Jump to ratings and reviews
Rate this book

وای بر مغلوب

Rate this book
نمایشنامه
چاپ آذر ماه ۱۳۴۹

90 pages, Paperback

First published December 1, 1970

4 people are currently reading
95 people want to read

About the author

غلامحسین ساعدی

83 books420 followers
ساعدی در ۱۳ دی ۱۳۱۴ در تبریز متولد شد. دکتر علی اکبر ساعدی جراح برادر دکتر غلامحسین ساعدی نویسنده و شاعر شهیر و برجسته در باره برادرش و مدرسه طالقانی (منصور سابق) تبریز می‌گوید

«غلامحسین ساعدی پس از پایان تحصیلات ابتدایی در دبستان بدر، کوچه غیاث در خرداد ماه سال ۱۳۲۷ گواهینامه ششم ابتدایی گرفت و در مهرماه همین سال برای ادامه تحصیل وارد دبیرستان منصور شد. دبیرستان منصور در زمینی بنا شده بود که قبلاً قبرستان بود، به هنگامی که منصور استاندار آذربایجان شده بود این دبیرستان سر و سامان گرفت و برای همین نام منصور را روی دبیرستان ما گذاشته بودند، دبیرستان خیلی خوبی بود، معروف بود، اتوریته داشت و خیلی هم از خانه ما دور نبود.»

او کار خود را با روزنامه‌نگاری آغاز کرد. در نوجوانی به طور هم‌زمان در ۳ روزنامهٔ فریاد، صعود و جوانان آذربایجان مطلب می‌نوشت. اولین دستگیری و زندان او چند ماه پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اتفاق افتاد. این دستگیری‌ها در زندگی او تا زمانی که در ایران بود، تکرار شد. وی تحصیلات خود را با درجه دکترای پزشکی، گرایش روان‌پزشکی در تهران به پایان رساند. مطبش در خیایان دلگشا در تهران قرار داشت و او بیشتر اوقات بدون گرفتن حق ویزیت بیماران را معاینه می‌کرد. ساعدی با چوب بدست‌های ورزیل، بهترین بابای دنیا، تک نگاری اهل هوا، پنج نمایشنامه از انقلاب تا مشروطیت، پرورابندان، دیکته و زاویه و آی بی کلاه، آی با کلاه، و چندین نمایشنامه دیگری که نوشت، وارد دنیای تئاتر ایران شد و نمایشنامه‌های او هنوز هم از بهترین نمایشنامه‌هایی هستند که از لحاظ ساختار و گفتگو به فارسی نوشته شده‌اند. او یکی از کسانی بود که به همراه بهرام بیضایی، رحیم خیاوی، بهمن فرسی، عباس جوانمرد، بیژن مفید، آربی اوانسیان، عباس نعلبندیان، اکبر رادی، اسماعیل خلج و... تئاتر ایران را در سال‌های ۴۰-۵۰ دگرگون کرد. پس از ۱۳۵۷ و درگیر شدن ساعدی با حکومت در پس از انقلاب، از ایران مهاجرت کرد، وی در غربت به چاپ دوباره "الفبا" را (جهت حفظ فرهنگ) آغاز کرد. وی در روز شنبه ۲ آذر ۱۳۶۴ در پاریس درگذشت و در گورستان پرلاشز در کنار صادق هدایت به خاک سپرده‌ شد

Gholām-Hossein Sā'edi was born in Tabriz 5 January 1936. In 1963 he graduated from University of Tabriz in medicine, began his writing career (under the pen name Gowhar-e Morād) with short stories and plays (1966). Sā'edi was a noted writer, editor, and dramatist; an influential figure in popularizing the theater as an art form, as well as a medium of political and social expression in contemporary Iran. Later, after completing the mandatory military service he embarked (1963) on a five-year internship to specialize in psychiatry. He was repeatedly investigated, arrested, and incarcerated by the security police (SAVAK) and subjected to both physical and psychological abuse.
Sa’edi’s plays were at first produced and viewed by small groups of university students as ’theatrical experiments,’ and attracted wide audiences. The dialogues are designed to lend themselves to modification by local accents and dialects, a quality that has made the plays accessible and appealing to audiences of different ethnicity and varying levels of intellectual sophistication. By the end of the 1960s Sa’edi’s standing as a prolific dramatist and fiction writer had been well established in the circle of literary figures.
Based on his travels in 1965 to the villages and tribal areas of the Persian Gulf and in 1968 to Azerbaijan in northern Iran, Sa’edi produced a series of monographs with anthropological underpinnings. The importance of these studies is that in a variety of ways they became useful sources for many of Sa’edi’s later works. In Sa’edi’s monographic sketches and fictional narratives the village and the city are both inhabited by the same anxiety-ridden people, tormented by the same problems.
By the early 1970s, in addition to his short stories, he had published a short novel, Tup (The Cannon, 1970) and completed the manuscripts of Tātār-e Khandān (The Grinning Tartar) while he was in prison for

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
23 (11%)
4 stars
41 (21%)
3 stars
74 (38%)
2 stars
42 (21%)
1 star
14 (7%)
Displaying 1 - 22 of 22 reviews
Profile Image for Yegane.
132 reviews154 followers
January 6, 2020
بیشتر از یک سال از خوندنش میگذره و من الان به این فکر کردم اگه بخوام با توجه به حس و حال اون روزم ستاره بدم بی‌شک پنج‌تاست، پس اصلاح میکنم و یک ستاره بهش اضافه می‌کنم.
Profile Image for °•.Melina°•..
419 reviews637 followers
March 14, 2023
اولین نمایشنامه‌ی ایرانی‌ای بود که خوندم.
چیز عجیبی بود.نصف بیشتر مکالمه‌ها بد و بیراه گفتن شخصیت‌ها بهم دیگه بود و در کل داستان هدف خاصی رو در پیش نمیگیره ولی انقدر صحنه‌ها جذاب بودن که تند تند میخوندم ببینم واکنش و عکس‌العمل بعدیشون چیه و پایان بندی هم تا چند لحظه مبهوتم گذاشت.

این نمایشنامه درمورد زن روانی‌ای بود که بعد از مرگ همسرش از همه چیز متنفر میشه و همش درحال جر و بحث کردن با آدم‌های تو خونه‌شه.
صحنه‌ها بین این خانم،خدمتکارهاش و دخترهاش و مرد جوانی که اتفاقی وارد داستان میشه هستش و شخصیت‌پردازی‌ها قشنگ ایرانی و ملموس بود.

در کل جالب بود،ولی فعلا نمیدونم باید چه نتیجه‌گیر‌ی‌ای ازش داشته باشم و میخوام صبر کنم تا تو کلاس راجع بهش حرف بزنیم و اون موقع بیام با دیدگاه‌هایی که از استاد و بقیه‌ی دانشجو‌ها میشنوم،ریویومو کامل کنم✨🤝🏼
Profile Image for Navid Taghavi.
178 reviews73 followers
October 27, 2018
توقعم از ساعدی خیلی بیش از این بود.
Profile Image for Alireza Zamani .
107 reviews6 followers
November 18, 2020
یه کار متوسط که نثر و قلم مخصوص و دلنشین ساعدی میتونه تا آخر آدمو پای کتاب نگه داره.
Profile Image for Peymanjafari.
216 reviews8 followers
July 24, 2024
تم روانشناسی داشت،داستان بیشتر حول محور پیرزن آلزایمری و پارانوئیدی بود،آخر داستان هم مرور کرد که شوهرش چ جنایاتی کرده و چه اشخاصی رو به قتل رسونده و بدبخت کرده،حالا مرور پیرزن پارانوئید بود یا واقعیت این به عهده ذهن مخاطبه،ولی به نظر شخصه نمیتونست همه پارانوئید و توهم باشه،در واقع تروماهای قدیم در زندگی با همسرش در زمان پیری در شخصیت پیرزن نمود کرد،
در مورد مرد جوان نمایشنامه و پایان بندی در یک جمله بگم"آش نخورده و دهن سوخته".!!!
Profile Image for Ehsan Mohammadzadeh.
269 reviews28 followers
April 5, 2016
یک نمایشنامه‌ی بسیار کوتاه در سه پرده. من از پرده‌ی دوم بیشتر خوشم اومد چون حس کردم اینجا نویسنده بیشتر به محیط داستان خودش احاطه پیدا کرده. جذابیت این نمایشنامه برای من بیشتر نثر ساعدیه و خود داستان کشش چندانی برام نداشت و بعضی صحنه‌ها منو یاد کارتون‌های هانا باربارا، مثلا تام و جری می‌نداخت.
شخصیت خانم جذاب بود و ساعدی بار دیگه از یه کاراکتر مجنون تو داستانش استفاده کرده و البته جنون خانم رو به رشد بود و راوی‌ها هم غیر قابل اعتماد بودن. نمایشنامه تم روانشناسی هم داره.
بعید می‌دونم این نمایشنامه مجوز اجرای دوباره پیدا کنه ولی خیلی دوست دارم گوهر خیراندیش، یا از اون بهتر فریده سپاه منصور رو در نقش خانم روی صحنه ببینم.
7 reviews
Read
July 16, 2023
یکی از بزرگترین توی ذوق خوردن های تمام عمرم . کاش ساعدی نامی چنین شگفت را برای نمایشنامه ی دیگری از خود با ژانری متفاوت برمی گزید.
Profile Image for Amir Sahbaee.
394 reviews22 followers
October 20, 2020
از سری کتاب هایی که بخاطر علاقه به ساعدی امسال خریدم.
کتاب یه نمایشنامه ی سه پرده ای کوتاهه در مورد یک خانم و دوتا دخترش و دوتا خدمتکارش و یه فرد ناشناس
فک کنم اگه کتاب رو با کتاب های دیگه ی ساعدی مقایسه کنیم نه گره خیلی خاصی داره نه نثر پیچیده و خاصی.اما به نظرم خیلی هنرمندانه نوشته شده
اول از این نظر که دیلوژن یا هذیان رو خیلی خوب نوشته.کلا ساعدی در نوشتن از فضای بیمارستان و بیماری بخاطر علاقه ی اولیه و رشته ی دانشگاهیش خیلی خوب و دقیقه.
دوم اینکه هرچند به قدرت بقیه ی آثار نیس اما ادم اخر داستان از خودش میپرسه که واقعا کی دیوونه بود این وسط؟و این واسه ی یه نوشته یعنی پیروزی
شخصیت پردازی ها و شخصیت سازی ها خیلی دقیق نیس اما من گذاشتم رو حساب فضای کتاب و شاید به رازالود کردنش کمک کرده بود.به یه فضای سیال یک انسان با مشکلات روانی
نمره ی واقعیم بهش 3.5 بود ولی فعلا 3 دادم
Profile Image for Parisa.
153 reviews299 followers
February 22, 2014
میتونست بامزه باشه ولی خیلی بد تموم شد
Profile Image for Reza Mardani.
172 reviews
May 20, 2014
نمایشنامه ای در سه پرده با موضوع سو استفاده زنها از مردها. جالب بود و کوتاه
12 reviews
May 2, 2025
نقد نمایشنامه «وای بر مغلوب»

اثر غلامحسین ساعدی (۱۳۱۴–۱۳۶۴)

غلامحسین ساعدی، نویسنده و نمایشنامه‌نویس برجسته‌ی معاصر، در سال ۱۳۴۹ نمایشنامه‌ی کوتاه و تاثیرگذار «وای بر مغلوب» را منتشر کرد. این اثر در سه پرده نوشته شده و با بهره‌گیری از زبانی نمادین، تصویری تاریک از فروپاشی قدرت و بی‌اعتمادی اجتماعی ارائه می‌دهد.

داستان روندی کوتاه اما پرکشش دارد. ساعدی در این نمایشنامه به خوبی مکر و حیله‌ی دختران، بیماری مالیخولیایی مادر، و درماندگی مرد جوان (مصطفی) را در بستری تاریک و بی‌رحم به نمایش می‌گذارد. پرده‌ی سوم اوج درگیری‌های شخصیت‌هاست؛ جایی که گره‌های داستان باز می‌شود و ضربه‌ی نهایی به شیوه‌ای غافلگیرکننده بر مخاطب وارد می‌شود. پایان‌بندی اثر غیرمنتظره و در عین حال تاثیرگذار است، گویی که ضربه‌ای محکم و ناگهانی بر ذهن تماشاگر وارد می‌شود.

فضای کلی نمایشنامه تاریک و تلخ است؛ جهانی پر از سوءظن، خیانت و بی‌اعتمادی. استفاده‌ی ساعدی از واژگان محلی، به ویژه کلمات آذری چون «آپاردی»، به اثر هویتی خاص و بومی بخشیده و فضای خفقان‌آور آن را ملموس‌تر کرده است.

از منظر نمادشناسی، نمایشنامه سرشار از استعاره‌های سیاسی است. خانم در داستان نماد رضا شاه است؛ رهبری که در پایان دوران قدرت خود دچار سوءظن شدید شد و نسبت به اطرافیانش بی‌اعتماد گردید. بچه‌ها نماینده‌ی مردم‌اند؛ کسانی که به مرور از حکومت فاصله گرفتند. سکینه و خدیجه به عنوان نمادهای مسئولین حکومتی، بیانگر گروه‌هایی هستند که در اواخر سلطنت رضا شاه دچار اختلاف با او شدند. سوسن و سودابه، دو دختر دیگر، به عنوان نماد فرزندان رضا شاه تصویر شده‌اند؛ فرزندانی که پس از تبعید پدر، تمایلی به حمایت یا بازگرداندن او نشان ندادند.

مرد جوان (مصطفی) نیز نماد کشورهای خارجی است؛ کشورهایی که ابتدا شیفته‌ی قدرت رضا شاه بودند، اما پس از برکناری او، روابطشان با ایران به تیرگی گرایید. البته باید اشاره کرد که استعاره‌ها در این اثر گاهی با غلو همراه است و این بزرگ‌نمایی ممکن است از تاثیر واقعی روایت بکاهد.

«وای بر مغلوب» همچنین بازتابی از دیدگاه حزب چپ نسبت به رضا شاه است؛ نگاهی انتقادی، بدبینانه و همراه با تردید نسبت به ساختار قدرت مطلقه.

در مجموع، این نمایشنامه که در ۱۱۲ صفحه تنظیم شده، اثری قابل توجه در ادبیات نمایشی معاصر ایران به شمار می‌رود. با وجود برخی اغراق‌های استعاری، «وای بر مغلوب» به خوبی موفق شده است فضای اواخر حکومت رضا شاه و بحران بی‌اعتمادی را به تصویر بکشد.
از نظر من این اثر شایسته‌ی نمره‌ی ۸ از ۱۰ است.
Profile Image for Atefe Dtr.
114 reviews11 followers
May 9, 2021
این سومین نمایشنامه‌ای بود که از ایشون خوندم و باید بگم به تناسب اون دوتای دیگه از بهترین‌��ای ساعدی نبود. موضوع کلی داستان ساده ولی اتفاقات جالب توش کم نبود مثل توهمات خانم. شیوه‌ی پردازش هم مثل همیشه ساده اما گیرا بود و من عاشق همین سادگی قلم ساعدی‌ شدم و اینکه پایان داستان هم تلخ اما واقع‌بینانه بود.
🐾
Profile Image for Milad Ahmadi.
20 reviews19 followers
August 15, 2018
بیچاره مصطفی خان، چه تجربه غریبی داشت از عشق و عاشقی.
This entire review has been hidden because of spoilers.
Profile Image for Fatemeh.
14 reviews
October 27, 2022
به دنیای عجیب و پیچیده‌ی ساعدی خوش آمدید.
این اولین نمایشنامه‌ای بود که از غلامحسین ساعدی خوندم. لذت بردم از خوندنش.
Profile Image for Baran rad.
183 reviews2 followers
April 3, 2023
باران نوشت:
ساعدی نمایشنامه‌نویس قوی‌ایه اما این یکی هدف خاصی رو دنبال نمی‌کرد ولی خب تو سه پرده، شاهد صحنه‌های قابل توجهی بودم. پایانش برا من یکی که جذاب بود، بقیه رو نمیدونم…!
Profile Image for Yasamin Rezai.
75 reviews53 followers
June 18, 2024
باورم نمیشه یک مرد در ایران قبل انقلاب نمایشنامه‌ای با ۶ کاراکتر بنویسه که ۵تاشون زن هستند و قربانی کامل داستان مرد هست. رابطه‌ی آزار این زن‌ها جدا جدا با مرد این داستان چیزیه که کمتر تو ادبیات معاصر دنیا شاهدش بودم. و اینکه تصویری که از زن سال ۱۳۴۰ در ایران ترسیم میکنه برای من شگفت آوره. مطمینم همچین چیزی رو بعد انقلاب شاهد نبودیم.
بنظرم ساعدی فتیش جنسی‌ای رو اینجا با طعم جنون و نفرت از جامعه پیاده کرده در تاروپود نمایشنامه. با اینکه در زنجیره‌ی داستان ایراد منطقی دیدم٬ میتونم بگم فضای ملانکولیک کار٬ کاملا توجیهش میکنه.
Profile Image for Sogand Salehi.
18 reviews3 followers
May 25, 2024
نثر به شدت نمادین و جذاب زنده یاد ساعدی»» توجه کنید که شخصیت ها استعاری و برگرفته از اقشار مختلف مردم جامعه است.
1 review
January 18, 2022
"وای بر مغلوب" ریشه در دانش پزشکی ساعدی دارد که حالا در قالب هنر، جان گرفته است. "خانم" روان‌پریش داستان را پیش می‌برد و ما را در رنج‌های زندگی خود همراه می‌کند. در این همراهی ما تکه‌های از پازل زندگی او را کشف می‌کنیم.
Profile Image for Amir.
10 reviews2 followers
June 20, 2015
کتاب خوبیه.
البته زیاد رنگ و بوی روانکاوی داره،ولی نمایشنامه قابل احترام و قشنگیه.
Displaying 1 - 22 of 22 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.