برای بسیاری از تسهیلگران مبتدی (از جمله خود من) همواره نسبت تعلیم و تربیت و رابطهی آن با برنامه فبک جای سوال دارد. مثلا اینکه آیا در فبک اصلا آموزشی از سوی تسهیلگر به کودک صورت میگیرد یا نه؟ آیا آموزش غیر مستقیم و القایی در فبک جایی دارد یا خیر؟ به طور کل تربیت و آموزش چه جایگاهی در برنامهی فلسفه برای کودکان دارند؟ در صورتی که چنین سوالهایی را در حلقهی کندوکاو مربیان مطرح کنیم، احتمالا به این پرسش بنیادیتر برسیم که اصلا تربیت و تعلیم به چه معناییست، چه هدفی دارد و باید با چه رویکردی به آن پرداخت؟
کتاب در تلاش برای روشن کردن این موضوع ابتدا به توضیح بنیادیترین مفاهیم مرتبط با این حوزه، (فلسفه و فلسفیدن، آموزش، تربیت و چیستی آن، جایگاه اخلاق در تربیت و مسائلی از این قبیل) پرداخته و در ادامه رویکردها و اهداف گوناگونی که برای تربیت در نظر گرفته شده را بررسی میکند. در بخش بعدی، دربارهی مبانی و چشمانداز برنامهی فبک صحبت میشود. این دو فصل ابتدایی کتاب تا حد زیادی پاسخ پرسشهایی که پیشتر مطرح کردم را مشخص میکند و مخاطب میتواند خود با اندکی ریزبینی به رابطهی میان تربیت و برنامهی فبک پی ببرد. فصل سوم با توضیح خلاصهای از آرای اندیشمندان و فلاسفهی حوزهی تربیت ادامه پیدا میکند. ذکر همسوییها و تقابلهای هرکدام با برنامهی فبک در این قسمت یکی از مفیدترین بخشهای کتاب است. فصل پایانی کتاب تحت عنوان بازاندیشی در برنامهی فبک حکم یک نتیجهگیری کلی را دارد و اگرچه در چند صفحه بیشتر نوشته نشده، اما بسیار مفید و روشنگر است ( بخصوص دربارهی رویکرد محتوایی فلسفه و لزوم در نظر داشتن تاریخ فلسفه در محتوای آموزشی فبک)