پیشگفتار کتاب دربارهٔ سیر شعر غربی و مکاتب ادبی، مختصر اما بسیار کاربردی بود. تحلیل شعر های شاملو خیلی آکادمیک وار نوشته شده بود برای همین گاهی خسته کننده میشد. در کل برای پژوهش در شعر شاملو منبع خوبیه.
این کتاب تاملی است در شعر احمد شاملو , البته به نظر بنده آنچنان که باید در این کتاب پردازش صحیحی نسبت به آثار احمد شاملو نشده است و آقای پورنامداریان صور خیالی که خود از اشعار شاملو استنتاج کرده است را در کتاب گنجانده . البته این به هیچ عنوان از معایب کتاب به شمار نمی رود بلکه اگر آقای پورنامداریان در همان زمان به خود احمد شاملو مراجعه می نمود و طرح مسئله می کرد بالطبع ما با اثری جامع تر و نزدیکتر به نظر شاعر مواجه بودیم .
This book is very comprehensive and an obstacle, very wonderful and amazing. Anyone who wants to become a poet of white poetry (Shamloui) just by reading this book, can know the main course of the poetry of the world and especially of Iran and especially the modern and contemporary influential literature of Iran, and then there is nothing in white poetry that has not been taught in this book, in a way that you can fully use and without the need for the presence of a teacher. If a book can be both a teacher and a forever guide and reference, it is only this book! This book is sufficient and has no equal. این کتاب بسیار جامع و مانعی است، بسیار فوق العاده و اعجاب آور، هر کسی که میخواهد شاعر شعر سپید (شاملوئی) بشود تنها با خواندن این کتاب، می تواند سیر اصلی شعر جهان و به ویژه ایران و خصوصا ادبیات مدرن و معاصر تاثیر گذار ایران را دانسته و سپس چیزی در شعر سپید نیست که در این کتاب آموزش نداده باشد، آن هم به طریقی که به تمامی بتوانید مورد استفاده قرار داده و بی نیاز به حضور استاد بنا به اندازۀ دریافتتان از این کتاب می توانید شاعر شعر سپید شوید! اگر کتابی بتواند به تنهایی هم استاد و هم برای همیشه راهنما و مرجع باشد تنها همین کتاب است! این کتاب کافی است و نظیر ندارد.
یکی از مهمترین کتابها دربارهی شعر احمد شاملو. فصل «عاطفه»ی این کتاب نشان میدهد یک پژوهشگر جدی بالاخره نشسته و سعی کرده تمام اشعار یک شاعر را بخواند و مروری محتوایی (گرچه ساده) بر آن داشته باشد. فصولی که مربوط به خیال و تصویر در شعر شاملوست از جنس آن دسته پژوهشهای آماری ضروری است که چندان مورد توجه شخص من نیست. نگاه پورنامداریان و خوانشهای ارائهشده توسط او بالاخره مهماند چون بخشی از جریان اصلی فهم و تاویل شعر معاصر بودهاند، گرچه با آن همدلی تام و تمام نداشته باشم. تلاشش برای ارائهی یک فهم خاص اجتماعی، و یافتن مابهازا برای تقریبا تمام مفردات شعر، از مسایلی است که گاهی مرددم میدارد؛ معتقدم این ایراد را مثلا در فهم او از شعر «شبانه» (اگر که بیهده...) میشود دید.