نفس و آب و نان خود باشم خانه و خانمان خود باشم سالیانی دراز منتظرم لحظه ای هم از آن خود باشم چقَدَر از گذشته، حال و محال؟ یک زمان ناگهانِ خود باشم <آسمان هاست در ولایت جان> کاش در آسمان خود باشم مرزهای ام هنوز پیدا نیست تیرِ آرش،کمانِ خود باشم از غزالی رمیده، می خواهم بوسعید ِ زمان خود باشم