کتاب قابل شناسایی نیست یعنی من نه تونستم مؤلفش رو بشناسم و نه مترجمش رو. خود کتاب هم مبهمه. در مقدمه ای که آمده - که معلوم نیست نگاشته ی کیست - نویسنده می گوید: من پیش زیبارویی که در حال کشیدن تریاک بود، نشسته بودم و در آنجا زیبارویی از دوستان او هم بود. بعد من و آن دومین انسی گرفتیم و ناگهان من خود رو جای تسینگ پان یانگ حس کردم و آن زیبا رو هم خود رو به عنوان محبوبه ی تسینگ پان یانگ. بعدها که میان من و آن محبوبه جدایی افتاد دست به ترجمه ی (؟) اشعار (؟) زدم
بخش دوم کتاب زندگی نامه ای از شاعرست. شاعر چینی است و متولد 1855. من باز از شاعران بزرگ چین کسی با این وضع پیدا نکردم. همچنین در جایی نوشته که در سال 1926 فردی به نام متیو کینگ لیک - چین شناس انگلیسی - گزیده ای از اشعار این شاعر رو چاپ کرده که من باز چنین فردی نیافتم
اشعار رومانتیک اند. اشعار اولیه به بدن محبوب می پردازند در قالب استعاره ها و بعدی ها به احساسات عاشق و بی وفایی ها و جدایی ها و غیره. ابتدا زیادی تو ذوق می خورد آبکی بودن بیان، اما بعد قوی تر شد
من "وصف یک گل نلومبوی سرخ"، "وصف دو قمری"، مضمون شعر "حس ششم"، "دست ها"، "ماه منجمد"، "ستایش لک لک ها"، "مه"، "رود در ظلمت"، "سنجاق نهانی"، "برگ سرخ"، "چین"، "درخت لذات"، "خطاب به کوبلای خان"، "نغمه ی مرغ در سحرگاه"، "شبح"، "اهدا به ابرها"، "راه خزان" و "آن سر دنیا" رو بیشتر پسندیدم. البته اکثرا اشعار متوسطی اند