مجموعهی تاریخ و ادبیات ایران برای کسانی نوشته شده است که به تاریخ فرهنگی و ادبی ایران علاقهمندند و میخواهند برگزیدهای از بهترین شاهکارهای ادبی ایران را همراه با شرح و تفسیر لازم به زبانی ساده و روشن بخوانند و بدانند که این شاهکارها در کدام فضای تاریخی پدید آمده و متقابلاً چگونه بر آن تأثیر نهادهاند. این مجموعه صرفاً تاریخ و ادبیات ایران پس از اسلام را دربرمیگیرد و میکوشد تاریخ ادبی ایران را در پیوند با تاریخ عمومی جهان ببیند و به تحولات فکری و فرهنگی کشورها و اقلیمهایی هم که به نحوی با ایران در ارتباط بودهاند اشاره کند و بهاینترتیب گسترهای روشنتر برای مقایسهی تاریخ و ادبیات ایران و جهان پدید آورد.
آشنایی من با این اثر به لطف داستان کوتاه آثارالباقیه اثر آقای اخوت بود.
خب راجع این اثر اول باید با نویسنده آن آشنا شد. ابومنصور عبدالرزاق یکی از صاحب منصبان (حاکم طوس) در دوره سامانیان بوده، وی پس از دیدن جاویدان شدن نام مترجم اثر کلیله و دمنه با خود این تفکر را میپروراند که نام من هم لایق جاودانی است، پس از دعوت ابومنصور معمری و چندی دیگر دستور به جمعآوری و نوشتن اثری به نام خذاوند نامه (شاهنامه) داد که به شرح حال شاهانِ قبل از اسلام پرداخته است.
از شاهنامه ابومنصوری چیزی جز مقدمه آن باقی نمانده که این خود نیز به لطف شاهنامه منظوم فردوسی بوده که از مقدمه ایشان در نسخه های مختلف در اول شاهنامه فردوسی یاد میشده است.
شاهنامه ابومنصوری به چندی دلیل در میان نیست که از علل مهم آن مواجه آن بعد ها با شاهنامه فردوسی است که کم کم فراموش شد، دلیل دوم آن نیز قطور بودن و به نثر بودن آن است که ایرانیان آن زمان علاقهای به خواندن نثری چنین طولانی نداشتند و شعر را ترجیح میدادند.
اما کوشش ایشان باعث بیهوده نبود و منبع اصلی فردوسی برای سرودن شاهنامهِ خویش بود.
شاهنامه منصوری که چیزی از آن جز مقدمه ۱۵ صفحه ای آن نمانده است یکی از ناب ترین متون فارسی کهن و سرمایه زبان ما شناخته میشود.
کار آقای دهقانی کتابسازی سخیفی است که حتا زحمت نکشیده چیزکی به آنچه پیشتر منتشر شده بیفزاید. همان متن مقدمهی شاهنامه ی ابومنصوری ست. پیدا نیست شوق دهقانی به این دست کتابسازیها از کجا سرچشمه میگیرد
در اهمیت شاهنامهٔ ابومنصوری و خواندنی بودن آن که هر چه بگوییم کم است و حیف و صد حیف که متن کامل آن به دست ما نرسیده. دربارهٔ این جلد از مجموعهٔ تاریخ و ادبیات ایران که دکتر محمد دهقانی چند سالی است مشغول تهیهٔ آن هستند، باید بگویم واقعاً مجموعهٔ ارزشمندی است و هزاران درود بر استاد دهقانی. امیدوارم این مجموعه ادامه پیدا کند و هر چه زودتر شاهد مجلدات بیشتری باشیم. کتاب حاضر هم مفید و خواندنی بود و مقدمهٔ پرنکته و در عین حال موجزی داشت. البته طبعاً میتوان دربارهٔ برخی مسائل مذکور در مقدمه نقدهایی وارد کرد. همچنین در برخی از زیرنویسهای شرح متن نیز مسائلی به نظرم رسید که شاید نیاز به جرح و تعدیل داشته باشند، و الله اعلم.
یکم: تعداد قابل توجهی از این سری کتابهای تاریخ و ادبیات ایران، از محمد دهقانی، رو دادند دستمون در دورهٔ تابستانی المپیاد ادبی. ما هم ناگزیر خوندیم همه را. با این حال من فکر میکنم که نیاز دارم یک دور از اول بخونمشون. روزهای دوره، تحت فشار آکادمیک زیادی خونده شدند و خودم هم در وضعیتی بودم که مغزم هیچ مفهومی رو جذب کردن نمیتوانست. از این ور اضافه کردن کتابهایی که چیز زیادی ازشون یادم نیست، به لیست خوانده شدهها، بار گناه سنگینی رو تحمیل میکنه بهم. در نتیجه این اولین کتابیه که میخونم از این مجموعه انگار.
دوم: این سری کتابها در کل از دو بخش تشکیل شدهاند. بخش اول مقدمهای است نظری، پیرامون پدیدآورنده متن مورد بررسی و طبیعتاً خود متن. و خب چیز خیلی خوبی که وجود داره اینه که، این مقدمهها، صرفاً تکرار مکررات ادبیاتیهای دیگه نیستند. در واقع دهقانی همیشه سعی میکنه از دیدگاه بدیعی که کمتر بهش پرداخته شده کل قضیه رو بررسی کنه، در حین اینکه اطلاعات پایه و لازم برای درک متن و پیرامونش رو بهمون میده. در خصوص بررسی خود متن هم، توضیحات و تحشیههای مورد نیاز رو در اختیار مخاطب قرار میده.
سوم: این کتاب هم مستثنی نیست از نکتهای که در بخش دوم بهش اشاره کردم. کتاب، واقعاً کتاب کوچک و کم حجمیه، با این حال دربردارندهٔ اطلاعات قابل توجهی دربارهٔ موضوع مورد بررسی خودشه. من پیشنهاد میدم کسانی که با خوندن متن کهن ادبیات فارسی مأنوس نیستند یا اصلا علاقهای ندارند به این موضوع، حتماً این کتاب رو بخونند. شروع خیلی خوبی است برای مطالعات متون کهن، و حتی اگر هدف در نهایت رفتن به این سمت ادبیات فارسی نباشه، خالی از لطف نیست مطالعه کردنش. جدا از حجم کم و متن قابل فهم برای مخاطب عام، شاهنامهٔ ابومنصوری، کهن ترین متنیه که بعد از حملهٔ اعراب و شروع حکومت اسلامی در ایران، به جا مونده، و ساختار و زبانش از این منظر قابل توجهه.
این کتاب تصحیح علامه قزوینی است که معنی واژگان و توضیحاتی درباره اشخاص به آن اضافه شده. به نظر من- که حدودی از تاریخ آن دوران آشنایی دارم- توصیفی غلط از فرهنگ ایرانی و برخورد با زبان فارسی میدهد. توصیف محمد دهقانی همان نظر دو قرن سکوت و سرکوبی زبان فارسی است که در واقعیت اصلا اینطور نبوده.