به نظرم معقوله که ما به این بنگریم که دستاورد هنر انقلابی ما چه بوده - چنانکه به هنرهای انقلابی شوروی و ... می نگریم. نمی شود دور ایستاد و صرفا اصل موضوع را منکر شد. برای همین است که فکر می کنم هرچقدر هم با این ایده مشکل داشته باشیم بهترین راه پیش رو مواجهه با آثار این حوزه است. طبیعی است که هنر انقلابی ما به معنای عام به هنر انقلاب اسلامی محدود نمی شود اما این کتاب صرفا به بخش اسلامی اش می پردازد و امیدوارم همه ی بخش های تاریخ هنر انقلابی ما گردآوری و چاپ شوند
این کتاب یه خوبی داره و اون اینه که در دوره ی باور شدید به انقلابی گری و "انفجار نور" نوشته شده، به همین دلیل حرف هایی که می زنه در مقدمه گویای اون تصوریه که اصحاب این هنر انقلابی تا حدودی در سر داشتند. در ادامه نگاهی به مطالب مقدمه می اندازم - البته نمی دونم نوشته ی کیه
* نگاهی به مقدمه
* قضاوت در مورد کتاب
مقدمه ادعای زیادی در خودش داره و پره از فروکاستن واقعیت تاریخی و فکری به تقسیم بندی های ساده. اما سوای این ایرادات نظری، به نظرم مهمترین مانع برای نزدیک شدن به این ایده از هنر نداشتن موفقیت عملی است. نقاشی های این مجموعه آشکارا از نقاشی های اروپایی تأثیر پذیرفته اند - خصوصا جذاب تر هایشان. همچنین نمی توان آن معنویتی که قرار است منحصرا با انقلاب اسلامی در هنر آشکار شود در این نقاشی ها پی گرفت. کشیدن تصویر یک شهید یا یک مادر فرزند از دست داده یا ... به معنای یک افق جدید در عالم نقاشی نیست. شاید برای من آن حیث نظری هم پررنگ باشد، اندیشه ی پشت این نقاشی ها مقبول من نیست اما در اوج همدلی هم انقلابی ندیدم در این نقاشی ها - هر چند نقاشی های جالب هم درش هست
جالبترین نقاشی ها برای من این ها بودند: "عیادت" از ایرج اسکندری، "شیخ شهید" و "بسیجی" از کاظم چلیپا، "فریاد" و "پرواز" از حسین خسروجردی،و در نهایت "هرگز مباد" از حبیب الله صادقی