کتاب سراچۀ آوا و رنگ که فراپیش خواننده گرامی است، دوازده چامه، یک ترکیببند، شانزده غزل، نه قطعه، و هفت چارانه (=رباعی) را دربر دارد. در گزینشِ این سرودهها، کوشیده شده است که از زمینههای گونهگون در سخن خاقانی نمونههایی به دست داده آید. نیز از آن روی که این کتاب سرشتی آموختاری دارد و برای دانشجویان نوشته شده است، تنها از سرودههای دشوار و پیچیده خاقانی، نمونههایی گزیده و گزارده نیامده است. نیز از همین روی از یادکرد و بازنمودِ آنچه دانشجو با اندکی درنگ و تلاش و نگریستن به فرهنگ واژگان، خود میتوانسته است فرادست آورد، پرهیز شده است. در گزارش بیتها، زمینهها و دانشهایی گونهگون چون واژهشناسی، ریشهشناسی، زبانشناسیِ سنجشی، باورشناسی، نمادشناسی، سبکشناسی و زیباشناسی که در گزارش متنهای گرانسگ هنری و ادبی از آنها گریزی نیست، به کار گرفته شده است؛ تا دانشجوی ادبآموز آشنایی با آنها را بیاغازد و بر سر آن افتد که دست به آموختن این دانشها بیازد. نیز گذشته از چونیِ سرودهها، در گزینشِ آنها، چندیشان هم در نظر بوده است؛ زیرا شایسته نمیدانستهام که سرودهها را، با ستردن پارهای از بیتها، کوتاه کنم و بدینسان، همگونی و یکپارچگی سروده را از میان ببرم و ساختارِ درونی و معنایی اثر را درهم بریزم و به زیان آورم. این پروا و تنگنا سبب شده است که پارهای سرودهها که شاید میسزیدهاند در این کتاب گزیده و گزارده آیند، بر کنار مانند و سرودههایی که به رسایی و روشنی نمونههایی ساختاری و «گونهای» از شعر خاقانی شمرده نمیتوانند شد، در آن راه جویند.
سراچه آوا و رنگ گزيده ايست از اشعار خاقانى بكوشس ميرجلال الدين كزازي. مزيتي كه داره مثلا بر گزيده سجادي اينه كه اشعار رو مثله نكرده و اگه قصيده اي آورده قطعا كامل آورده تش. خودش رو ملزم دونسته تقريبا همه ابيات رو شرح كنه، و اكثر حرفهاي مهم در مورد ابيات رو ميزنه، گاهي هم فكر ميكنم عامدانه در مورد ابيات سكوت ميكنه كه ميشه هم گفت نميدانم. در توضيح بيتها همينطور يه سري اطلاعات عمومي كه نقشي در معني خود بيت بازي نميكنند هم مياره، مثلا فقه اللغه كه ميدونم روش ستوده اي براي يك نوشته علمي نيست اما سرگرم كننده ش كرده. اما اين كتاب ازان حيث كه نوشته كزازيه دو ويژگي قابل اعتنا هم داره. نخست سعي كزازيه در سره نويسي كه بسيار مصنوعه و بسياق فارسي چندان شباهتي نداره اما حركت خوبي براي فرهنگسازيه و نهايتا گاهي در مورد اسامي صنايع ادبي مخله. ديگري نشانه گذاري ابيات و استفاده از علايم سجاونديه در نظم فازسي، شيرين كاريي كه شاملو هم در حافظش كرده بود و بزعم من بي مورد و اضافه كاريه و چه واجبه آخر هر بين نقطه گذاشته بشه كه مثلا ابيات موقوف المعاني بخوان باين صورت از ديگر ابيات با ويرگول متمايز بشند. بهرروي اين كتاب چيز چندان درخشاني نداره اما استاندارد و آبرومنده.