ماندگارترین قصهها اتفاقات تلخ و شیرینی هستند که در کودکی رخ داده است. با گذر زمان خاطرات شیرین به شبچرههای ایام میانسالی و کهنسالی تبدیل میشوند. مزه تلخی خاطرات ناخوش و ناکامیهای ما هم رفته رفته به خاطراتی تبدیل میشوند که در خود حزن و غم مطلوبی برای یادآوری تولید میکنند.
هدف نویسنده از انتشار این کتاب، انتقال خاطرات دوران کودکی خویش است؛ چرا که همه واقعی است و در فضای واقعی دوران کودکی و نوجوانی زندگی نویسنده رخ داده و نویسنده شاهد آنها بوده است در این کتاب فقط اسمها و نشانهها تغییر یافته است.
در مقدمه میخوانیم: «به گمانم همه ما اگر دقیق به پیرامونمان بنگریم، از این داستانها بسیار پیدا میکنیم که شنیدنی و خواندنی است. داستانهای واقعی که حقیقتاً رخ داده باشند شیرینتر و ملموستر از داستانهایی است که زاییده تخیل نویسندگان باشد.
میگویید قصههای هدایت، صادق چوبک، بزرگ علوی، احمد محمود، جلال آل احمد و خیلی از نویسندگان دیگر عصر کنونی ما همه برگرفته از رخدادهای واقعی و به همین دلیل خواندنی هم بودهاند. حالا نامش را بگذارید قصههای رئال یا هر چیز دیگر. من که از خواندن این نوع قصهها بسیار لذت بردهام. به همین دلیل آرزو میکنم قصههای این کتاب نیز موردپسند شما واقع شود.»
ختنه سوران، وبا، بوقلمون، علی طلا، روغن جوشی، پنیسیلین، زیبا، خانم کوچک، بوخوش، دم مار، چپ دست، عدالت، خانم خدیج، اولین روز مدرسه و دکتر با خدا عناوین ۱۵ داستان این کتاب است.