محمدرضا سرشار مشهور به رضا رهگذر، در سال ۱۳۳۲ به دنیا آمد. او در سال ۱۳۵۴، در رشته مهندسی صنایع دانشگاه علم و صنعت پذیرفته شد. اولین کتاب سرشار (رهگذر) با مضمونی سیاسی هرچند در قالب داستانی برای کودکان در سال ۱۳۵۵ منتشر شد. او در سال ۱۳۵۷ به دلیل فعالیتهای سیاسی ضد رژیم شاه دستگیر و زندانی شد ولی پس از چندی، همراه با دیگر زندانیان سیاسی آزاد شد. سرشار در طول سی سال انقلاب اسلامی تلاش زیادی برای ارتقاء سطح فرهنگی کشور انجام داد و موفق به انتشار ۱۳۳ کتاب تالیفی، پژوهشی، ترجمه و گردآوری و دریافت ۳۱ جایزهٔ کشوری گردید. جربه سردبیری دو هفتهنامه «سوره نوجوانان»، ماهنامه «ادبیات داستانی»، ماهنامه «سروش نوجوان»، گاهنامه تخصصی «قلمرو»، فصلنامه «اصحاب قلم» و دبیری گروه ادب و هنر دو روزنامه کیهان و جوان، سرشار را به یکی از چهرههای سرشناس عرصه روزنامهنگاری تبدیل کرده است. چهرهای که در این عرصه، دو بار به عنوان رتبه اول جشنواره مطبوعات و یکبار در جشنواره مطبوعات کودک و نوجوان انتخاب شده است. مکمل همین تجربه، عضویت وی در دو دوره هیئت منصفه مطبوعات میباشد. سرشار چند سال سابقه تدریس در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران را در کارنامه خود دارد و در سال ۱۳۷۳، نشریه بینالمللی «Who is who» او را به عنوان یکی از مشاهیر ایران معرفی نموده است.
ماجرا بسیار ساده آغاز شد. یک روز که در وسط دریا بودند طوفان شدیدی در گرفت. کشتی مثل پر کاهی روی امواج بالا و پایین میرفت و کج و راست می شد و آب زیادی روی آن ریخته می شد. ناگهان موج بزرگی به بدنه کشتی خورد و آن را چنان تکان شدیدی داد که طناب کمر عبدل پاره شد و او به چند قدم آن طرف تر افتاد. بعد هم موجی با شدت به صورتش خورد و مقدار زیادی آب به حلق ریخت. عبدل با سرعت بلند شد. آب دهانش را بیرون ریخت. می خواست خودش را به لبه کشتی برساند که چیز عجیبی توجهش را جلب کرد: آب ، طعم مخصوصی داشت. کمی بعد طوفان آرام گرفت و کشتی نجات پیدا کرد و به حرکت ادامه دادند. هنوز کمی آب ته کشتی باقی مانده بود، عبدل قمقمه اش را از آن آب پر کرد و گوشه ای گذاشت. چند روز بعد کشتی به سلامت به بندر رسید. عبدل هنوز چند قدمی از ساحل دور نشده بود که برگشت. کنار دریا که رسید نشست، یک مشت از آب دریا را برداشت و مزه مزه کرد. سر قمقمه راباز کرد و مقداری از آب آن را به دهان برد و مزه مزه کرد. اشتباه نکرده بود! طعم آب قمقمه با آب کنار ساحل کمی فرق داشت کشف بزرگی بود.