جامه بخط کردن کبودی روان در کالبد آدمکها. و اینان ماییم؟ این صورتکها و آدمکهایی که چهره ندارند، پیکر انسانی ندارند، و چیزی غریب از رخ و جثهی آدمهایند؟
کتاب شامل چند طرح از اردشیر محصص با پیشگفتاری از علی اصغر حاج سید جوادی است که در تیرماه ۱۳۵۰ چاپ شده است.
در اواخر قرن نوزدهم نیچه "مرگ خدایان" را اعلام کرد ولی چه کسی زنگها را بخاطر مرگ شیطانها بصدا درمیآورد؟ هیچکس و همه کس. هیچکس مسیح دیگری نیست. و هیچ راهنمایی در جلوی قافله سالار برای رسیدن بارض موعود وجود ندارد. مسیح هر کسی در درون خود اوست و همه قافلهسالارند. دیگر زمان آنکه کسی صلیب را یک تنه بر دوش بکشد و دیگران را نجات دهد گذشته است. تابع بودن و مرید بودن حتی مرید و تابع نابترین عقاید کسی را در روزگاری که جز آفرینش و یا شهادت راهی نیست به فلاح و رستگاری نمیرساند و یا در شمار پاکان و نیکان قرار نمیدهد. هر کس با هر چه که در دست دارد باید برای آنکه مسیحی از خود بسازد. و هفرینشی را بیافریند وارد گود شود. و تاریخ روزگار ما حتی این مقدار از رستاخیز انسانی را نیز قبول ندارد باید با هر چه که در دست داریم مبارزه کنیم و بجلو برویم تا جاییکه انسان بمرز واقعی خود برسد، آنجا مرز آفرینش است: آفرینش انسانهایی که دیگر برای توجیه وضع و موقع اقتصادی خود احتیاجی به مکاتب فلسفی ندارد. آفرینشی که دیگر انسان را بعنوان یک جرثومه فلسفی و فرهنگی و اقتصادی و سیاسی بزیر دستگاههای میکربشناسی نمیبرد. آفرینشی که در قلمرو بزرگ و ابدی خود انسان را با قانون و سنتها و رسوم افسار نمیکند. انسانهایی که در قلمرو ارزشهای کنونی فرهنگ بشری فقیرند و محکوم سعی میکنند خود را به مرز انسانهای برتر برسانند و انسانهای برتر در این تلاشند که سنگرهای خود را حفظ کنند و آنچه را که دارند از دست ندهند و آنچه را که دیگران دارند از آنها بگیرند. بر چنین محوری قوانین اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی روزگار ما وضع میشود. در چنین منظومهای هنرمندان خلق میکنند و متفکران و فلاسفه در برجهای عاج خود مینشینند و انسانها را یکسره از ریشه خود جدا میکنند و او را در قرع و انبیقهای آزمایشگاهای مجلل و باشکوه خود تجزیه و تحلیل میکنند. . . . . . هنر محصص و خصوصیت کار او آنست که او به کشتار شیاطین برخاسته است و از خدایان بریده است. و این آن هنگامهایست که هنرمند آدمی و نیز صاحبدل انسانی قادر است که از خود خدایی بسازد. و این است سحر کلام و عصای جادوی روزگار ما. آنجایی که این آفرینش از درون انسان شروع شد، خلقت بزرگ و منتظر آغاز میشود.
کتاب خوبی بود و طرحهای جالبی داشت ولی تعدادشان بسیار کم بود و دو طرح هم تکراری بود. یکی از طرحها که طرح جلد کتاب "آقای ذوزنقه" نوشته جواد مجابی است هم در این کتاب بود.