Jump to ratings and reviews
Rate this book

شاهکارهای ادبیات فارسی #40

(ابراهیم (قصص الانبیاء

Rate this book
عنوان: شاهکارهای ادبیات فارسی جلد 40 - ابراهیم (قصص الانبیاء)؛ نویسنده: ابواسحاق نیشابوری؛ به کوشش: محمدقاسم صالح رامسری؛ امیرکبیر، 1364؛ در 82 ص؛ چاپ دوم 1369؛ چاپ سوم 1379؛ چهارح 1389؛ پنجم 1392؛ شابک: 9789640005743؛ موضوع: سرگذشت پیامبران از قرن پنج هجری قمری قرن 11 م

84 pages, Paperback

First published January 1, 1985

4 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
2 (66%)
4 stars
0 (0%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
1 (33%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 of 1 review
Profile Image for Mohammad Ali Shamekhi.
1,096 reviews314 followers
October 15, 2015
به دلیل اینکه آدم رو به فکر وادار می کنه نمره اش دو و نیم واقعا

برای من چند چیز در مورد اصل داستان و همچنین تفاسیر و توضیحات أبواسحاق نیشابوری جالب بود

اول اینکه مکرر می شد دید که بعضی نظرات و احادیث طرح شده - حتی از جانب نویسنده ی توضیحات - اصلا با نص قرآن سازگار نیستند و معلوم نیست چطوری اصلا این وسط امکان طرح شدن پیدا کردن

دوم اینکه داستان به عنوان یک داستان اسطوره ای جالب و تأثیرگذاره اما به محض اینکه قرار شه تاریخی لحاظ بشه و جزئیاتش الهی دونسته بشه به راحتی می شه یک داستان خطرناک دونستش و یا حتی احمقانه - مثل طول و تفصیل مهیا کردن هیزم برای سوزاندن "یک" آدم ناقابل و ... . خطرناک به دلیل تأکید شدیدی که بر اتکای به خدا میشه؛ تا حدی که ابراهیم از جون فرزندش می گذره ( اینکه در نهایت اسماعیل زنده می مونه تغییری در اصل قضیه ایجاد نمی کنه )؛ تاحدی که هاجر باید از ابراهیم دل بکنه ( از اینکه تو بیابون ولش کرده انقدر ازش شاکی می شه که به خودش می گه فقط خدا منو نجات می ده )؛ کلا اینکه ابراهیم زن و بچش رو تو بیابون رها می کنه به خاطر حرف ساره و بدتر اینکه جبرئیل حرف ساره رو تأیید می کنه ( همچنین یادمون نره که هاجر یک کنیزه ). انگار خدای ابراهیم فقط آمده که پیوندهای انسانی رو از هم بپاشونه. انگار این خدا آدم ها رو جدا جدا و صرفا برای خودش می خواد. حتی تا حدی علم گریزانه هم هست. مثلا وقتی بحث از ساختن کعبه می شه هیچ حرفی از اندازه گیری و هندسه و ... نیست ( اونم از طرف ابراهیمی که از میان طبقه ی کاهنان بابل می آد یعنی علمای سرزمین هندسه و ریاضیات )، جبرئیل میاد به ابراهیم می گه چگونه باید کعبه رو بسازه. انگار به امر انسانی هیچ اطمینانی نیست

سوم اینکه داستان - خصوصا اواخرش - پر از ستایش از اعراب حجاز و دین محمده. از زبان ابراهیم، اسماعیل - جد اعراب - به شدت بر اسحاق - جد یهودیان - برتری پیدا می کنه؛ مکه و پیرامونش ستوده می شه و ساره به این سرزمین لم یزرع که هاجر و اسماعیل توش زندگی می کنند حسودی می کنه؛ ابراهیم جاهایی بی ربط از پیامبری محمد حرف می زنه و اموری از این دست . به نظرم دعوای این دو پسر عمو - اعراب و یهودیان - در شکل گیری تاریخ اسطوره ایشون خیلی تأثیر داشته

چهارم اینکه ابراهیم از گذشته ای نامعلوم وارد عرصه می شود. برای من از همه جالب تر آن است که بدانم ابراهیم در بابل چه می کرده. پدرش و عمویش از طبقه ی بالای جامعه بوده اند و چون عمویش - و حتی به قولی پدرش - از کاهنان بوده اند می شود نتیجه گرفت که ابراهیم از نسل طبقه ی کاهنان بابل است ( چون در قدیم کاهنان معمولا طبقه ای خاص بودند و میراث کهانت از پدران به فرزندان می رسید ). به نظرم باید با مراجعه به تاریخ حال و هوای آن عصرهای کاهنان بابل را پی گرفت تا به ابراهیم تاریخی نزدیک تر شد

پنجم اینکه خدای ابراهیم ظاهرا صرفا عذابش را صرف امور جنسی و انکار توحید می کند؛ و از عذاب به دلیل ظلم و ستم حکام یا اموری از این دست خبری نیست. ظاهرا دغدغه های خدای ابراهیم هم با دغدغه های ما فرق دارد


نکات فرعی ای هم میشه دید در این روایت. مثلا حضور مکرر عدد سه خصوصا در آغاز داستان. یا اینکه اولین فردی که به ابراهیم ایمان می آره ساره است - مثل داستان پیامبر و خدیجه
Displaying 1 of 1 review