چهل حکایت از گلستان سعدی، مجموعه ای است با دکلمه ی زنده یاد خسرو شکیبایی و آهنگ سازی کارن همایونفر. و شامل حکایت هایی از جمله بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد، با طایفه بزرگان به کشتی در نشسته بودم، صیادی ضعیف را ماهی قوی به دام اندر افتاد و .. می باشد.
نسخه ی صوتی را با صدای خسرو شکیبایی می توانید از نوار بشنوید: http://www.navaar.ir/audiobook/164/40...
Abū-Muhammad Muslih al-Dīn bin Abdallāh Shīrāzī, Saadi Shirazi (Persian: ابومحمد مصلح الدین بن عبدالله شیرازی, Arabic: سعدي الشيرازي) better known by his pen-name as Saʿdī (Persian: سعدی) or simply Saadi, was one of the major Persian poets of the medieval period. He is not only famous in Persian-speaking countries, but has also been quoted in western sources. He is recognized for the quality of his writings and for the depth of his social and moral thoughts. Saadi is widely recognized as one of the greatest masters of the classical literary tradition.
His best known works are Bostan (The Orchard) completed in 1257 and Gulistan (The Rose Garden) in 1258. Bostan is entirely in verse (epic metre) and consists of stories aptly illustrating the standard virtues recommended to Muslims (justice, liberality, modesty, contentment) as well as of reflections on the behaviour of dervishes and their ecstatic practices. Gulistan is mainly in prose and contains stories and personal anecdotes. The text is interspersed with a variety of short poems, containing aphorisms, advice, and humorous reflections. Saadi demonstrates a profound awareness of the absurdity of human existence. The fate of those who depend on the changeable moods of kings is contrasted with the freedom of the dervishes.
«آوردهاند که حاکمی عادل را در شکارگاهی صید کباب کردند و نمک نبود غلامی به روستا رفت تا نمک آرد. گفت نمک به قیمت بستان تا رسمی نشود و ده خراب نگردد. گفتند از این قدر چه خلل آید؟ گفت بنیاد ظلم در جهان اوّل اندکی بوده است هر که آمد برو مزیدی کرده تا بدین غایت رسیده.» همیشه قدری تردید دارم در انتخاب کتابهای صوتی. اطمینان دارم هر کتابی را نمیتوانم بشنوم. مثلاً خانم دلوی اگر با بهترین گویندهها و بهترین کیفیت صوتی بشود باز هم نسخه کاغذیاش را ترجیح میدهم. اما کتاب صوتی «چهل حکایت از گلستان سعدی» از بهترین گزینهها برای شنیدن است. خوبی و دلپذیری صدای خسرو شکیبایی که دیگر گفتن ندارد و ایجاز حکایتها ثأثیرشان را چند برابر میکند. هر حکایت کمتر از یک دقیقه است، پیامش اما برای یک عمر یک آدمی کفایت میکند.
یک اثر بسیار زیبا از سعدی شیرازی با صدای زیبای زنده یاد خسرو شکیبایی.
یکی از بزرگان گفت: پارسایی را چه گویی در حق فلان عابد که دیگران به طعنه گفتند؟ گفت:بر ظاهرش عیب نمیبینم و بر باطنش غیب نمیدانم. هرکه را جامه پارسا بینی ،پارسا بدان و نیک مرد بنگار.و اگر ندانی که در نهادش چیست،محتسب را درون خانه چکار؟
یکی از حکما را شنیدم که میگفت:هرگز کسی به جهل خویش اقرار نکرده است مگر آن کس که چون دیگری در سخن باشد،چنان سخن تمام نگفته سخن آغاز کند.
زاهدی مهمان پادشاهی بود. چون به طعام بنشستند کمتر از آن خورد که ارادت او بود و چون به نماز برخاستند بیش از آن کرد که عادت او، تا ظنّ صلاحیت در حق او زیادت کند.
چون به مقام خویش آمد سفره خواست تا تناولی کند. پسری صاحب فراست داشت. گفت: ای پدر! باری به مجلس سلطان در طعام نخوردی؟ گفت: در نظر ایشان چیزی نخوردم که به کار آید. گفت: نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید.
ترکیب حکایات گلستان با بلاغت کلام سعدی و صدای نافذ و بیان تاثیرگذارخسرو شکیبایی و موسیقی گیرا که توسط کارن همایونفر (به همراه آرش بادپا که متاسفانه نمیشناختم) واقعا دلربا از آب دراومده در حدی که شبها بخشی از این کتاب صوتی رو گوش میدم تا با آرامش و راحتی بخوابم. اینطوری نثر و نظم سعدی هم چنان بر جانم میشینه که بخشی از وجودم میشه. جالبه که حکایات گلستان گاهی خیلی ساده به نظر میرسن ولی اثر خودش رو در آدم باقی میذاره.
اعرابی را دیدم در حلقه گوهریان بصره که حکایت همیکرد که وقتی در بیابانی راه گم کرده بودم و از زاد معنی چیزی با من نمانده بود و دل بر هلاک نهاده بودم ناگاه کیسهای یافتم پر مروارید. هرگز آن ذوق و شادی فراموش نکنم که پنداشتم گندم بریانست باز آن تلخی و نومیدی که معلوم کردم که مرواریدست.
در بیابان خشک و ریگ روان تشنه را در دهان ، چه در چه صدف مرد بی توشه کاوفتاد از پای بر کمربند او چه زر چه خزف