتی بیشتر) یک فرهنگستان یا بنیادهای مختلف ادبی خروجی داشته و یک تنه شعر یک دوره خاص رو به مخاطبین معرفی کرده و از طرفی شاعر بزرگی هم بوده در عین حال همه این فعالیتها رو بی هیچ ادعا انجام داده بیشتر از پیش متوجه میشه که "ادب" مهمترین وجه شخصیتی یک ادیب بزرگه.
بیش از این حرف نزنم.

دو غزل از به خط روشن عشق:

عادتم شده در عشق گاه گفتگو كردن
خنده بر لب آوردن گريه در گلو كردن

مى‏شود ز دستم گم رشته ی سخن صدبار
گر شبى شود روزى با تو گفتگو كردن

از تو گوشه ی چشمى ديد چشم و حاشا كرد
بايدش چوآیينه با تو رو به رو كردن

دردمند عشقت را حال ، از دو بيرون نيست
يا زعشق جان دادن يا به درد خو كردن

اى اميد جان ! گفتى : چيست آرزوى تو ؟
گر وصال ممكن نيست ترك آرزو كردن
.
غرق می کنم در اشك خويش را شبى چون شمع
پيش محرمان تا چند ؟ حفظ آبرو كردن

■■■
زبان بر خاک می مالند از لب تشنگی جوها
چه می پرسی ز حال و روز سوسن ها و شب بوها

چمن در انتظار آب آتش زیر پا دارد
به جای سبزه برخیزد کنون دود از لب جوها

بهار آمد ولی آگه نمی گشتم ز دلتنگی
نمی آشفت اگر خواب مرا شور پرستوها

به رنگ زرد می سازند با رخسار گرد آلود
به سرسبزی سمر بودند اگر در باغ ناژوها

گشوده چتر خود را نارون با صد امید اما
نمی افتد گذار ابر بارانی به این سوها

به رنگ آمیزی گل ها چرا باید نهادن دل
درین گلشن که وقت رنگ ها تنگ است چون بوها

ز پرواز پرستوها کسی را دل نمی جنبد
که داده اینچنین پیوند سرها را به زانوها

رجوع غم به دل های عزیزان است در عالم
چو زنبوران که برگردند از صحرا به کندوها

ز گوهرهای غلتان خویشتن داری چه می جویی
که آخر دانه های اشک می غلتند بر روها
Profile Image for AmirHosein.
137 reviews44 followers
June 14, 2016
خوبان گنه ندارند گر یاد ما نکردند
چون شعر بد به خاطر نتوان سپرد ما را..
Displaying 1 - 2 of 2 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.