What do you think?


Early Greek Philosophy, Volume VI: Later Ionian and Athenian Thinkers, Part 1
Volume VI of the nine-volume Loeb edition of Early Greek Philosophy includes the later Ionian and Athenian thinkers Anaxagoras, Archelaus, and Diogenes of Apollonia, along with chapters on early Greek medicine and the Derveni Papyrus.
- GenresPhilosophyClassics
448 pages, Hardcover
Published October 31, 2016
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 1 of 1 review
Read
October 14, 2023آناکساگوراس، بنیانگذار نظریهی بیگ بنگ و جهانهای دیگر و تعطیلی تابستانها؟!
نخستین کسی که فلسفه را به آتن آورد و احتمالن از اولین فیلسوفهایی که به جرم بیخدایی و توهین به مقدسات (خورشید تودهای فلز داغ است) به تبعید محکوم شد.
او یگانهگرایی پیشینیانش و چهار عنصر اصلی را کنار گذاشت و دنیایی را تبیین کرد که در آن
۱) تعداد بیشماری از عناصر وجود دارند (آب و آتش و تلخی و گوشت و استخوان و ...)؛
۲) این عناصر به وجود نمیآیند و از بین نمیروند (آفرینش و نابودی توهم است و آن چیزی که واقعن وجود دارد اختلاط و جداسازی است)؛
۳) در هر چیزی همه عناصر – با نسبتهای مختلف – وجود دارد (چیز خالص، حداقل به صورت بالفعل، وجود ندارد)؛
۴) چیزها بر اساس عنصر/عناصر غالب نامگذاری میشوند (در آب هم مقادیر بسیار کمی آتش و خاک و ... وجود دارد ولی حواس آن را نمیفهمد و چون میزان آب از همه بیشتر است به آن آب میگوییم)؛
۵) کوچکی و بزرگی مفاهیمی پیوسته هستند یعنی بزرگ«ترین» و کوچک«ترین» نداریم (جداسازی کامل ناممکن است، چون هر قدر هم تلاش کنیم الف را از ب خارج کنیم، باز مقدار کوچکتری از الف در آن باقی میماند)؛
۶) تنها «ذهن» است که خالص است و بر همه چیز مسلط.
به عقیده او در ابتدا جهان تودهای نامحدود و درهم از همهی عناصر بوده که «ذهن» آن را به حرکتی چرخشی در آورده و بهتدریج همه چیز را از هم جدا کرده. حرکتی که تا ابد ادامه خواهد داشت. او همچنین معتقد بود کاملن محتمل است در طول این جداسازی جهانهای دیگری با خورشید و ماه و مردم دیگری بهوجود آمده باشد. جهانشناسی او علاوه بر تکثرگرایی، نوعی دوگانهگرایی ذهن و ماده را مطرح میکرد که از زمان دکارت تا به حال، تفکری مسلط در جهان اندیشه بوده است.
گفته میشود وقتی در زمان مرگش وقتی از او پرسیدند میخواهد چگونه به یاد آورده شود، گفت هر سال در این ماه به کودکان بهجای مدرسه اجازه بازی بدهید.
-----------
بخشهای پایانی کتاب به اندیشهی بقراط در رابطه با تفاوتها و اشتراکات فلسفه و پزشکی پرداخته. او اولین کسی بود که به صورت جدی به تدوین پزشکی به عنوان هنر واقعگرایانه و برتر از نظرورزیهای فیلسوفان طبیعی دربارهی جهان اطراف پرداخت. از نظر او شناخت جهان، از دریچهی شناخت انسان ممکن است و نه برعکس.
اهمیت بقراط برای امروز ما این است که بدانیم او با صراحت نسبت دادن علتهای ماورایی به بیماریها را محکوم میکرد و هیچ تقدسی در یک بیماری یا درمان آن نمیدید. اگر امروز دوباره زنده میشد همانقدر بازگشت به طب سنتی برایش بیمعنا بود که در روزگار خود طب جادویی و الاهی.
نخستین کسی که فلسفه را به آتن آورد و احتمالن از اولین فیلسوفهایی که به جرم بیخدایی و توهین به مقدسات (خورشید تودهای فلز داغ است) به تبعید محکوم شد.
او یگانهگرایی پیشینیانش و چهار عنصر اصلی را کنار گذاشت و دنیایی را تبیین کرد که در آن
۱) تعداد بیشماری از عناصر وجود دارند (آب و آتش و تلخی و گوشت و استخوان و ...)؛
۲) این عناصر به وجود نمیآیند و از بین نمیروند (آفرینش و نابودی توهم است و آن چیزی که واقعن وجود دارد اختلاط و جداسازی است)؛
۳) در هر چیزی همه عناصر – با نسبتهای مختلف – وجود دارد (چیز خالص، حداقل به صورت بالفعل، وجود ندارد)؛
۴) چیزها بر اساس عنصر/عناصر غالب نامگذاری میشوند (در آب هم مقادیر بسیار کمی آتش و خاک و ... وجود دارد ولی حواس آن را نمیفهمد و چون میزان آب از همه بیشتر است به آن آب میگوییم)؛
۵) کوچکی و بزرگی مفاهیمی پیوسته هستند یعنی بزرگ«ترین» و کوچک«ترین» نداریم (جداسازی کامل ناممکن است، چون هر قدر هم تلاش کنیم الف را از ب خارج کنیم، باز مقدار کوچکتری از الف در آن باقی میماند)؛
۶) تنها «ذهن» است که خالص است و بر همه چیز مسلط.
به عقیده او در ابتدا جهان تودهای نامحدود و درهم از همهی عناصر بوده که «ذهن» آن را به حرکتی چرخشی در آورده و بهتدریج همه چیز را از هم جدا کرده. حرکتی که تا ابد ادامه خواهد داشت. او همچنین معتقد بود کاملن محتمل است در طول این جداسازی جهانهای دیگری با خورشید و ماه و مردم دیگری بهوجود آمده باشد. جهانشناسی او علاوه بر تکثرگرایی، نوعی دوگانهگرایی ذهن و ماده را مطرح میکرد که از زمان دکارت تا به حال، تفکری مسلط در جهان اندیشه بوده است.
گفته میشود وقتی در زمان مرگش وقتی از او پرسیدند میخواهد چگونه به یاد آورده شود، گفت هر سال در این ماه به کودکان بهجای مدرسه اجازه بازی بدهید.
-----------
بخشهای پایانی کتاب به اندیشهی بقراط در رابطه با تفاوتها و اشتراکات فلسفه و پزشکی پرداخته. او اولین کسی بود که به صورت جدی به تدوین پزشکی به عنوان هنر واقعگرایانه و برتر از نظرورزیهای فیلسوفان طبیعی دربارهی جهان اطراف پرداخت. از نظر او شناخت جهان، از دریچهی شناخت انسان ممکن است و نه برعکس.
اهمیت بقراط برای امروز ما این است که بدانیم او با صراحت نسبت دادن علتهای ماورایی به بیماریها را محکوم میکرد و هیچ تقدسی در یک بیماری یا درمان آن نمیدید. اگر امروز دوباره زنده میشد همانقدر بازگشت به طب سنتی برایش بیمعنا بود که در روزگار خود طب جادویی و الاهی.
Displaying 1 - 1 of 1 review


