آسیب شناسی انجام گرفته در مورد تمامی تاریخ های ادبی ایرانی و شرق پژوهان و همچنین تذکره ها، بسیار زیبا و منسجم و منطقی بود. نویسنده با دقت نکته بینانه تاریخِ تاریخ ادبیات نویسی در ایران را بررسی کردهو نکات قوت و ضعف و بایدها و نبایدها را بری خواننده یادآور شده است کتابشناسی آخر کتاب نیز بسیار غنیمت و کاربردی ست
ماجرای ما و درسنامههای محمود فتوحی بروجنی این کتاب، و در واقع اکثر کتابهای محمود فتوحی، یک کار مهم و بنیادین میکنند: مولف از دانش وسیع (اما نه الزاماً عمیق) خود دربارۀ نظریات ادبی معاصر (و بر پایۀ درسنامهها و شرحهای آنها) بهره میگیرد تا نشانمان بدهد که چقدر راهی که آمدهایم به ترکستان بوده! هنر محمود فتوحی در همین بالا گرفتن آینه است که ببینیم غرب، از چشمانداز او و از طریق ترجمههای بریدهبریده از نظریات غربی، چطور با پدیدۀ ادبیّات، متن ادبی و تحولات آن برخورد کرده است و تا بفهمیم ما چه قدر بر خطا بودهایم. فتوحی نظریۀ خاصی ارائه نمیکند و طرحی منسجم و کلّی نه برای سبکشناسی و نه برای تاریخنگاری ادبی پیش نمینهد. کتابهای او «نمیخواهند» هم که چنین کنند. چنین توقّعی از کتابهای او - که باید اعتراف کنم من هم قبلتر از آنها داشتم - منجر به این بازخورد بسیار رایج میشود که «آخر نفهمیدیم باید چطور باشد» که من بارها شنیدهام. فتوحی نمیخواهد به شما بگوید که باید چطور باشد؛ میخواهد بهاختصار تمام (اختصاری تقلیلگرانه و آموزشی) نشانتان بدهد که دیگران چطور هستند و گاهی - مثلاً دربارۀ این کتاب - چطور «نباید» باشد.
این کتاب هدف و ساختار مشخصی دارد؛ هدفش را بهنسبت بیان کردم: نظریّات غربی دربارۀ تاریخنگاری ادبی چیست؟ و در پرتوی بینش وسیعتری که به پرسش تاریخنگاری ادبی یافته و ضرورت بازنویسی تاریخ ادبیّات فارسی را دریافتهایم، به ارائۀ یک کتابشناسی و جریانشناسی از تاریخنگاری ادبی فارسی دست میزند. بخش دوم کتاب، یعنی همین جریانشناسی و کتابشناسی مشخصاً مفید بود. من از خواندنش خیلی آموختم و کتابهایی که نمیشناختم معرفی شد. مصادیقی که مولف برای خطاهای اساسی تاریخنگاریهای معیار بیان میکند دقیق است و اشارات وی به ریشۀ این خطاها، مثل مسالۀ ملیگرایی، صائب.
کتاب برای هر کسی که به ادبیّات فارسی علاقهمند است، حتّی اگر چندان هم توجّهی به نظریّه ندارد، یک ضرورت به حساب میآید.