داستان خوبی داشت ولی قلم نویسنده رو دوست نداشتم. فعل ها مدام بین حالت رسمی و عامیانه جابه جا میشد و این عصبیم میکرد.ریتم داستان کند بود و خیلی وقتا حوصلمو سر میبرد. فقط برای اینکه بدونم چجوری تموم میشه تا انتها ادامه دادم. خلاصه داستان بدون اسپویل: داستان درباره دختری است که دل به مردی طرد شده از خانواده و بدنام میبازه. برای رسیدن به این مرد خودش هم طرد میشه. ولی متاسفانه پس از سالها آرامش قدر خوشبختیش رو نمیدونه و مرتکب بدترین گناه میشه.