زن سنتی یا زن مدرن؟ گذشته از فرم آن چیزی که شعر مریم انصاری را جذاب میکند تصویرگری او از «زن» است. در دوگانه زن سنتی/ زن مدرن، زن شعرهای مریم انصاری هیچ کدام نیست. او یک زن امروزین است بدون آن که بخواهد مدرن یا فمنیست باشد. همین ویژگی است که روایتگری غزلهای این مجموعه را از نظر اجتماعی ارزشمند میکند. گیر کردن میان دوگانه زن مدرن/ زن سنتی در غزل ۱۲ با دوگانه دختر دهاتی/دختر شهری، متناظر شده است. اما همین دختر در نهایت به زن غزل بیستم با مطلع «هر چند کمی میگرفت راحتیاش را/ پوشید باز پیرهن قیمتیاش را» میرسد. این غزل نمونه خوبی برای نشان دادن این نوع زن و دغدغههای اوست. زنی که آماده برای عاشق شدن و عشق ورزیدن است اما در نهایت پاسخی مناسبی از روبهرو، از جامعه و از مرد دریافت نمیکند و سرانجام به همان «راحت» اکتفا میکند. همین تن دادن به راحتی فاصله زن این شعر با یک زن مدرن است. اما این زن زنی سنتی نیز نیست. او به شناخت مناسبی از خود رسیده است و از موقعیت موجود درکی شخصی دارد. شاید مهمترین نشانه این است که زن «نام» دارد و خود را خطاب میکند و خطاب میشود. در گذر از زنان بینام، شاعر هویت مشخصی برای زن شعر خود تعریف کرده است. هویتی که هر چند با چالش روبهرو است اما همین چالش نیز نشانهای از حرکت است. «مریم بخند! غصهنخور مریم! / مریم برس به زندگیات!/ بس کن»