Noted American actor, screenwriter, and filmmaker Woody Allen, originally Allen Stewart Konigsberg explored the neuroses of the urban middle class in comedies of manners, such as Annie Hall (1977) and Deconstructing Harry (1997).
This director, jazz musician, and playwright thrice won Academy Award. His large body of work mixes satire, wit and humor in the most respected and prolific cerebral style in the modern era. Allen directs also in the majority of his movies. For inspiration, Allen draws heavily on literature, philosophy, psychology, Judaism, European cinema, and city of New York, where he lives.
بزرگترین خوبی صحبت درباره این نمایشنامه این بود که فهمیدم چقدر فیلم ندیدم. چجوری وقت میکنید آخه؟ لعنت بهتون بخصوص اونکه خودش میدونه :/ طنز وودی آلن رو توی این نمایشنامه دوس داشتم. خوندنش هم ماجرای بانمکی داشت که احتمالا فقط برای خودم جذابه. بریم آنی هال ببینیم که نادان از دنیا نریم.
من از نگاه شوخ وودی آلن به زندگی و حتی دیدگاه اگزیستانسیالیسمش (عجب کلمه درازی شد!) خیلی خوشم میاد. اینکه با نگاه شوخ و شنگ به این دنیای جدی نگاه کنی خیلی به دلم میشینه
این آب آشامیدنی نیست! /وودی آلن/ ترجمه ی نگار شاطریان/ نشر بیدگل/ چاپ سوم 1395/ 176 صفحه/ تاریخ تموم کردن کتاب: سه شنبه 1 فروردین 1396 این کتاب یه نمایشنامه است. داستانش اینه که یه خانواده ی سه نفره به طور نسبتا غیرعمدی از تجهیزات نظامی یک کشوری عکس میگیرن و مسئولین امنیتی اون کشور میذارن دنبالشون فکر می کنن جاسوسن. اونام میرن سفارت آمریکا توی اون کشور که در امان باشن. کل ماجرای نمایشنامه هم توی همین سفارت داره رخ میده. قبل از اینکه این خانواده بیان سفارت، مسئول اون سفارت میذاره میره سفر و مسئولیت رو میذاره به عهده پسرش که آدم دست و پا چلفتی ای هستش و کل داستان نمایشنامه درباره اینه که چه چیزایی این بین پیش میاد و آخرش چی قراره سر این خانواده بیاد. این نمایشنامه یه نمایشنامه ی طنزه و اولاش چنتا تیکه سنگین به خودِ آمریکا میندازه درباره بی مسئولیتی کسایی که میان روی کار مثلا همین پسرِ سفیر که خود باباش هم قبولش نداره ولی چون پسرشه قدرت میاد دستش. یا یکی از تیکه های سنگین توی این دیالوگه: "پسر سفیر: ما از یک طرف میخواهیم از شما حفاظت کنیم. اما از طرف دیگه باید از منافع ایالات متحده محافظت کنیم. پدر خانواده ی مذکور: همیشه فکر می کردم این ها در یک جهت اند." این نمایشنامه یه دیالوگ معروف داره که میگه مضمونش اینه که آدم یوهو عاشق یکی میشه که با هیچ کدوم از معیاراش نمی خوره. به نظر من اگه این اتفاق بیفته فقط نشونه ی اینه که اون آدم شناخت خوبی از خودش نداشته که عاشق یکی شده که فکرش رو هم نمی کرده وگرنه بالاخره یک سری ویژگی هست که برای آدم جذابه و اونا تاثیر دارن توی علاقه پس من عشقو یه چیز اتفاقی نمی دونم ! برای کسی که شناخت دقیقی از خودش داره و می دونه از چه تیپ آدمی خوشش میاد. البته شاید بعدا نظرم در این باره عوض شه. بقیه ی نمایشنامه هم تیکه های مختلفی داره کم و بیش و خیلی تک و توک که قابل بحث نیستن اونقدر. یه قسمت جالب دیگه از این کتاب برام " توضیحات صحنه و لباس" بود. با دقت و جزئیات صحنه ها و لباس ها رو گفته بود و این خیلی خوب بود برای من و توی نمایشنامه های دیگه ای که خونده بودم با این جزئیات ننوشته بودن. ترجمه ی کتاب هم رَوون و خوب بود و کلا زیر دو ساعت تموم میشه کتابش چون اکثرش مکالمات معمولی بود. از نظر محتوا اونقدر قوی نبود به نظرم و ذهنم رو درگیر نکرد. اما ارزش خوندن داشت.
از وودى آلن چيزى جز عالى انتظار نميره و خب عالى بود امااااا اينكه تهش زيادى خوب تموم شد منو غمگين كرد اما اين نقصى به كتاب وارد نمى كنه كلا كتاب هايى كه آخرشون زيادى خوب تموم بشه منو از خودشون نااميد مى كنن.. البته اين در اون حدى نبود كه بخواد منو نااميد كنه... چون وودى الن جورى مينويسه كه نميتونى كتابو زمين بذارى.. و من واقعا رفتم توى فضاى كتاب. دوسش داشتم ؟ آرههههه پيشنهادش مى كنم ؟ به شدت مگه ميشه وودى الن باشه و خوندش و لذت نبرد ؟:) تا حالا كه نشده ..! 💙✨
کتاب روونیه، صحنه ها جلوی چشم من مجسم هستند، طنز مناسبی داره و با سادگی حرفاشو میزنه، و متنشم جذابه و با شروع کردنش به سرعت باهاش همراه میشید و ناگهان متوجه میشید که تموم شده.