Jump to ratings and reviews
Rate this book

وقتی کنارت چای با عطر تو نوشیدم

Rate this book

Unknown Binding

Loading...
Loading...

About the author

علی صفری

1 book1 follower

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
2 (100%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 of 1 review
699 reviews29 followers
February 18, 2022

چه کسی خواسته تا کار به اینجا برسد؟!
عشق و دیوانگی ما به مدارا برسد؟!

قسمت دشمن انسان نشود روزی که
"دوستت دارم"معشوق به "اما" برسد

سد بر این رود کشیدند به دریا نرسیم
قزل آلا که نمی خواست به دریا برسد !!


"عشق آتش به همه عالم و آدم زد" و رفت
غم کمین کرد که در روز مبادا برسد


به خدا با  زدن حرف دل انصاف نبود
تاج به یوسف و ماتم به زلیخا برسد


بین جمعی که نشستند قضاوت بکنند
کاش می شد که کمی هم به خدا جا برسد
--------------------------


همیشه گریه های زیر باران ماجرا دارد
که یک سر در پشیمانی، سری هم در وفا دارد

میان خاطراتت  آنچنان بر سینه می کوبم
که ثابت می کند یک دست هم گاهی صدا دارد

نبودت روزهایم را به قدری بی هویت کرد
که در تقویم من تنها غروب جمعه جا دارد

یقین دارم کسی ظرف دعا را جابه جا کرده
تو را من آرزو کردم کسی دیگر تو را دارد!

---------------------

از بس شبیه شمع چکیدم دلم گرفت...
از بس دویدم و نرسیدم دلم گرفت...

ازبس که خویش را به جدایی زدم ولی..
درخلوت از تو دل نبریدم دلم گرفت...

از بس بهانه های خودم را شنیدم و...
حرف دل تو را نشنیدم دلم گرفت...

ازبس که حرف عشق شنیدم تمام عمر...
یک لحظه عشق را نچشیدم دلم گرفت...

من هرچه میکشم همه زیر سر دل است..
از بس که بار عشق کشیدم دلم گرفت.
Displaying 1 of 1 review