آنچه در نظر ما به (من)تعریف می شود چیست؟ چرا حصاری را که دیگران و فکر ما برای ما کشیده است را تخریب نمی کنیم؟ کی زمانی فرا می رسد که چتر ها را ببندیم و زیر باران برویم؟ چه زمانی می خواهیم که توهم شخصیت و توهم دیده شدن در جمع را کنار بزنیم و عمل ما جایگزین زبان ما شود؟ چه موقع میخواهیم که به فطرتی که تمام انسان ها را یک خانواده می کند برگردیم؟ تا کی برای مرزها میجنگید؟ آخرین باری که قطرات باران را روی پوست خود حس کرده اید و فرار نکرده اید را به یاد دارید؟ چه بگویمتان که فکر خیس شدن شما را از دست پر لطف باران دور می کند! آخرین باری که ستاره ها راشمرده اید یا حل شدن نور ماه در دریا را دیده اید یا با بالهای خیالتان بال با بال پروانه ها پرواز کرده اید ،را به یاد دارید؟
آیا وقت آن نرسیده که به یاد بیاوریم آنچه را که از یاد برده ایم؟ که از کجا آمده ایم؟ برای چه آمده ایم؟ آیا زمان کشف خودت نرسیده است؟