يعد الحكيم مولى أمير المؤمنين الطبري من أبرز الأعلام في الرد على النصارى وله في هذا رسالتان، هذه إحداها والأخرى باسم "الرد على أصناف النصارى"، يميّزه عن غيره أنه كان من أساطين الفلسفة وعلماء النصارى فأسلم وهو في السبعين من عمره فكتب هاتين الرسالتين رداً على عقيدته السابقة ودعوةً لأهله من النصارى في النظر إلى دعوة الإسلام. فكان لرسالتيه الأثر البالغ لمن بعده في الاعتماد على الرد على تلك العقيدة المحرّفة والذب عن المطاعن في دين الله السوي المستقيم.
رابط تحميل الكتاب : https://archive.org/details/addinwadd...
علی بن ربّن یه مسیحی اهل طبرستان بود که به دربار متوکل عباسی رفت و مسلمان شد. در سامرا، احتمالاً به سفارش حکومت عباسی، کتاب الدین و الدولة رو نوشت و از اسلام دفاع کرد.
کتاب در فصلهای مختلف سعی میکنه با رویکردهای مختلف از اسلام دفاع کنه. در بعضی فصلها از همون رویکرد سنتی اسلام استفاده میکنه، یعنی استناد به معجزات و فضائل اخلاقی پیامبر اسلام برای اثبات حقانیت نبوتش. اما اون بخشهایی که کتاب رو متمایز و ارزشمند میکنه، فصلهاییه که سعی میکنه با اطلاعاتش از کتاب مقدس، از اسلام دفاع کنه. از جمله با مقایسهٔ آرمانهای اسلامی با آرمانهای کتاب مقدس نشون میده که اسلام به یهودیت و مسیحیت برتری داره. همچنین پیشگوییهای کتاب مقدس رو بر پیامبر اسلام انطباق میده. این حجیمترین بخش کتابه و جالبترین بخشش هم هست.
خیلی از نبوتهایی که این جا علی بن ربّن بر پیامبر اسلام تطبیق میده، بعداً به کتابهای باقی مسلمانها هم راه پیدا میکنه و تبدیل میشه به راه سنتی اثبات حقانیت پیامبر. از جمله «فارقلیط» که اینجا علی بن ربّن (برای اولین بار؟) بر پیامبر اسلام تطبیق میده. همچنین این وعدهٔ خدا به ابراهیم که پسرش اسماعیل نسل پربرکتی خواهد داشت. همچنین این پیشگویی موسی که خدا «پیامبری همچون من از میان برادران شما» بر شما برخواهد انگیخت، و «برادران» بنیاسرائیل میشن بنیاسماعیل.
اما بعضی از استدلالهایی که استفاده میکنه کم کم منسوخ شدن و این هم قصهٔ جالبیه. مهمترینش این که توی ترجمهٔ عربی کتاب مقدس که در اختیار داشته گشته و هر جا صفت «محمّد» یا «محمود» (یعنی پسندیده و ستوده) برای چیزی به کار رفته، اون رو ذکر نام پیامبر اسلام دونسته. به نظرم از همین کتابه که مسلمانها معتقد شدن که اسم پیامبر بارها در کتاب مقدس اومده. ولی وقتی به اصل عبری و سریانی کتاب مقدّس مراجعه کنیم، میبینیم که اون جا صفتی که به کار رفته مثلاً «مِهولّال» یا «مِشَبِّح»ـه، یعنی ستوده. مترجم عربی مسیحی وقتی میخواسته این صفات رو به عربی ترجمه کنه، اومده از لفظ معادل عربی استفاده کرده، یعنی «محمّد» و «محمود». این «محمّد» و «محمود» صرفاً در ترجمهٔ عربی اومدن و در زبان سریانی یا عبری وجود ندارن.
به نظر میاد که با این کتاب مسلمانها شروع به استناد به کتاب مقدس کردن و گفتن اسم پیامبر در اون ذکر شده. مسیحیها و یهودیهای عربزبان برای اجتناب از سوءتفاهم، ترجمههای عربی رو ویرایش کردن و این صفت رو با صفت هممعنی دیگه جایگزین کردن، مثل «مطبوع» و «ممدوح» و «حسن» و... چه بسا از همین جا مسلمانها اهل کتاب رو متهم کردن که در کتاب مقدس دست بردن و اسم پیامبر رو ازش حذف کردن. از یه جهت این اتهام درستیه، واقعاً چنین اتفاقی افتاده و لفظ «محمّد» از ترجمههای عربی حذف شده. از طرف دیگه این «محمّد»ها اسم پیامبر نبودن، بلکه صرفاً صفت و به معنی «پسندیده و ستوده» بودن، و چون موجب سوءتفاهم میشدن، با صفات دیگه جایگزین شدن.