کتاب «شاهزاده خانم محکوم» نوشته ی «داریا اولیویه» و ترجمه و اقتباس «ذبیح الله منصوری»، روایت این انقلاب با محوریت شاهزاده ای فرانسوی تبار است که دل به افسر نجیب زاده ی روسی بسته است و همین عشق پیوند عظیمی میان او و این انقلاب و مبارزات آن ایجاد می کند. مبارزات انقلابی که در قرن نوزدهم و به تأسی از انقلاب فرانسه و شعارهای آزادی، برابری و برادری اش در تمام اروپا ریشه دوانده بود، قصد داشت حکمرانان تمامیت خواه و مستبد را سرنگون و یا مجاب کنند که به حاکمیت قانون تن دهند. انقلابیون روسیه در 1825 نیز هدفشان دست یافتن به حکومتی پارلمانی و خلاص شدن از شر استبداد بود. رمان تاریخی «شاهزاده خانم محکوم» با دستمایه قرار دادن تلاش های انقلابیونی که با توجه به طبقه ی اجتماعی متفاوت شان، مواجهه ی دیگرگونی با این مسئله داشتند، داستان انقلابی را روایت می کند که با عشق، خون، شکست، تبعید و مرگ گره خورد و در تاریخ با همین ها به یاد مانده است.
از اونجایی که نویسنده مقطعی از تاریخ کشور روسیه (قیامِ اشراف و نجبا و شاهزادگان علیه حکومت وقت) رو در قالب رمان گنجونده بود، برای من خیلی جذاب و پرکشش بود. جزو کتابهایی بود که دوس نداشتم زمین بذارم و بعد از تموم شدنش، علاقه ی عجیبی در من ایجاد کرد که درخصوص تاریخ کشور روسیه بیشتر مطالعه کنم و کتابهای نویسندگان مطرح روسی مثل داستایوسکی رو در اولویت خوندن قرار بدم.
این کتاب که یه رمان طولانی درباره عشق بین دختر مهاجر فرانسوی ساکن روسیه و یه افسر نجیب زاده ی روسیه ، اطلاعات خیلی جالب و کاملی درباره وضع جامعه ، رسوم و عقاید و جو حاکم بر روسیه تزاری میده. این تنها کتابیه که من از ترجمه های منصوری خوندم . سبک ترجمه و نثر عجیب استاد هم برای من تجربه جالبی بود. البته نسخه ای که دست منه چاپ اواخر دهه شصته با جلد گالینگور
عالی...وقایع تاریخی روسیه در قرن ۱۹ میلادی و شورش دکابریستها رو طوری توصیف کرده که میتوان خود را در آن فضا تصور کرد ... و اینکه چقدر شبیه ایران خودمان بود
خوندن این کتاب یک ماه و نیم طول کشید ،به نظرم خیلی سخت خوان بود دست و دلم اصلا نمیرفت که بخوام کتاب رو باز کنم و بخونم،نمیدونم بخاطر قلم نویسنده بود یا ترجمه آقای منصوری ،چون تا حالا ترجمه ی دیگه ای از این مترجم نخوندم. ماجرای کتاب واقعی و براساس شورش اشراف روسیه برای داشتن قانون اساسی و بعد تبعید و زندانی شدنشون در سیبریه هست.اطلاعات خوبی داشت و شدیدا هم من رو یاد کشور خودمون می انداخت.
یک رمان تاریخی -عشقی از یکی از شاهزادگان روسی ( انن کو ) و معشوقه و همسر فرانسوی او ( پولین ) که خیاط ماهری بود حکایت شده این رمان به وقایع ثبت شده روسیه در سال های ۱۸۲۵ تا ۱۸۵۵ میپردازه که برای من از جذابیت خاصی برخوردار بود به این علت که در قالب رمان عاشقانه یک بخش کوتاهی از تاریخ روسیه رو مطالعه کردم کتاب بسیار روان و در فصل های بسیار جذاب بود