Jump to ratings and reviews
Rate this book
Rate this book
مجموعه و نمونه غزل‌های فارسی

74 pages, Paperback

First published January 1, 1964

16 people want to read

About the author

(زهرا خانلری (کیا

10 books6 followers
زهرا کیا در سال ۱۲۹۴ خورشیدی در تهران دیده به جهان گشود. اجداد پدریش اهل نور مازندران بودند. پدرش میرزا هادی کیانوری پسر شیخ شهید فضل‌الله نوری و نوهٔ دختری علامه حسین محدث نوری و مادرش عصمت الحاجیه بروجردی بود که هر دو از خاندان علمای دین برخاسته بودند. او یکی از پنج فرزند خانواده بود

زهرا کیا تحصیلات ابتدائی را در مدرسه ناموس انجام داد که مهمترین مدرسه دخترانه آن زمان بود و خیلی از کسانی که به آن مدرسه راه یافتند از زنان تحصیل کرده ایران گردیدند. زهرا کیا که از شاگردان برجستهٔ مدرسه ناموس بود به دانشسرای عالی راه یافت و سپس وارد دانشکده ادبیات شد و در سال ۱۳۱۸ در دوره دکتری ادبیات پذیرفته شد و با پرویز خانلری همدرس بود. زهرا کیا از نخستین بانوانی است که در داخل کشور درجه دکتری ادبیات گرفت و رسالهٔ دکتری خود را تحت عنوان «سبک ادبی کتاب‌های تاریخی ایران» زیر نظر ملک‌الشعرای بهار به اتمام رسانید که با درجه خوب از تصویب گذرانیده و سپس به تدریس در مدارس کشور پرداخت؛ و دبیر ادبیات دبیرستان نوربخش شد که از مهم‌ترین مدارس دخترانهٔ کشور بود. دکتر زهرا خانلری با گذرانیدن امتحان دانشیاری به تدریس در دانشگاه پرداخت و به مقام استادی دانشگاه رسید و سالیان دراز در دانشگاه تدریس می‌کرد

زهرا خانلری از پیشگامان فعالیت‌های زنان در ایران بود و طی نوشته‌ها و گفته‌های خود چنین یادآور شده‌است
فکر ترقی و تساوی زن و مرد باید در تمام شئون اجتماعی و سیاسی و حقوقی واقتصادی عادی جاری این کشور باشد
زن ایرانی بهیچوجه کم استعداد تر از زنان دیگر کشورها نیست. تنها علت عقب ماندگی اش، عقب ماندگی اجتماع و استبداد حکومت است. زیرا زن ایرانی از عهده هر کاری بر می‌آید

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
3 (33%)
4 stars
4 (44%)
3 stars
1 (11%)
2 stars
1 (11%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 of 1 review
Profile Image for Schin.
163 reviews13 followers
September 2, 2018
* به طواف كعبه رفتم به حرم رهم ندادند
كه برونِ در چه كردي كه درونِ خانه آيي

* به گيتي هر كجا دردِ دلي بود
به هم كردند و عشقش نام كردند

* گفتمش سلسله ي زلف بتان از پيِ چيست
گفت حافظ گله اي از دل شيدا مي كرد
Displaying 1 of 1 review