کتاب حاضر عهدهدار هدفشناسی از قیام امامحسین ـ علیهالسلام ـ است، و در پی پاسخ بدین پرسش که هدف آن حضرت در هجرت از مدینه به مکه، و از آنجا به کوفه چه بود: پرهیز از بیعت، یا تشکیل حکومت، یا استقبال از شهادت، و یا اموری دیگر؟ بر پایهی این پژوهش، هفت نظریه دربارهی هدف آن حضرت وجود دارد: 1. امتناع از بیعت (دفاع)، 2. حکومت ـ شهادت، 3. شهادت عرفانی، 4. شهادت تکلیفی، 5. شهادت فدیهای، 6. شهادت سیاسی و 7. تشکیل حکومت. پارهی اول کتاب در پی تبیین و سنجش این نظریات و تحریر محل نزاع است. در پارهی دوم، نویسنده عهدهدار اثبات این موضوع شده است که رفتن امام حسین به طرف کوفه، اگرچه به قصد تشکیل حکومت، انتخابی درست بود. پارهی سوم کتاب به دیدگاه اعلام شیعه دربارهی هدف امام حسین، که تأیید نظر مختار نویسنده است، اختصاص دارد.
از آن کتابهایی است که حیفم آمد درباره اش ننویسم قبل از خواندن کتاب، نام اسفندیاری را در توصیه یکی از اهالی موثق حوزه عاشورا پژوهی به خاطر کتاب "از عاشورا حسین تا عاشورا شیعه" ش شنیده بودم. اسفندیاری نمونه عینی یک انسان محقق است و بس! و این خود اصلی ترین دلیل است برای رفتن سراغ کتابی که از عنوانش پیداست، داعیه دار اثری تحقیقی است. نویسنده با مقدمه ده صفحه ای که نوشته، عملا حرف آخرش را همان اول کار گفته است و میشود به جای مقدمه کتاب، نام خلاصه کتاب را نیز بدان داد. نقطه قوت اصلی کتاب پی نوشت های مفصل و گرد آوردن تقریبا اکثر منابع متقدم و متاخر دینی در خصوص هدف شناسی عاشورا( شاید بشود گفت، ذکر رای هر نویسنده ای که در این خصوص قلم زده است، از نگاه اسفندیاری دور نمانده، چه موافق و چه مخالف نظر نهایی نویسنده، از اشاره به مقاله مجید محمدی در کتاب "عاشورا در گذار به عصور سکولار" تا برخی ابیات مولانا درباره حادثه عاشورا!) و بررسی صحت و سقم آنها در دایره برون دینی تاریخ است، هرچند بحث نسبتا مفصلی هم در خصوص علم امام، محدود یا نامحدود بودنش و تمییز درست علم امام به شهادت و قصد شهادت کرده است. نویسنده که در مقام پاسخ به این سوال واضح و سرراست که هدف از حرکت تقریبا پنج ماهه حسین بن علی(ع) از مدینه تا کربلا چه بود، با شرح و بسط مفصل هفت نظریه موجود در این زمینه و به خصوص دونظریه اصلی و غالب به صورت مفصل تر؛نظریه شهادت سیاسی و نظریه حکومت، جانب نظریه مهجور حکومت را میگیرد.( از متاخران گویا تنها صالحی نجف آبادی به این رای بود، هرچند علامه طباطبایی هم با پی گرفتن نظریه جمع، عملا به نظریه تشکیل حکومت رسیده است،هرچند در مقام پاسخ به کتاب شهید جاوید صالحی!) و به این نتیجه موجز میرسد:" تاریخ میگوید امام به طرف کوفه و برای اقامه حکومت می رفت، اما کلام می گوید امام به طرف کربلا می رفت و می دانست به کوفه نمی رسد."
از نظر حقیر تویسنده زوایای بسیاری را بررسی کرده ولی بعضی مسائل را در نظر نگرفته اینکه امام مامور به ظاهر است با نداشتن علم متفاوت است وقتی امام علی ع میفرماید که هرچه میخواهید بپرسید پیش از آنکه من را نیابید دلیل علم کامل است وقتی مرغابیان دامان حضرت را میگیرند امام وعده مرگ خود را میدهد و یا امام حسن که میفرماید جعده من را خواهد کشت، میگویند چرا کاری نمیکنی، میفرمایند که در ظاهر که کاری نکرده چطور ائمه از زمان شهادت خود بیخبرند ولی به صحابه خود و یاران خود زمان مرگشان را میفرمایند(نمونه در کتبی مثل منتهی الامال بسیار است)
نکته دیگر اینکه امام در اوج احتمال پیروزی در زمان خروج از مکه میفرمایند کسانی که میخواهند خون درون قلب خود را فدا کنند همراه بیایند نه در زمانی که احتمال جنگ وشکست وجود دارد
اینکه امام در منزل زباله که خبر شهادت مسلم رسید، بگوییم امام راه را ادامه داد چون برادران مسلم و تعدادی خواستار خونخواهی وی بودند مخالف رفتارهای پیشین امام است، چون اگر به حرف بود، ایشان به حرف بسیاری که مخالف خروج بودند گوش میکردند
باید حرکت امام را قسمتی از یک برنامه بزرگتر دانست که با پایهریزی امامحسن(آتشبس) اغاز شد و توسط امام حسین ادامه یافت اگر فقط امام دنبال حکومت بود، بعد ازخبر شهادت مسلم اهل بیت را در جایی ایمن قرار میداد و با انجام جنگی های نامنظم همان کاری که معاویه در خلافت امیرالمؤمنین ویا حتی بهتر، حکومت را بدست می اورد. اتفاقا شاید اگر حگومت حاصل میشد نتیجه این نمیشد
هدف انقدر بزرگتر بود که برای تک تک اصحاب گزینشی صورت گرفت و تمام رفتارها و صحبت ها در راستای احیای دین بود و ارائه الگو که چون منی با چون یزید نمیسازد، و تا این حد اثر گذاشت که با اون وضع فرهنگی جامعه کار بجایی رسید که در زمان امام باقر و امام صادق، مردم درپی به قدرت رساندن هاشمیان بودند
کتاب هدف امام حسین از حرکت به سوی کربلا بررسی میکنه.اینکه امام حسین برای شهادت رفت یا برای تشکیل حکومت.نظر محققان و دانشمندان شیعه و سنی رو میاره .یه جاهایی که ادله کافی نداره توقف میکنه و نتیجه گیری نمیکنه مثل علم امام به زمان دقیق شهادتش. خیلی از چیزهایی که من فکر میکردم اتفاق افتاده توی این کتاب دیدم سند کافی نداره.خیلی از جملاتی که این سالهای اخیر زیاد نقلشون میکنیم مانند جمله ی قلب هایشان با شماست اما شمشیرهایشان بر علیه شماست که به امام حسین میگن و میخوان که ایشون رو منصرف کنن از رفتن به کربلا. کتاب یه یررسی اجمالی درباره شخصیت هایی که خواستن امام رو از کربلا رفتن منع کنن انجام میده و همینطور درباره کسانی که از کوفه برای امام نامه نوشتن و خب نشون میده کفه علم و درایت اون افراد سنگینتره در کل به نظرم لازمه همه ما بعد از خوندن اینهمه کتاب های ادبی درباره عاشورا این کتاب های تحقیقی رو هم بخونیم
کتاب بسیار قوی هستش. این کتاب نظریات مختلف پیرامون حادثه عاشورا رو به شیوه تاریخی و علمی بررسی کرده. ونظرات و نقدهای مختلف اونها نیز بررسی شدهاند و در نهایت نویسنده سعی کرده با این روش بتونه به توضیح درستی از این واقعه تاریخی برسه. کتاب شهید جاوید یک کتاب دیگست در اینباره که سالها پیش توسط مرحوم ایتالله صالحی نجف آبادی نوشته شد و در اون زمان بسیار مورد نقد و سرزنش دیگران قرار گرفت اما بررسیهای این کتاب نشون میده که نظر ایشون بسیار دقیق و قابل توجه هستش.
اینجوری بنویسم که جز یکی از بهترین کتابایی که خیلی محققانه در مورد عاشورا تحقیق کرده و در کنار کتاب شهید جاوید زوج خیلی خوبی برای تبیین این حادثه اند. متن روان و جذاب و محققانه، مستند و قوی.
بررسی اهداف قیام امام حسین در این کتاب با بررسی نظریات پیشینیان و نقد های وارد به آنان در فضایی به دور از هر گونه جانبداری و با رعایت اصول عقلی وجه تمایز این کتاب به همتایان خود است. نثر ساده و روان آن نیز برای افراد عادی نیز خواندن کتاب را سهل کرده است.
کتاب موشکافانهای است درباره هدف حسین بن علی ، نویسنده بیشتر مدافع رای و دیدگاه مرحوم صالحی نجف آبادیه و همچنین به نظر دیدگاه های متعادلتری نسبت به علم امام داره. شاید نقطه ضعف کتاب ، تکرار بیش از حد برخی استدلالهاست که منجر میشد حجم کتاب کمتر هم بشه.