فریدون مجلسی دیپلمات بود. با وقوع انقلاب ١٣٥٧ از وزارت امور خارجه بازخرید اجباری شد و به بخش خصوصی رفت. اما او که در سر سودای نوشتن داشت، این خط را رها نکرد. دهها کتاب حاصل ترجمهها و نوشتههای اوست، اما او چند سالی است که ترجمه را نیز رها کرده و وقتش را صرف نوشتن میکند
یکی از بهترین داستان های ایرانی که متاسفانه گم نام مونده...و من کاملا اتفاقی به سراغش رفتم.
ساعت طلا رمانی است نه چندان بلند که ماجرایی جنایی در تهران اواخر دهه 1320 بهانه یا بستری برای شرحی است که تقریباً به طور کلی به آذربایجان و به طور اخص به منطقه زنجان مربوط می شود. آن داستان می توانست به صورت خبری کوتاه انعکاس یابد، اما بهانه ای به دست داده است تا اطلاعاتی در باره شرایط و نحوه زندگی شهری-روستایی در ایران آن دوران، عشق ها، امیدها و نومیدی ها، ایستادگی ها و شکست ها و رفتارها و کسب و کارها ارائه شود که با نحوه زندگی در بسیاری از بخش های ایران قابل بازشناسی است.
در داستان ساعت طلاً ضمن شرح زندگی روستایی آذربایجان، با فلَش بک هایی (به قول سینما گران)، به تأثیرات جنگ های اول و دوم ایران روس توجه شده و به جریان زندگی آنان طی جنگ های اول و دوم جهانی و خودداری شوروی از بیرون بردن قوای اشغالگر خود از آذربایجان و حمایتشان از نظام جدایی طلب و ستمگر پیشه وری و تأثیرات آن واقعه بر زندگی مردم تأکید بیشتری شده است. کتاب در انتها با گردشی سریع و غافلگیرکننده به آغاز باز می گردد. . .
ساعت طلا داستانی است از فریدون مجلسی ملهم از جنایتی تکاندهنده که زمانی در تهران رخ داده، در پیوند با پیشینهای تاریخی از زندگی کسانی که سهم اندکی در قدرت و سیاست دارند، اما اسیر سیاستهای جهانی و داخلی میشوند! داستان زحمتکشانی است که از سویی برچسب بهرهکشی میخورند و از مدعیان عدالت اجتماعی لطمه میبینند و از سویی قربانی بیعدالتی و کینهتوزی و خشونت سودجویان میشوند، و سرانجامی که آن نیز ریشه در تجربه و آموزشی خشونتزا در زندگی متعارف روستایی دارد.
حوصله سر بر و پر از آب بندی و شرح و تفسیر های بیخود. صد صفحه ی اول داستان فقط درمورد اصول دامداری و کشاورزی و زندگی روستا و ... اینجور چیزاست. اگه نخونینش هم هیچ آسیبی به داستان نمیرسه. در کل هم فقط یه بخش ساعت طلاش ارزش خوندن داشت بقیهش جذاب نبود
خیلی قشنگ بود و متاسفانه غم برانگیز... توضیحات مختصری از حماقت های ناصرالدین شاه بی کفایت و کم عقل در خلال داستان بود، که بیسوادی و بی کفایتی این شاه خائن رو نشون میداد. همچنین اوضاع ناراحت کننده مردم عزیزمون در زمان جنگ جهانی دوم و چپاول روسها که چطور زندگی قشنگ روستایی رو که در اول کتاب روحمو نوازش داد، با غارت و چپاول به نابودی کشوندن، رو به طور خلاصه و روان به تصویر میکشید. و خود داستان که پایانش خیلی تکان دهنده و تلخ بود...
به گفته نویسنده این داستان بر اساس واقعیت نوشته شده. کتاب تقریبا 170صفحه است و خوندش وقت زیادی نمیگره و اطلاعات مختصری از گذشته، در خلال داستان میده که خوندندشو جالب میکنه، هر چند میشه گفت از لحاظ ادبی زیاد چنگی به دل نمیزنه اما ارزش خوندن رو داره.