این مجموعه دربرگیرندهی مقالاتی است که خانلری در موضوعات زبان و زبانشناسی در مجلهی سخن نگاشته بوده است و پس از کمیاب شدن این مجله، بر آن میشود تا جداگانه مقالات همموضوع را چاپ کند. خانلری در زمان خود بسیار پیشرو و جریانساز بوده و در زمینههایی که فعالیت کرده، بهراستی پایهگذار سنتی نو بوده است. از آن جمله است مطلبهایی که دربارهی زبانشناسی و زبان تألیف کرده است. بااینهمه، حقیقت این است که بسیاری از مقالاتی که درباب زبانشناسی در این کتاب گردآوری شده، امروزه چندان دستاول و معتبر شمرده نمیشود؛ منتها خواندنشان خالی از لطف نیست. عنوان مقالهها به این قرار است: پیدایش زبان، اختراع زبان و خط، زبان و زبانشناسی، زبان ایران، تحول زبان، تحول زبان فارسی، زبان و جامعه (بحثی از علم دلالت الفاط)، زبان و لهجه، طرح تحقیق در لهجههای محلی، دفاع از زبان فارسی، زبان یأجوج و مأجوج، لفظ عامه و لفظ قلم، بیان، نویسندگی، بیماری الفاظ، تدریس ادبیات فارسی، درس فارسی، خط و زبان، زبان و خط، دربارهی تغییر خط فارسی، شیوهی خط فارسی. نثر خانلری بسیار شفاف و ساده است و ازاینحیث، باتوجهبه دورهای که در آن زندگی میکرده و چیز مینوشته، سخت درخورتوجه است. شاید بتوان او را از اصلیترین کسانی دانست که به دشوارنویسی سخت تاخته و سادهنویسی را در نثر معاصر فارسی رواج دادهاند. دیدگاههای او درباب شیوههای تدریس ادبیات فارسی و معضلاتی که در آن زمان دراینزمینه وجود داشته و رگههایی از آن را هنوز میتوان دید، نیز جالبتوجه است. همچنین نظرگاه منصفانه و دقیق وی درخصوص تغییر خط فارسی و اشکالهای آن، حسابشده و سنجیده است و پاسخی قانعکننده به هواداران تغییر خط محسوب میشود.
خانلری در مقالۀ «زبان و جامعه: بحثی از علم دلالت الفاظ» به تحول واژههای زبان در طول تاریخ میپردازد. وی در این نوشتار انواع تحول واژهها را در سه دسته میگنجاند: ۱. متروکشدن بعضی از کلمات؛ ۲. پیدایش لغات نو؛ ۳. تغییر مدلول بعضی از الفاظ. وی در ادامه در توضیح علتهای متروکشدن پارهای واژهها، مطلب جالبی آورده است. اگر کسانی این مطلب را اندکی بیادبانه و دور از ادب میپندارند، پیشاپیش پوزش میخواهم. از مصداقهای واژههایی که متروک میشود، کلمههای تابو است. «در هریک از جوامع بشری، از وحشیترین قبایل سرخپوست و سیاهپوست گرفته تا متمدنترین ملتهای امروزی، اعتقادات و اوهام یا آدابی وجود دارد که برزبانآوردن بعضی از الفاظ را در اجتماع یا حتی در خلوت منع میکند» (۱۰۱). «سادهترین نوع حرمت الفاظ که در جوامع متمدن امروزی نیز مورد مثال فراوان دارد، آن است که به مقتضای آداب اجتماعی، ادای کلماتی در حضور دیگران خلاف ادب شمرده میشود. در کمتر جامعۀ بشری کسی میتواند نام اعضای تناسل را به لفظ صریح بگوید، مگر آنکه او را به بیتربیتی منسوب کنند. ذکر مدفوعات بدن و عمل دفع و محل آن نیز موافق ادب نیست. به این سبب است که در بیشتر زبانها نام این محلها همیشه بهکنایه گفته میشود. اما هر کنایهای پس از انتشار و رواج، صراحت مییابد و باز ادای آن منافی ادب میشود. پس باید هر چند گاه الفاظی که بر این معانی دلالت میکند، تغییر بپذیرد. گاهی هم برای احتراز از رکاکت، از کلمات بیگانه که نزد عموم متداول نیست و در جامعه معنی صریح ندارد، استفاده میکنند. در فارسی چندی کلمۀ عربی غیرمتداول "مبال" را بهکار میبردند؛ زیراکه ترکیب و معنی آن که "محل بول" است، برای فارسیزبانان صراحت نداشت. سپس کلمۀ "خلا" بهمعنی "جای تنهایی" معمول شد. کلمۀ "مستراح" که معنی آن "جای آسودگی" است، نیز چندی بهکار رفت. طبقات مختلف اجتماع هریک برای بیان این معنی تعبیری کنایهآمیز داشتند. اصطلاحات "قضاحاجتی" یا "قضای حاجت" و "آبدستی" و "دستبهآب" و "کنار آب" و "جایی" همه کمکم بوی مصداق خود را گرفت و متروک شد. از چندی پیش که طبقۀ تحصیلکردۀ فارسیزبانان با تمدن و آداب و زبانهای اروپایی آشنایی یافت، دراینمورد برای پرهیز از الفاظ بیادبانه کلمات اروپایی مانند "کابینه" و "دبلیوسی" و "توالت" را که خود آنها در فرانسه و انگلیسی کنایاتی برای این معنی شمرده میشوند، بهکار بردند و البته بهزودی برای مراعات ادب، کلمات دیگری خواهند یافت» (۱۰۲). خانلری حدود پنجاهشصت سال پیش کنارگذاشتهشدن واژههایی ازقبیل «توالت»و «مستراح» را پیشبینی کرده است و همانطور که در نوشتۀ بالا به آن اشاره شده، امروزه جایگزینهایی برای این واژههای کنایی که رفتهرفته صراحتِ لفظِ زننده را یافتهاند، در نظر گرفتهایم: «دستشویی» و «سرویس بهداشتی». در ادامۀ مطلب بالا آمده است: «ذکر کلمهای که بهمعنی "زن بدکاره" است، از همین قبیل شمرده میشود. این معنی را در زبان پهلوی به لفظهای "جه" و "جهیک" بیان میکردند که متروک شد و در فارسی کنایهای جای آن را گرفت. "روسبی"، یعنی روسفید، کنایۀ معکوس است و از آن، "روسیاه" اراده میشود. کلمات "فاحشه" و "معروفه" نیز اصطلاحاتی است که برای احتراز از ذکر صریح این کلمه بهوجود آمده است. عامه دراینمورد کلمۀ "خانم" را به کار میبرند که کلمهای عام است و از آن معنیِ خاص اراده میکنند» (۱۰۲تا۱۰۳).
کتاب در دو بخش است. بخش اول کلی و درباره زبان و زبان شناسی است و بخش دوم ویژه زبان فارسی و برخی نکات دستوری راهگشا است. اگر امثال ناتل خانلری نبودند که ما همین یک ذره آگاهی از زبان فارسی را هم نداشتیم.
«زبانشناسی و زبان فارسی» نوشته پرویز ناتل خانلری برای هفتمین بار از سوی انتشارات توس به چاپ رسید به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) این کتاب مجموعه مقالاتی درباره مباحث کلی زبانشناسی و زبان فارسی است
مقالات زبانشناسي و زبان فارسي عبارتند از: پیدایش زبان، اختراع زبان و خط، زبان و زبانشناسی، زبان ایران، تحول زبان، تحول زبان فارسی، زبان و جامعه، زبان و لهجه، طرح تحقیق در لهجههای محلی، زبان یأجوج و مأجوج، لفظ عامه و لفظ قلم، بیان، نویسندگی، بیماری الفاظ، تدریس ادبیات فارسی، درس فارسی، خط و زبان، زبان و خط، درباره نغییر خط فارسی، شیوه خط فارسی.
این مقالات بین سالهای 1322 و 1340 در مجله سخن و مجله دانشکده ادبیات طهران منتشر شده است
دکتر خانلری در یادداشت مقدمه آورده است: چون شمارههای آن مجلات در این مدت دراز پراکنده شده و از دسترس عموم دور است شاید جمع و تدوین این مقالات برای خواستاران سودمند باشد. در ترتیب فصول این کتاب تاریخ نگارش و انتشار آنها را در نظر نگرفتهام و بیشتر ارتباط و توالی مطالب منظور بوده است. غرض نویسنده در بیشتر این مقالات آن بوده که نکتههای دقیق به بیانی هر چه سادهتر نوشته شود تا فایده آنها عام باشد
دکتر خانلری، آثار بسیاری در کارنامه خود دارد. از جمله: روانشناسی، تحقیق انتقادی در عروض و قافیه فارسی، وزن شعر فارسی، درباره زبان فارسی، فرهنگ و اجتماع، شعر و هنر، تاریخ هنر، آخرین دیدار، روانشناسی و تطبیق آن با اصول پرورش، روش تازه تدریس قواعد زبان فارسی، ماه در مرداب(مجموعه شعر)، تصحیح یوسف و زلیخا، تصحیح چهار مقاله، تصحیح رستم و سهراب، تصحیح سمک عیار، تصحیح سفرنامه ناصرخسرو، تصحیح دیوان حافظ، ترجمه دختر سروان اثر الکساندر پوشکین، ترجمه چند نامه به شاعری جوان اثر راینر ماریا ریلکه، ترجمه تریستان و ایزوت، ترجمه شاهکارهای هنر ایران، ترجمه اسباب حدوث الحروف، ترجمه مخارج الحروف
🖋 فیلسوفان یونانی سعی داشتند قوانین منطق را بر قواعد زبان منطبق کنند و این خود نقص کار بود، زیرا تحول زبان تابع اصول منطقی نیست.
🖋 در ایران پیش از اسلام، خط اوستایی مرسوم بوده که اطلاعات زیادی از آن در دسترس نیست.با ورود اسلام، چون مردم در خواندن کتب آسمانی به خطا و اشتباه دچار میشدند، به قواعدی برای احتراز از این غلط احتیاج یافتند.
🖋 تازیان هر کس را که به زبان عربی گفتگو نمیکرد، عجمی یعنی گنک خواندند و گفتار او را لایق مطالعه و تحقیق ندانستند. این نوع برداشت حاصل دو چیز بود: تعصب دینی و تعصب ملی.
🖋 در طی قرون وسطی، زبانشناسی در اروپا پیشرفت چندانی نکرد. یگانه زبانی که شایسته توجه و مطالعه ادیبان اروپای غربی شمرده میشد، زبان لاتینی بود. زبانهای رایج میان ملتهای اروپا مانند فرانسوی و انگلیسی و آلمانی مهم شمرده نمیشد و تنها به عنوان زبان عوام برای تبلیغ دین مسیح به کار میرفت.
🖋 مباحثههای دینی کم کم پیشوایان آیین عیسی را به مطالعه زبان عبری واداشت که با زبانهای دیگر اروپایی متفاوت است.
🖌 در برخی از آیات تورات، از وحدت اصلی تمام زبانها گفتگو شده است. محققان دوره رنسانس خواستند از روی شباهتهایی که در لغات و الفاظ زبانهای مختلف یافته بودند، برهانی برای اثبات این آیات پیدا کنند. آنها گمان میکردند که زبان عبری همان زبان اصلی است که به حکم خداوند نزد ملتهای دیگر به صورتهای گوناگون درآمده است. اما ناچار اعتراف کردند که تطبیق بسیاری از گویشها با این زبان اصلی امکان پذیر نیست.
🖌 امری که باعث پیشرفت زبانشناسی شد، آشنایی اروپاییان با زبان سانسکریت بود. نخست دانشمندان انگلیسی به قصد آنکه با مردم هند رابطه نزدیکتری پیدا کنند به آموختن این زبان پرداختند.
🖌 زبانشناسی یک علم است. زبانشناس با اموری سر و کار دارد که موجودند و کار او این است که رابطه آنها را با یکدیگر دریابد، آنها را طبقه بندی کند و رابطه علت و معلولی میان آنها را بجوید. کار او درست مانند کار یک طبیعی دان یا فیزیک دان است.
🖌 در هزاره سوم پیش از میلاد مسیح، قومی وجود داشت ��ه به زبان خاصی تکلم میکرد. زبانشناسان قرن نوزدهم، زبان آن قوم را هندو اروپایی (Indo-European) نامیدند. بعدها طوایفی از این قوم جدا شدند و در جهان پراکنده گشتند و در نواحی مختلف سکونت گزیدند. هر طایفه که مسکنی تازه یافت و زندگی مستقلی آغاز کرد، کم کم زبانش نیز با زبان نخستین متفاوت شد و جداگانه تکامل یافت. به این طریق، از آن زبان اصلی که مادر همه زبانها شمرده میشد، فرزندانی پدید آمد. یکی از این زبانها زبانی بود که امروزه آن را هندو ایرانی (Indo-Iranian) یا آریایی میخوانند.
🖌 داریوش در کتیبههایی که از او باقی است، خود را آریایی و آریایی نژاد میخواند و همین لفظ است که بعدها کلمات اِران و ایران به معنی سرزمین و جایگاه آریاییان از آن مشتق شده است.
🖍 زبان آریایی بعدها به دو شعبه تقسیم شد: یکی پارسی باستان و دیگری اوستایی. پارسی باستان نام زبانی است که در سرزمین پارس در دوران شاهنشاهی هخامنشیان متداول بوده است. زبان اوستایی زبانی است که در کتابهای مقدس آیین زرتشت به کار رفته است.
🖍 انقراض دولت هخامنشی و سپس تاسیس شاهنشاهی اشکانی در تاریخ زبانهای ایران آغاز دورهای شمرده میشود که به دوره «زبانهای ایرانی میانه» معروف است. از جمله این زبانها، زبان پهلوی است که نام قومی از ایرانیان بوده است که سلسله شاهنشاهی اشکانی را تاسیس کردند و در زمان ساسانیان نیز زبان رسمی ایران بود.
🖍 در نقطه مقابل، زبانهایی که از زمان رواج اسلام در ایران در این سرزمین پهناور متداول بوده و هست، همه به نام «ایرانی جدید» خوانده میشود. مهمترین این زبانها، «فارسی» یا «دری» است که از قرن سوم هجری تاکنون زبان رسمی و اداری و ادبی ایران و وسیله ارتباط و وحدت قسمتهای مختلف این کشور بوده است.
🖍 مجموعه لغات موجود در زبانها هرگز برای مدتی دراز یکسان نمیماند. هر تحولی که در جامعه رخ میدهد، چه مادی و چه معنوی، تغییراتی در لغات متداول آن جامعه پدید میآورد.
🖍 یکی از مواردی که باعث منسوخ شدن برخی از لغات در یک زبان میشود را میتوان به تابو بودن آنها و یا عقاید خرافاتی منسوب کرد. به عنوان مثال از کلماتی مانند مستراح و دست به آب و ... استفاده میشود و یا در ایران لغت جن را به کار نمیبردند چرا که معتقد بودند با بردن نام او، جن وارد خانه خواهد شد.
🖋 گاهی چیزها را به نام کسی که برای نخستین بار آنها را به سرزمینی وارد کرده است یا در کشت و رواج آن موثر بوده است مینامند. شاید در فارسی لاله عباسی (نام یک گل)، طالبی (نوعی خربزه) و داوودی (نوعی گل) از این قبیل باشند. نام سکه های مانند اشرفی و عباسی نیز چنین است.
🖋 هیچیک از زبانهای اقوام متمدن از لغات فراوان بیگانه تهی نیست و علت این امر آن است که تمدن از ارتباط و برخورد ملتها با یکدیگر توسعه و ترقی مییابد و غالبا آنچه ملتی از ملت دیگر اقتباس میکند، با نام اصلی آن همراه است. شاید تنها چند قبیله وحشی بتوان یافت که در زبانشان لفظ بیگانه نباشد.
«شاید اگر چند سال بر همین منوال بگذرد، جوانان ما بکلی با ادبیات فارسی بیگانه شوند و در خواندن و نوشتن چند سطر به زبان مادری خود فرو بمانند»
قبل از نوشتن در مورد کتاب باید بگم که نمونه این سطور در کتاب فراوانه. ناتل خانلری به عنوان یکی از برجستهترین چهرههای عصر خودش (ایشون در کنار تالیفات متعدد، وزیر فرهنگ در کابینه علم، رییس فرهنگستان ادب و هنر و موسس بنیاد فرهنگ ایران بودن)، در مورد زبان فارسی هشدارهایی میده که وضعیت امروز نشون میده چندان جدی گرفته نشدن و ضعفهایی که در سیستم آموزش زبان فارسی معرفی میکنه تا همین امروز اصلاح نشده.
برای من که مطالعه قابل توجهی در این زمینه نداشتم کتاب نسبتا جامع و خوبی بود. متشکل از عمومات علم زبان شناسی، چگونگی تحول و تغییر در زبانها، تاریخچه مختصری از ریشهها و تقسیمات زبانهای ایرانی و مقالات متعددی که به مباحثی مثل اصلاح نظام آموزش و پرورش یا اصلاح خط و زبان پرداخته. نثر کتاب همونطور که از استادی مثل خانلری انتظار میره به شدت جذاب و گیراست.