Jump to ratings and reviews
Rate this book

نامه‌های محمد قزوینی به محمدعلی فروغی و عباس اقبال آشتیانی

Rate this book
با مقدمهٔ دکتر احمد مهدوی دامغانی
این کتاب شامل ۱۸ نامه از مرحوم علامه قزوینی به ذکاءالملک فروغی و عباس اقبال آشتیانی به انضممام نامه‌ه­ایی از ذکاءالملک به علامه قزوینی است که جز یک مورد همگی برای نخستین‌بار چاپ و منتشر می‌‌شود.
نامه‌های این کتاب که بیشتر طرح مسائل شخصی و خصوصی مانند گرفتاری­‌های مادی، سختی زندگی در اروپا بعد از جنگ جهانی اول، ازدواج، وضعیت کارهای علمی، تصحیح «جهانگشای جوینی»، اظهار نظر درباره برخی رجال بین سال‌های ۱۹۱۹/۱۲۹۸ تا ۱۹۳۷/۱۳۱۵ است و گویای دوستی عمیق و صمیمی نویسنده و مخاطبان است.
این نامه­‌ها به لحاظ شناخت حالات و روحیات زنده‌یاد قزوینی و طرز کار وی حائز اهمیت و توجه بسیار است، مطلبی کاشانی در مقدمه این کتاب نوشته است: «برخی از نامه‌ها محتوای در حکم یک مقاله علمی دقیق هستند. قزوینی به وسواس علمی مشهور است و محتوای هر یک از نامه‌ها که هیچ‌گاه برای انتشار نوشته نشده بود، این نکته را آشکارتر می­‌سازد.»‏
چاپ ۱۳۹۴

173 pages, Paperback

First published April 1, 2015

30 people want to read

About the author

ایرج افشار

98 books34 followers
ایرج افشار یزدی (زادهٔ ۱۶ مهر ۱۳۰۴، تهران - درگذشتهٔ ۱۸ اسفند ۱۳۸۹، تهران) پژوهشگر فرهنگ و تاریخ ایران و ادبیات فارسی، ایرانشناس، کتابشناس، نسخه پژوه، نویسنده و استاد دانشگاه ایرانی بود.
افشار سابقهٔ تدریس در دانشگاههای داخل و خارج کشور ازجمله: دانشگاه برن (سوئیس)، دانشگاه ساپورو (ژاپن)، و دانشگاه تهران را داشت.
وی پایه گذار کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران و معروف به پدر کتاب‌شناسی ایران است.
محمود افشار یزدی پدر اوست.
ایرج افشار نزدیک به ۶۵ سال کوششهای پژوهشی بیش از ۳۰۰ کتاب و ۳۰۰۰ مقاله در زمینه‌های کتابشناسی،کتابداری، تاریخ، جغرافیا، جغرافیای تاریخی، فرهنگ مردم و موضوعهای دیگر تألیف، تصنیف و تصحیح کرده است. کتابخانهٔ بزرگ و گرانبهای ایرج افشار در مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی محفوظ است.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
3 (27%)
4 stars
4 (36%)
3 stars
3 (27%)
2 stars
1 (9%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 6 of 6 reviews
Profile Image for Ali.
118 reviews
Read
November 20, 2020
‏«چقدر خوب است که انسان در دنیا اقلا یک رفیق شفیق که به حرف او بدون تزلزل و وسواس و از اعماق قلب‌ باور کند و خود را در دنیا تنها فرض نکند داشته باشد، این از بهترین و شادمان‌ترین احساسات انسان است به عقیده من.»‏
از نامه‌های محمد قزوینی به محمد‌علی فروغی/ ۲۸ دسامبر ۱۹۱۹
Profile Image for Amir.
147 reviews96 followers
November 8, 2015
حقیقتش دیگر خیلی وقت است که حوصله ندارم برای دیگران توضیح بدهم چرا فلان کتاب خوب است، مگر شفاهاً! نمیدانم همانقدری هم که قبلاً نوشتم به چه دردی میخورد واقعاً. به هر حال کتاب خیلی خوب و مهمی است، به دلائل مختلفی هم خوب و مهم است. اگر به قول معروف «اهلش» هستید از دست ندهید.‏
Profile Image for Muhammad Taqavi.
24 reviews6 followers
July 10, 2019
حقیقتن مایه تعجب است این نبوغ محمد قزوینی و قلم مسحورکننده اش. این نامه ها به نوعی یک دوره تاریخ فرهنگی کتاب در ایران دوره معاصر محسوب می شود و البته شرحی دردناک از دنیای غریب یک عالِم برجسته که درگیر مشکلات روزمره زندگی است و با بی پولی دست و پنجه نرم می کند
Profile Image for Nima.
188 reviews36 followers
October 9, 2016
ای نامه که می روی به سویش...
   علامه قزوینی بزرگ مردیست در آسمان فرهنگ و ادب فارسی و چه زحمت ها که نکشیده برای اعتلای فرهنگ و بازیابی و بازسازی و تصحیح ادبیات فارسی. حالا فکر کن در کنار آن اسم ذکاالملک فروغی و عباس اقبال آشتیانی هم که بیاید که دیگر نور علی نور است...
خواندن متن نامه های قزوینی بسیار جذاب اند هم از جهت انشا فصیح و بلیغ علامه و هم از آن جهت که می توان اوضاع زمانه را از نامه های ایشان دریافت.
   نامه های منتشر شده عمدتا از خارج کشور و در زمانی که قزوینی سرگرم پژوهش و تصحیح تاریخ جهانگشا بوده نگارش یافته اند و بیشتر از همه اوضاع بد اقتصادی اروپا به خصوص آلمان و فرانسه را در آن زمان به خوبی نشان می دهند.
   دیگر آنکه به قول دکتر دامغانی این نامه ها بیشتر بسان غمنامه اند برای ملت ایران، چه وضعیت سیاسی و اجتماعی ایران را از لا به لای سخنان علامه می توان به خوبی دریافت...
Profile Image for میثم موسوی نسیم‌آبادی.
558 reviews1 follower
December 8, 2024


کتاب «نامه‌های محمد قزوینی به محمدعلی فروغی و عباس اقبال آشتیانی» شامل ۱۸ نامه از محمد قزوینی به محمدعلی فروغی و عباس اقبال آشتیانی و همچنین نامه‌ای از فروغی به قزوینی است که همراه با مقدمه‌ای از دکتر احمد مهدوی دامغانی به چاپ رسیده است. 
    
محمد قزوینی در چند نامه‌ای که به محمدعلی فروغی نوشته است، او را یکی از دو دوست محرم خود شمرده و اذعان می‌کند که نسبت به نجابت فطری و انصاف فروغی خاطر جمع بوده و به آن قطع و علم‌الیقین دارد (قزوینی، ۱۳۹۴: ۳۲-۳۵-۳۶). چنان‌که متذکّر شده است که ما بین من و شما اگر هزار سال هم عمر بکنیم، تعریض و گوشه کنایه‌ای رخ نخواهد داد (همان: ۵۵) و من تا عمر دارم دائماً و بلاانقطاع در آناء لیل و اطراف نهار همیشه از شما متشکّر و شاکر و ممنون هستم. چه از هر قبیل و از هر طرف که ملاحظه می‌کنم، صورةً و معنیً و باطناً و ظاهراً و جسماً و روحاً، از هرحیث آسوده کرده بل آزاده کردۀ شما خودم را می‌بینم (همان: ۷۶).
    
اما گذشت زمان آن‌همه اظهار ارادت‌ و سپاس‌ محمد قزوینی در حق محمدعلی فروغی را به سُخره گرفت و احمد مهدوی دامغانی در مقدمه‌ای که در سال ۱۳۹۳ در فیلادلفیا بر نامه‌های محمد قزوینی نوشت، آورد: 
    
روز جمعه‌ای در سال ۱۳۲۷ به حضور مبارک علامه قزوینی رسیدم در‌حالی‌که سه جلد سیر حکمت در اروپا را دست داشتم و همین که نشستم علامه پرسیدند آن کتاب‌ها چیست؟ به عرض شریفش رساندم سیر حکمت در اروپا و اضافه کردم خدا رحمت کند مرحوم فروغی را که چه مرد فاضل عالمی بوده است و ناگهان مرحوم علامه که دست نازنینش را دراز کرده بود که کتاب‌ها را بگیرد و ملاحظه فرماید، دستش را پس کشید و به تندی فرمود: «فروغی و فضل، فروغی و فضل!!!» و من بنده که از تعجب و تحیّر دهانم باز مانده بود بُهتم زد و از روبه‌رو مرحوم استاد عباس اقبال نگاهی به من فرمود و لبی به علامت اینکه ساکت باش و فضولی نکن گزید و من بعد از آن نامی از فروغی در حضور حضرت علامه قزوینی نبردم (همان: ۱۸).
    
مرحوم استاد سعید نفیسی رحمة‌الله علیه - آه آه که دیگر کجا انسانی به سلامت نفس و صفای باطن و فروتنی و آن همه فضایل اخلاقی که در او بود، می‌توان یافت... خدایش بیامرزد و خداوند درجات مرحوم امام خمینی را متعالی فرمایاد که مکرر این کلمۀ حکمت‌آمیز را از قول استادش مرحوم شاه‌آبادی قدس‌الله سره بیان فرمود که «ملا شدن چه آسان، آدم شدن چه مشکل» و مرحوم امام خمینی آن را به این صورت تغییر دادند که «ملا شدن چه آسان، آدم شدن محال است» - باری مرحوم سعید نفیسی در خاطرات خود چنین مرقوم می‌فرماید:
    
مرحوم محمدعلی فروغی از همان زمانی که هر دو در جوانی طلبه بودند با او (یعنی مرحوم قزوینی) دوست شده بود و بالاترین دوستی‌ها در میانشان بود. وقتی که به طهران برگشت و هنوز کتاب‌های خود را از پاریس نیاورده بود سوزان دخترش که درس می‌خواند محتاج به یک فرهنگ فرانسۀ لاروس شده بود و مرحوم فروغی آن کتاب را به سوزان امانت داده بود. بعد از شهریور که مرحوم فروغی سفیر کبیر ایران در امریکا شد و عاقبت به آنجا نرفت روزی که وسایل رفتن خود را تهیه می‌دید برای وداع به منزل او (قزوینی) آمد و من پیش او بودم که وارد شد. پس از مدّتی گفتگو از این در و آن در ناگهان مرحوم فروغی گفت: راستی آن لاروسی را که به مادموازل سوزان داده بودم بفرمایید بیاورند من می‌خواهم پیش از رفتن کتاب‌های خود را جمع کنم و درِ کتابخانه‌ام را ببندم. 
    
من از این مطالبۀ کتاب چندتومانی که کسی به دختر دوست سی چهل سالۀ خود داده است تعجّب کردم. مرحوم قزوینی بسیار برافروخته شد. چنان‌که عادت وی بود با کمال عجله از اتاق بیرون رفت و اندکی بعد کتاب را آورد و روی میزی در مقابل مرحوم فروغی برد به شدّت انداخت و تا فروغی در آنجا بود دیگر با وی سخن نگفت. ناچار فروغی برخاست و رفت و من دیدم چگونه رشتۀ دوستیِ چندین ساله‌شان در حضور من از هم گسست. از آن روز تا دو سال دیگر که مرحوم قزوینی زنده بود همیشه دربارۀ مرحوم فروغی بیانی داشت که به‌کلّی مغایر و حتی برعکس آن چیزی بود که پیش از آن دربارۀ وی می‌گفت (همان: ۱۹-۲۰).
    
ان‌شاءالله اینک این هر دو بزرگوار [بی‌بدیل و بی‌نظیر (همان: ۸-۱۴)] در آن عالم بالا در فردوس برین که عالم ارواح است و ارواح مجرده با یکدیگر تزاحم ندارند، کما فی‌السابق با یکدیگر انس و الفت داشته باشند و از نعمت و لذّت «لا یسمعون فی‌ها لغواً و لا تأثیما الا قیلاً سلاماً سلاماً» متنعّم و ملتذ گردند (همان: ۲۱).

از دیگر نکات ذکر شده در این کتاب که از نثر نامأنوس دو تن از اساتید بزرگ زبان و ادبیات فارسی یعنی علامه محمد قزوینی و دکتر احمد مهدوی دامغانی تشکیل شده است، می‌توان به کمک خواستن قزوینی از فروغی اشاره کرد. نامه‌ای که در آن محمد قزوینی از محمدعلی فروغی خواهش می‌کند که در صورت امکان از دولت برای او مساعدت مالی طلب کند تا بتواند در پاریس بماند. چنان‌که در ادامه نیز تأکید می‌کند که مطمئن باشید و به هر کس هم که لازم است اطمینان بدهید که بنده هیچ‌وقت اصلاً و ابداً، نه سابقاً و نه فعلاً در خطّ سیاست نبوده‌ام و نیستم (همان: ۳۸).
    
محمد قزوینی در یکی دیگر از نامه‌های خود، ادوارد براون، را پرفسور و یکی از مستشرقین بسیار فاضل و مدقّق و متبحّر می‌خواند که بسیار آدم نیک‌خصال و مظهر مکارم اخلاق است و علاوه بر اینها برای ایران و ایرانیان و هرچیز ایرانی یک اشتیاق و دلبستگی حقیقی مفرطی دارد (همان: ۴۴-۴۵).
    
قزوینی در ادامه عباس اقبال آشتیانی را که تقریباً بیست‌وهشت ساله بود، دوست فاضل و علامه خطاب می‌کند (همان: ۱۲۷) و به اقبال آشتیانی متذکّر می‌شود که پژوهش‌های او سبب استعجاب و استحسان بلکه حیرت و بهت وی شده است و تا کنون در میان هم‌وطنان خود کمتر کسی را دیده است که دارای این طریقۀ انتقادی و بدیع در تدقیق باشد (همان: ۱۱۹).
    
علامه محمد قزوینیِ چهل‌وچهار ساله در یکی دیگر از نامه‌های خود به محمدعلی فروغی می‌نویسد که با تو از مطلبی محرمانه سخن خواهم گفت و آن اینکه من و دختری تقریباً بیست ساله در پاریس به یکدیگر علاقه‌مند شده‌ایم. هرچند به سبب فوت برادر دختر، قبل از آن‌که با هم ازدواج شرعی و قانونی کنیم، از او صاحب دختری به نام سوزان شده‌ام (همان: ۷۴-۷۵).

منبع:
_ قزوینی، محمد، ۱۳۹۴، نامه‌های محمد قزوینی به محمدعلی فروغی و عباس اقبال آشتیانی به انضمام نامۀ فروغی به قزوینی در باب تألیف تاریخی برای ایران، به کوشش ایرج افشار و نادر مطّلبی کاشانی، تهران، طهوری.
Displaying 1 - 6 of 6 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.