2/5: دکتر صفوی را زبانشناسی میدانم با بیان عالی، دست کم در نوشتههایش. در این کتاب نیز تمام سعی او این بوده که چیزی را مبهم نگذارد. اما همه چیز بیان او نیست. این کتاب، نه یک درسنامه، که کلاژ است. یک یا چند کتاب را مبنا قرار داده و به نوعی رونویسی کرده. چند فصل کتاب که رونوشت از Semantics نوشتهی John Saeed بود؛ در حدی که حتی زحمت نکشیده بود شکلها را از اول بکشد! یک بار هم بخشی از نوشتهی صفوی را گوگل کردم و به عبارتی در کتاب John Lyons رسیدم. خب تا اینجا دو تا. نمیدانم چرا با وجود اعتراف خودش به رونویسی، کتاب «به تألیف» اوست! خب چرا نمینویسی «گردآورنده: فلانی»؟
عجیبتر از همه بخش کتابنامه است. صفوی برای ۴۰۰ صفحه مطلب در کتابش، ۵۱۴ کتاب و مقاله به عنوان مرجع معرفی کرده! شاید خواننده این را به پای دقت صفوی بگذارد، اما وقتی درگیر کتاب شدم دیدم که صفوی هرجا اسم یک زبانشناس یا فیلسوف را آورده، یک دوجین کتاب از او لیست کرده است. حتی اگر خوشبین باشم و بگویم صفوی همهی ۵۱۴ مرجع را صادقانه معرفی کرده، آیا معرفی اینهمه مرجع جورواجور در کتابی که قصدش «آشنایی» با این دانش است، ناکارآمد به نظر نمیرسد؟
کتاب پر است از اشتباههای گمراهکننده. اشتباه تایپی بیاهمیتترین آن است. بعضی جدولهای فصل ۵ اشتباه است و بعضی جاها علامتهایی از قلم افتاده. Langacker را یک جا «لانگاکر» مینویسد و یک جای دیگر «لنگاکر». خطای ناشر جای خود، اما آیا صفوی در اینهمه سال کتابش را حتی یک بار نخوانده تا متوجه ایرادها شود؟ اگر نخوانده که عجب آدم بیخیالی است، و اگر خوانده و اصلاح نکرده، باید پرسید چهطور چنین آدم بیدقتی فقط موقع ارجاع دادن بلد است دقیق باشد؟
از دکتر صفوی قولی به یاد میآرم با این مضمون که اگه کتابی رو خوندید و سر در نیاوردید بدونید احتمالا نویسنده هم خودش موضوع رو نفهمیده! حالا وقتی کتابی از صفوی میخونی با عنوان "درآمدی بر معنی شناسی" از قبل میتونه خیالت راحت باشه که قرار نیست کتابی بخونی پر از توضیح های نا مفهوم و تعریف های سخت و مثال های پیچیده. حتی در فصل هایی از کتاب هم که موضوع به ذات پیچیده تره مثل معنی شناسی منطقی و معنی شناسی شناختی نویسنده_معلم وار_ در ابتدا به زمینه های شکل گیری نظریه ها میپردازه و بعد با زبانی شفاف و مثال های فارسی بحث رو ادامه میده. برای آشنایی با مباحث معنی شناسی مفیده.
معنی شناسی semantic است که در ارتباط نزدیکی با زبان شناسی linguisticsو نشانه شناسی semiotics قرار دارد. اولین اثری که در این سه حوزه مطالعات کردم و درآمد خوبی بر این بحثها بود همین کتاب آقای صفوی بود که در آن زمان بهترین گزینه بود. الان برای شروع خودم کتاب مبانی نشانه شناسی چندلر را که توسط آقای پارسا (و ظاهرا راهنمایی استاد فرزان سجودی) توسط سوره مهر منتشر شده است پیشنهاد می کنم. زبان ساده تر و قابل فهمتری دارد. (تا نظر دیگران چه باشد!) خوشبختانه کشور ما افتخار حضور دکتر احمد پاکتچی را در دانشگاه امام صادق علیه السلام دارد که دو دکتری در همین زمینه دارد! استاد برجسته ای که یک ترم خدمتشان زبانشناسی و نشانه شناسی پاس کردیم.
سوسور رابطه ی ذهنی میان «دال» و «مدلول» را اختیاری می داند. آیا اختیاری بودن، به معنی قراردادی بودن است؟ تا جایی که می دانیم، برای این که چیزی قراردادی شود، نوعی اجبار در کاربرد آن بر جامعه تحمیل می گردد. ما قرار گذاشته ایم، چیزی را در جهان خارج، «سطل» بنامیم، یعنی خود را ملزم ساخته ایم که برای اشاره به آن چیز از واژه ی «سطل» استفاده کنیم. پس «اختیاری بودن» یعنی چه؟ ص 49 یزدانپناه عسکری: ثانوی به این نوع دیدن و توافقات ادراکی، حالا پیدا کن معنی شناسی را؟ .یکی از اجبارهای بشر؛ جبر ادراکی است
روز به روز مطمئنتر میشوم که مقولهٔ زبان در دنیای امروز اهمّیّت زیادی دارد. مخصوصاً برای نویسندهها و صد البته کسانی که با هنر سر و کار دارند. از مباحث مرتبط با دستورزبان گرفته تا مباحثی مانند همین معنیشناسی. کتاب صفوی، کتاب روان، مقدّماتی و خوبی بود. بهترین ویژگی کتاب هم این مطلب بود که معنیشناسی را در بستر زبان فارسی و با مثالهایی از زبان فارسی شرح داده بود. در بین سیزده فصل کتاب، سه فصلِ معنیشناسی کاربردی، معنیشناسی منطقی و معنیشناسی شناختی برای من فصلهای بسیار جذّابی بودند.