Jump to ratings and reviews
Rate this book

روانکاوی و تحریم زناشوئی با محارم

Rate this book

56 pages, Unknown Binding

1 person is currently reading
25 people want to read

About the author

Sigmund Freud

4,482 books8,559 followers
Dr. Sigismund Freud (later changed to Sigmund) was a neurologist and the founder of psychoanalysis, who created an entirely new approach to the understanding of the human personality. He is regarded as one of the most influential—and controversial—minds of the 20th century.

In 1873, Freud began to study medicine at the University of Vienna. After graduating, he worked at the Vienna General Hospital. He collaborated with Josef Breuer in treating hysteria by the recall of painful experiences under hypnosis. In 1885, Freud went to Paris as a student of the neurologist Jean Charcot. On his return to Vienna the following year, Freud set up in private practice, specialising in nervous and brain disorders. The same year he married Martha Bernays, with whom he had six children.

Freud developed the theory that humans have an unconscious in which sexual and aggressive impulses are in perpetual conflict for supremacy with the defences against them. In 1897, he began an intensive analysis of himself. In 1900, his major work 'The Interpretation of Dreams' was published in which Freud analysed dreams in terms of unconscious desires and experiences.

In 1902, Freud was appointed Professor of Neuropathology at the University of Vienna, a post he held until 1938. Although the medical establishment disagreed with many of his theories, a group of pupils and followers began to gather around Freud. In 1910, the International Psychoanalytic Association was founded with Carl Jung, a close associate of Freud's, as the president. Jung later broke with Freud and developed his own theories.

After World War One, Freud spent less time in clinical observation and concentrated on the application of his theories to history, art, literature and anthropology. In 1923, he published 'The Ego and the Id', which suggested a new structural model of the mind, divided into the 'id, the 'ego' and the 'superego'.

In 1933, the Nazis publicly burnt a number of Freud's books. In 1938, shortly after the Nazis annexed Austria, Freud left Vienna for London with his wife and daughter Anna.

Freud had been diagnosed with cancer of the jaw in 1923, and underwent more than 30 operations. He died of cancer on 23 September 1939.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
2 (13%)
4 stars
3 (20%)
3 stars
8 (53%)
2 stars
2 (13%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 4 of 4 reviews
Profile Image for Agir(آگِر).
437 reviews732 followers
January 15, 2016
:پرسش هایی که باعث شدند سراغ این کتاب بروم

آیا در آغاز زندگی بشری تفاوتی بین محارم و غیر محارم بوده؟
قوانین تحریم زناشویی با محارم که آن را یکی از نشانه های تمدن می دانیم چگونه به اینجا رسیده است؟


و مطلبی در مورد«زن یغمائی» در طول تاریخ و در میان اقوام بومی و وجود قانون آن در برخی ادیان

description


: پاسخ هایی که از این کتاب گرفتم

در آغاز کتاب، فروید این فرضیه را در نظر می گیرد
«حیات روانی انسان نیمه وحشی نظیر مراحل اولیه تکامل حیات روانی ماست»

و برای مقایسه اقوامی را انتخاب میکنم که از طرف مردم شناسان به عنوان عقب مانده ترین و بینواترین وحشیان توصیف شده اند. این اقوام ساکنین بومی جدیدترین قاره، یعنی استرالیا که جانوران قدیمی بسیاری را نیز که در نقاط دیگری همه از میان رفته اند، برای ما نگاه داشته است، می باشد

بومیان استرالیا به عنوان یک نژاد خاص که هیچگونه خویشاوندی بدنی یا زبانی با همسایگان خود ندارند، شناخته شده اند. اینان نه خانه می سازند و نه کلبه های محکم. نه در زمین کشت و زرع می کنند، و نه از دامهای اهلی،حتی سگ، نگهداری می نمایند. از هنر سفال سازی بی خبرند. تغذیه آنها منحصرا از گوشت هرنوع جانور ممکنی است که شکار می کنند، و یا از برخی سبزیهای پیازدار شبیه سیب زمینی و ترب است که می کارند. مصالح عمومی آنها بوسیله « شورای شیوخ»-مردان با تجربه و کامل مرد آنها- حل و فصل می شود. جای بسی تردید است که آیا می توان بومیان استرالیا را صاحب دینی بصورت ستایش و ایمان به موجودات عالیه دانست یا نه؟
قبائل صحرای مرکزی استرالیا که در اثر کمی آب ناگزیرند با سخت ترین شرایط حیات مبارزه کنند، در تمام شئون زندگی از بومیان ساکن سواحل آن قاره بدوی تر و عقب افتاده تر بنظر می رسند
ما یقینا از این آدمخواران برهنه و بینوا انتظار نخواهیم داشت که در حیات جنسی خود، آنطور متفاهم ماست، اخلاقی بوده و برای سائقه های جنسی خویش، بمیزان قابل توجهی، مقرارات و حدود و قوانینی تعیین کرده باشند.لیکن علی رغم این انتظار ملاحظه می کنیم که این وحشیان با چه دقت خاص و سخت گیری های پرمشقتی جلوگیری از روابط جنسی میان «محارم» را نصب العین خود، قرار داده اند، بطوریکه گوئی تمام سازمان های اجتماعی آنها هدفی جز این ندارد، و یا حداقل دارای هماهنگی و رابطه نزدیکی با رعایت آن است



:در مورد توتمیسم

در ازای فقدان هرنوع تاسیسات و سازمانهای مذهبی و اجتماعی ،در میان بومیان استرالیایی،شیوه «توتمیسم» حکمفرماست.این اقوام به قبیله ها و عشیره های کوچکتری تقسیم میشوند که هریک خود را بنام توتم ویژه خود می خواند
توتم معمولا یک جانور قابل خوردن، بی آزار و یا خطرناک و هول انگیز و بندرت نیز یک گیاه و یا یکی از قوای طبیعت مانند باران و آب می باشد که دارای رابطه ای خاصی با تمام عشیره است
توتم بدوا جد اصلی و نخستین قبیله و بعد روح محافظ و کمک کار آن بشمار می رود که به آنها حکمت و حل معماها و مشکلات را الهام می کند، و در مواقع خطر کودکان خود را می شناسد و. آنها را پناه می دهد. از این رو فرزندان یک توتم یا توتمها در تحت وظیفه مقدسی که در صورت عدم انجام و سرپیچی از آن، سخت از جانب توتم کیفر خواهند دید، قرار دارند که توتم خود را نکشند و یا در -در صورتیکه حیوان نباشد-نابود نکنند، و از خوردن گوشت آن، و یا از هرنوع تمتع و استفاده دیگری که از آن ممکن است، اجتناب ورزند

تعلق به توتم زیرساز کلیه وظایف اجتماعی بومیان استرالیاست. رشته وصل توتم قوی تر از رشته خون یا خانواده بمعنی جدید آنها است

توتمیسم علاوه بر بومیان استرالیا، در میان سرخپوستان شمال آمریکا و اقوام جزائر اقیانوسیه و در هند شرقی و در بخش بزرگی از آفریقا نیز مشاهده شده است. واژه توتم بصورت توتام در سال 1791 توسط محقق انگلیسی «جی.لونگ» از زبان سرخپوستان شمال آمریکا اقتباس شده است

از برخی آثاری که اگر در پرتوی توتمیسم ملاحظه نشوند، به دشواری قابل توجیه هستند، میتوان استنتاج کرد که توتمیسم در روزگاران گذشته در میان اقوام آریایی و سامی اروپا و آسیا نیز وجود داشته است.بدین ترتیب برخی از محققین برآنند که توتمیسم یکی از مراحل تطور حیات عقلانی بشر بشمار می رود


:توتم و علم تکامل

توتم بمعنی آن بود که انسانهای اولیه اعتقاد داشتند از نسل این یا آن حیوان هستند
و در علم تکامل امروزی شبیه چنین نظریه هایی را می بینم که حیواناتی مثه دایناسورها و ...در تکامل انسان نقش ویژه ای داشتند

:ارتباط توتم به محدودیت روابط جنسی


توتم از طرف مادر و یا از طرف پدر به فرزندان به ارث می رسد. که در آغاز نوع اول در همه جا معمول بوده و بعد نوع دوم جانشین نوع اول شده است

افراد نسل یک توتم نباید با یکدیگر دارای روابط جنسی باشند، بطور خلاصه مجاز نیستند که با یکدیگر زناشوئی کنند
در استرالیا کیفر متدوال برای داشتن رابطه جنسی با شخصی از یک قبیله ممنوع، مرگ است.مردی که از نظر تحریم توتمی نمی تواند با زنی زناشوئی کند، اگر از وی بعنوان همسر خویش استفاده کند، توسط مردان قبیله خود کشته خواهد شد؛ و سرنوشت زن نیز به همین منوال است

بدین ترتیب این وحشیان یک نوع حساسیت و ترس شدیدی از نزدیکی با محارم
: از خود نشان می دهند که برای ما غیر عادی است
مثلا در میان «باسوگا» یکی از قبائل سیاه پوست نواحی سرچشمه رود نیل، داماد د خانه تنها زمانی مجاز است با مادر زن خود صحبت کند که او در اطاقی دیگر باشد و دیده نشود. قوم باسوگا بحدی از روابط جنسی با محارم متنفر است که حتی اگر دامهای خانگی بدان تن دهند آنها را نیز بدون مجازات نمی گذارند


:نتیجه

اگر فرضیه فروید را در تشابه بین اقوام بومی نیمه وحشی امروزی و اجداد اولیه ما بپذیریم از مطالعه در رفتار و اخلاقیات آنان به این نتیجه می رسیم که ممنوعیت روابط جنسی در بین افراد محرم یک خانواده هم با استفاده از قوانین توتمیسم -که روابط جنسی با هم قبیله ای و هم با بعضی قبایل دیگر را منع کرده- و هم برخی قوانینی دیگر که منشا آنها مشحص نیست؛ نشان از این دارد که اجداد اولیه ما بشدت از چنین روابطی پرهیز کرده اند و اجرای مجازات مرگ برای خاطیان، میزان تنفر عمومی از آن را نشان می دهد

البته در کنار این، قوانین دیگری هم درمورد ارتباط آزاد جنسی بین بومیان وجود دارد که یک مرد یا یک زن میتواند با شمار زیادی از جنس مخالف ارتباط برقرار کند و «گروه همسری اشتراکی» نامیده می شود
شماری از مردان به تساوی شوهر شماره از زنان می باشند
هر مرد شوهر تمام زنان و هر زن همسر تمام مردان این گروه بشمار می رود


:زن یغمائی

زن یغمائی بدین معناست که زنی را بمنظور زناشویی بربایند و بیغما و تاراج ببرند.این نوع زناشویی بیشتر در مواقع جنگ و نزاع و شبیخون اتفاق می افتاده است که طرف غالب همه چیز مغلوب از جمله زنان وی را به یغما و اسارات می برده است.لیکن در میان بسیاری از اقوام بدوی در مواقع صلح نیز بعنوان یک رسم معمول دیده شده است که اگر کسی میتوانسته است زنی از قبیله دیگر را برباید آن زن از آن وی بشمار می رفته است.تورات برای ما باز می گوید که یکی از قبایل بنی اسرائیل بعلت کمی دختر، شبی در زیر بوته های مو پنهان شده و دختران قبیله دیگر را که برای شرکت در جشن و رقص آمده بودند، دزدیدند
زناشوئی یغمایی در جاهلیت و حتی تا زمان حیات پیغمبر اسلام نیز معمول بوده است.در متعلقات جهاد، زنانی که به اسارت گرفته می شوند، بر جنگجویان مسلمان حلالند


description

گروهی از محققین اروپایی علت تنفر عرب را از نوزاد دختر و زنده به گور کردن آنها را بیشتر در اثر وجود همین رسم «زنشوئ ی یغمایی» دانسته اند که عرب از ترس آنکه مبادا دخترش به یغما رود و بزور همخوابه ادشمن گردد ترجیح میداد که خود، وی را زنده بدست خویش بگور بسپارد

Profile Image for baQer (BFZ).
136 reviews19 followers
April 22, 2016

اگر فرضیه فروید را در تشابه بین اقوام بومی نیمه وحشی امروزی و اجداد اولیه ما بپذیریم از مطالعه در رفتار و اخلاقیات آنان به این نتیجه می رسیم که ممنوعیت روابط جنسی در بین افراد محرم یک خانواده ؛ نشان از این دارد که اجداد اولیه ما بشدت از چنین روابطی پرهیز کرده اند و اجرای مجازات مرگ برای خاطیان، میزان تنفر عمومی از آن را نشان می دهد
(ازمتن کتاب)
Displaying 1 - 4 of 4 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.