این دیوان بسیار مختصر - در حدود 60 صفحه - سروده ی شاعری است فکاهی سرای که به نیت مزاح، و به ندرت اندرز، به وقیح نگاری دست زده است - تقریبا همه ی اشعار در مورد آلات جنسی است
اشعار جز مواردی چند، دو بیت بیشتر ندارند که لزوما رباعی و دوبیتی هم نیستند - خیلی خودمانی ترند از اینکه در این چارچوب ها بگنجند. اینگونه هم نیست که اشعار وزن درستی داشته باشند - زیادند مواردی که باید کلمات را کش بدهی یا زورکی کوتاه کنی یا عملا بی وزن بخوانی و به روی مبارک نیاوری. همچنین چون چاپ قدیمی است و طبیعی است که دیگر نه چاپ شده و نه می شود، اغلاط چاپی متعددند و اشعار را در موارد بس فراوان باید از نو در ذهن بسازی
اشعار ارزش ادبی ندارند و اگر جذابیتی داشته باشند صرفا زاییده ی نبود یا کمبود اشعار مشابه است. به طور خاص به نظرم تضمین هایی که کرده از شعرایی مثل حافظ و ... بعضا جالبند. مهم این است که خواننده بداند با یک وقیح نگاری کامل روبرو است و بی گدار به آب نزند و شاعر را با ناله و نفرین خود در گور نلرزاند
حاشیه ی 1: ظاهرا این کتاب بار اول در سال 1335 در تهران چاپ شده است. در مقدمه ی نسخه ای که من می خواندم به این چاپ اشاره شده بود پس این نسخه چاپ دوم است. اما هم بی تاریخ و است و هم بی جا
حاشیه ی 2: در جستجویی که در سایت کتابخانه ی ملی کردم به مورد جالبی برخوردم. ظاهرا سندی پنج صفحه ای در کتابخانه ی ملی موجود است، مبنی بر نامه نگاری محرمانه ی وزارت فرهنگ با اداره ی آگاهی شهربانی کل کشور در سال 1341 در مورد چاپ اول این کتاب. طبق فهرست نویسی کتابخانه ی ملی، وزارت فرهنگ آن زمان در این نامه به تخلف انتشارات علمی در چاپ این کتاب اشاره و دلیل تخلف را نامناسب بودن اخلاقی ذکر کرده است. حتی اسم فرد مییز هم آمده: عباسعلی معلم
جعفر موسوی، متخلّص به خاکشیر، از صریحترین شاعران فکاهیگوی ایرانی است که در استفاده کردن از واژگان جنسی گوی سبقت از شاعران ربوده و در این میان کمتر نظیر و مانندی دارد. از این شاعر اصفهانی (۱۲۵۸-۱۳۳۵) دیوانی مختصر با نام «دیوان هزلیات خاکشیر اصفهانی» برجای مانده است که در پارهای از آن میخوانیم: آن شنیدم که عارفی میگفت نکتهای که خوشاَدا باشد در بـرِ آنکـه اهـل ذوق بـوَد «اِنَّه» به ز «اِنَّها» بـاشد (موسوی، بیتا: ۲۰)