Jump to ratings and reviews
Rate this book

اقتدا به کفر

Rate this book
پژوهشی در شیخ صنعان عطار نیشابوری

114 pages, Paperback

Published January 1, 1390

Loading...
Loading...

About the author

اردلان عطارپور

7 books5 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
3 (75%)
4 stars
1 (25%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 3 of 3 reviews
Profile Image for Hesam.
164 reviews18 followers
March 18, 2016

گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن
شیخ صنعان، خرقه، رهن ِ خانه ی خمّار داشت
حافظ

هر که را در عشق محکم شد قدم
درگذشت از کفر و از اسلام هم
عطار نیشابوری

اول: متن کتاب کمی مشتت و بدون ساختار می نماید ولی در عین حال اطلاعات خوبی در باب ریشه های تاریخی ، اجتماعی و فرهنگی در پس پشت داستان شیخ صنعان میدهد. در خاتمه، اصل داستان شیخ صنعان از جناب عطار (حدود 400 و اندی بیت) آورده شده... 3 ستاره برای خود ِ کتاب کافی بود اما به جهت اصل ابیات، 5 ستاره دادم که به حق، بسیار بسیار شورانگیز و لطیف و روح نواز سروده شده...

دوم : ملکیان جایی گفته بود :" از نقاط قوت عارفان این است که گفته اند برای از بین بردن اُنانیت مهم ترین راه ،عاشقی است... اگر می خواهی انانیت از بین برود ، محور جهان هستی را از خودت پرتاب کن به دیگری. تو اگر عاشق یک گربه شوی ، به همان میزان نارسیسیزم و خودشیفتگی خودت را از بین برده ای" (مصاحبه با مجله اندیشه اصلاح ، شماره نخست )

سوم : از کتاب :


- این که عشق مجازی پل ِ عشق حقیقی است یا اینکه مثل عشق به خداست لُبّ قسمت اعظمی از تعالیم عرفان عاشقانه است و با همین نگاه است که در عرفان عاشقانه به عشق ها و عاشق های زمینی با تسامح تاییدآمیزی برخورد شده ...
اما چون در هر صورت این عشق می بایست نهایتا مانند پلی به سوی حقیقت باشد، عرفا بیشتر بر جنبه های انتزاعی آنها مانند پایداری ، مطلق گرایی، اشتیاق و درد توجه داشته اند ... مثلا عین القضات می گوید:
"صیاد ازل چون خواست ازنهاد مجنون مرکبی سازد از آن عشق، خود او را استعداد آن نبود که به دام جمال عشق ازل افتد که آنگاه به تابشی از آن هلاک شدی.بفرمود تا عشق لیلی را یک چندی از نهاد مجنون مرکبی ساختند تا پخته ی عشق لیلی شود، آنگاه بار کشیدن عشق الله را قبول تواند کرد."
- از ویژگی های عرفان عاشقانه تسامحی است که با اقشار پایین و پیروان سایر ادیان دارد چنانکه مثلا در مورد ابوسعید ابوالخیر آمده که به کلیسای ترسایان می رفته است. این مدارا و اعتقاد به یک گوهر بالاتر ِ عارفانه وعاشقانه به نوبه خود باعث شده بود که جنگهای مذهبی در نظر آنها کمتر قابل توجیه باشد. ابوسعید میگوید:
غازی به شهادت اندر تک و پوست
غافل که شهید عشق فاضلتر از اوست
فردای قیامت این بدان کی ماند
کان کشته ی دشمن است و این کشته ی دوست

Profile Image for افلا.
79 reviews22 followers
February 22, 2026
کتاب مال خودم نبود و نتونستم حاشیه‌نگاری کنم و چیز زیادی به ذهنم نمیاد که اینجا بگم.
چند نکته جالب که از طریق این کتاب متوجه می‌شیم:

۱. شیخ صنعان یک داستان منحصربه‌فرد در یک کتاب خاص نیست، بلکه در چندین کتاب به همین نام یا با نام‌های متفاوت اما با طرح یکسان ذکر شده.
۲. عشق یک نفر به شخصی از دین دیگر، و فروختن دین خود برای پیوستن به او، مسئلهٔ بسیار شایعی بوده، و خصوصا جنگ‌های صلیبی و پیش‌زمینه‌ها و پس‌لرزه‌هاش خیلی روی این موضوع تاثیر داشتن.
۳. بر اساس شواهدی که خود عطار اشاره کرده، ممکنه خودش هم چنین عشقی رو تجربه کرده باشه.
۴. عرفا اصولا دو دسته بودن، عاشق‌پیشه‌ها و زاهدمسلک‌ها. دستهٔ اول عشق زمینی رو زمینه‌ای برای عشق الهی می‌دونستن (چون آدم ظرفیت این رو نداره که یهو به عشق الهی مبتلا بشه و اول باید ورزیده بشه)، و دستهٔ دوم کلا مخالف هرگونه لذت و عاشقی بودن.
۵. درآمیختگی عشق و درد، درواقع یک پدیدهٔ مفهومی در ذات عشق نیست، بلکه لیترلی هر عارفی عاشق می‌شده بسیار مورد طرد و لعن و نفرین دیگران قرار می‌گرفته، و همین باعث می‌شده تجربهٔ عشق براش بسیار دردناک باشه. درواقع این درد از بیرون و شرایط زمانه جزو لاینفک عشق در ادبیات ما شده.

و اما طرح مختصر شیخ صنعان اگر ازش مطلع نیستید، حاوی اسپویل:
شیخ صنعان عارف گنگی بود که بنا به روایات مختلف بین ۳۰۰ تا ۷۰۰ شاگرد داشت، و در دوران پیری دل به دختری مسیحی (یا همون ترسا) بست. شیخ مسلمانی رو ترک گفت و با اصرار زیاد توانست جایی در دل این دختر باز کنه، و دست به کارهایی بزنه که از نظر دیگران خیلی قباحت داشت (مثلا خوک‌بانی). درنهایت هم با عنایت پیامبر هم خودش برمی‌گرده به اسلام، هم دختره رو مسلمون می‌کنه!

این کتاب همچنین حاوی متن داستان شیخ صنعان هم بود، اما این داستان در اصل بخشی از منطق‌الطیر عطاره (البته در سایر کتب هم بهش اشاره کرده عطار).
همچنین جداازاینکه واقعا پژ‌وهش موجز و درعین‌حال درخشانی بود، حاوی طنز خاصی هم هست که می‌تونه گاه‌به‌گاه لبخندی بر لبان مخاطب بیاره.
Displaying 1 - 3 of 3 reviews