من چیزهای افسانهای را دوست دارم. همه جای کتاب را دوست داشتم. سه شاهزاده در کتاب بودند که اسم سومی شازده خورشید بود. این شاهزاده ها میخواستند با سه پریزاد درخت سیب ازدواج کنند. پریزاد سیب دختری ست که از سیب در می آید. سه تا دیو سیب ها را چیدند. شازده خورشید هر سه پریزاد را نجات داد و دیوها را کشت. رستا پنج سال و نه ماه