Jump to ratings and reviews
Rate this book

بی‌نازنین

Rate this book
با شیوا وقتی توی هواپیما نشسته بود حرف زده بودم. خودم صدای مهماندار را شنیدم که گفت خانم تلفن را خاموش کن. تنم عرق کرده بود… وقتی موبایلش را گرفتم و پیغام «دستگاه مورد نظر خاموش است» را شنیدم، فهمیدم دیگر شیوا را نمی‌بینم.


مانی با ایمیلی عجیب از زنی به نام سایه مواجه می‌شود و با زیرکی پاسخ می‌دهد و جواب می‌گیرد. رفته‌رفته رابطه‌ای اینترنتی شکل می‌گیرد، اما در ادامه پای آدم‌هایی به ماجرا باز می‌شود که مانی فکرش را هم نمی‌کرد. حالا او باید با حقایقی از زندگی و مسائل گذشته‌اش رو‌به‌رو شود.

168 pages, Paperback

First published January 1, 2015

1 person is currently reading
28 people want to read

About the author

Keyvan Arzaghi

5 books19 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
8 (11%)
4 stars
11 (15%)
3 stars
29 (40%)
2 stars
14 (19%)
1 star
9 (12%)
Displaying 1 - 11 of 11 reviews
Profile Image for Sara Pahlevani.
157 reviews34 followers
September 11, 2016
ساعت ۲:۳۰ نیمه شبه و همین الان یه نفس تمومش کردم. تا الان این یه نفس خوندن و تموم کردن یه کتاب فقط برای بادبادک باز و آتش‌بدون‌دود اتفاق افتاده بود که البته اونها بخاطر جذابیتشون و این یکی بخاطر اینکه واقعا میخواستم تموم شه!
نمیدونم چرا اینقدر نثرش منو یاد کتابای مستور مینداخت! زیاد دوسش نداشتم و گاهی واقعا حوصله‌سربر میشد. پایانشم اصلا خوب نبود.
Profile Image for Hamed Mazlaghani.
49 reviews24 followers
February 11, 2016
آدمهاى كثيف و عوضى همه جا هستند، دنياى واقعى و مجازى در اين باره هيچ فرقى با هم ندارند ...
Profile Image for طیبه تیموری.
146 reviews
January 2, 2016
مانی از زنی به نام سایه ایمیلی عجیب دریافت می‌کند و با زیرکی پاسخ می‌دهد و جواب می‌گیرد. رفته‌رفته یک رابطه اینترنتی بین این دو شکل می‌گیرد، اما در ادامه پای آدم‌هایی به ماجرا باز می‌شود که مانی فکرش را هم نمی‌کرد. حالا او باید با حقایقی از زندگی و مسائل گذشته‌اش روبه‌رو شود و....
Profile Image for Razieh mehdizadeh.
369 reviews80 followers
December 16, 2016
کتاب را که شروع کردم.. نه از اول بگویم.. پارسال با ارزاقی آشنا شدم. با کتاب سرزمین نوچ.. کتابی بود که دیر شروع شده بود و این ش روی اعصاب بود.. یعنی تا وسط های کتاب که خیلی هم زیاد بود و طولانی هیمنجوری با کلیشه ها رو به رو بودی و ماجرای عشق آمریکا
بودن دختر و اینکه پسر کمی هنوز اصالت دارد و دلسوزی و از این ها.. کم کمن قصه تزریق می شود و .. دیر تزریق می شود.. خیلی دیر...
یعد طبق عادت همیشگی رفتم اسمش را سرچ کردم (راستش می خواستم ببینم شریفی ست یا تهرانی- سندروم دانشگاه تهران و شریف :0 #صددرصد مایه ی شرمساری)
دیدم بازیکن سایق تیم والیبال ایران بوده و ... در این دو کتابی هم که خواندم خودش همیشه حضور دارد یعنی می گوید گولاخ دومتری به خودش رد قالب شخصیت ها.. (حتما خود بازیکن والیبال است دیگر که باید خیلی قدبلند باشد.)
.
با شروع کتاب از ایمیل بازی شان خوشم آمد و من را یاد ایمیل های کتاب پنجشنبه ی فیروزه ای سارا عرفانی انداخت. (یک جمله هم همین وسط از گلی ترقی یادم آمد. نوشته بود پنجشنبه عشق است. اینجا در خارجه البته جمعه عشق است. برعکس ایران که جمعه... است.)
.
بعد اما لحن لوس و ایمیل های بی مزه و شبه روشنفکرانه ی کتاب و شوخی های پنهان جنسی شان رفت روی اعصابم و نمی توانستم بفهمم سایه اگر جامعه شناسی خوانده و استاد موسیقی ست و هند رفته و.. با یک کارمند سهام آخر چرا باید درد و دل کند و همینجوری روی اعصابم بودند سایه و مانی و.. لحن شان هم خیلی روی اعصاب بود و حرف های فلسفی ای که مثل شعار توی ایمیل هایشان پخش شده... اصلا قصه نداشت و همش روایت و مسیج بازی های بی نمک بود...
اما از خودم این روزها خیلی خوشم می آید که کتاب ها را حتی در بدترین حالت شان هم نمی بندم.. نبستم. ادامه دادم و تازه صفحه ی 97 بود که داستان شروع شد و گره افتاد. تازه وارد قصه شدم... یعنی این همه دیر.. و کم کم جالب شد و علت رفتارهای سایه و مانی روشن روشن تر شد.. کم کم شد کتاب.. قصه.. داستان و دیگر ادامه دادم یک بند...
یعنی قبل ش هی با خودم می گفتم یعنی این همه زود با هم صمیمی شدند؟؟ یعنی این همه عزیزم مفتی مفتی توی ایمیل می ریزند و .. خیلی بی معنی بود برایم رابطه و لحن های یکسان و غیرقابل تحمل شان... خیلی چیزها جور در نمی آمد و نمی توانستم سیر غیرمنطقی را تحمل کنم.
اما خوب شد تا آخرش را خواندم و ...
اگر تا صفحه ی 100 می خواندم و ول می کردم یک ستاره هم نمی دادم. اما حالا سه ستاره می دهم با خوشحالی. :)
.
فقط اینکه سال 1400 است و به جای ایمیل می توانست یک چیز دیگری را انتخاب کند.. مثلا چت شاید بهتر بود.

Profile Image for Peyman Haghighattalab.
242 reviews64 followers
January 24, 2020
رمان‌های نامه‌نگارانه سابقه‌ی طولانی‌ای در ادبیات دارن. این کتاب هم توی این دسته‌ی قدیمی می‌گنجید. منتها به جای نامه‌های قدیمی این‌بار با ایمیل روبه‌رو بودیم و به تناسب زمان رویدادهای داستان هم سریع‌تر پیش می‌رفت.
من کتاب رو تا آخر خوندم. دوست هم داشتم که تا آخر بخونمش. هر چند اون قدر برام خفن نبود که بگم چه کار خفنی خوندم. خودم نامه‌نگاری در این جهان مجازی زیاد داشتم. ولی خب از قهرمان این داستان ترسیدم. از مردی که می‌تونست زن‌ها و دخترها رو آن چنان دیوانه و شیدا کنه ترسیدم.
به نظرم همین که منو تا آخر کشوند خوب بوده.
Profile Image for Della Ch.
3 reviews1 follower
January 23, 2016
نثر روانی داره و دیالوگ ها برام خیلی ملموس و آشنا هستن
فقط ای کاش ویراستاری به گونه ای صورت می گرفت که بیشتر مشخص بود متن نوشته ی سایه است یا مانی.
دیشب یه فصل خوندم. فکر کنم امروز تمومش کنم.

تموم شد! چرا این مردها این قدر زیاد شدن؟!
11 reviews1 follower
June 25, 2016
موضوع و روند داستان رو دوست داشتم. خیلی راحت نمیشد حدس زد و پیش بینی کرد. شخصیت پردازی خوب بود. کتاب رو میشد خیلی طولانی تر نوشت که روند ماجرا رو هیجان انگیز کنه. کمی از روال معمول روابط مجازی به دور بود که لابد منع مجوزگیری داشته.
Profile Image for Hami.
311 reviews3 followers
January 7, 2024
برای امتیاز بین دو و سه مرددم. گمانم دو و نیم خوب باشد. درمورد داستان نکته اولی که برای من گیرایی داشت؛ اسم داستان بود از زمانی که چاپ شد وسوسه اسمش رهایم نکرد تا اینکه در طاقچه پیدا کردم و خواندم. ادبیات نامه ‌نگارانه (سرچ کردم. با همین عنوان وجود دارد) سابقه طولانی ای دارد و شاید معروفترینشان بابالنگ دراز باشد (از وطنی‌ها هم "ازبه" امیرخانی را یادم می‌آید.) با توجه به اینکه 8 سالی از چاپ کتاب می‌گذرد ممکن است فرم و حرف‌ها و مدل معاشرت قدیمی به نظر برسد اما تم داستان و جذابیت نوشته ها خوب بود. فقط کمی نزدیک به انتهای داستان، آن ایمیل اشتباهی مانی و آنهمه توضیحات مفصل ... خب... کمی غیرقابل پذیرش بود. به نظرم اگر می‌شد روی لحن دو طرف بیشتر کار کرد که متمایزتر باشد بهتر هم می‌شد (شاید هم با توجه به اینکه با کلمه و کیبرد طرفیم کمی این مساله قابل قبول باشد که لحن‌ها تقریبا یکسان است (؟) )
426 reviews6 followers
May 2, 2023
یک کتاب در قالب ایمیل های یک خانم و آقا به همدیگه!
احتمالا مال زمانی بوده که هنوز پیام‌رسان ها رواج نداشتن و ملت با ایمیل دوست مجازی پیدا میکردن.
بد نبود.
یه جورایی میخواست بی ثباتی و عدم اطمینان توی فضای مجازی رو نشون بده.

«بی نازنین» را از طاقچه دریافت کنید
https://taaghche.com/audiobook/121412
Profile Image for Samane.
366 reviews59 followers
March 18, 2020
محیط مجاری همیشه پر از سوء تفاهم های کوچک و بزرگ است. در این محیط خشک و عبوس آدم ها چون لب و دهان و صورت همدیگر را نمی بینند، موقع صحبت کردن حس شان با هم درگیر نمی شود و نمی توانند نگاه همدیگر را تفسیر و معنا کنند، بنابراین دچار مشکل می شوند و همین باعث می شود دلخوری پیش بیاید.
Profile Image for   Mr.M .
51 reviews2 followers
September 28, 2023
Plot twist آخرش فقط
البته بعدا نظرم عوض شد، درسته خوب بودا ولی چهار ستاره نیست
Displaying 1 - 11 of 11 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.